نوشته شده توسط : moshaverzendegi

زمانی که وسواس فکری عملی بر ما غلبه می کند، قدرت اراده و میزان خرسندی از زندگی مان رو به ضعف و انحطاط می رود. در این اختلال، ما تحت تأثیر افراد و وقایع قرار می گیریم که در نتیجه به طور خودکار مشروح مکالمات و صحبت های گذشته را دوباره در ذهن مان شبیه سناریو منعکس می کنیم. هنگام مکالماتمان علاقه کمی به آنچه دیگران می گویند نشان می دهیم و فوراً سر صحبت وسواس و فراموشکاری مان را باز می کنیم تا بر مخاطبمان تأثیر بگذاریم. وسواس های فکری از نظر شدت تفاوت دارند. در وضعیت خفیف ما سعی در منحرف کردن حواسمان از محرک های مزاحم داریم؛ اما در وضعیت شدید، تفکرات بر وسواس غالب می شوند. همانطور که در حالت اضطراری وسواس قادر به کنترل هشیاری خود نیستیم و حتی با استدلال و منطق نیز قانع نمی شویم. تفکرات سرعتی پیش رونده و انتقالی یا تعمیمی دارند که از نگرانی های مداوم، خیال یا بررسی عکس العمل و کارها نشأت می گیرند. وسواس ها می توانند ذهن و عملکردمان را مخدوش کند. آنها می توانند افسار زندگی مان را به دست گیرند چنانچه از زمان، خواب و حتی روزها یا هفته های خاطره انگیز و فعالیت های مفید و زاینده غافل می شویم. وسواس ها موجب ناتوانی مان می گردند و گاهی اوقات ما را ملزم به انجام رفتارهای وسواسی از قبیل کنترل مکرر ایمیل ها، وزن یا درهای قفل شده می کنند. ما قادر به رسیدگی به خود و احساساتمان نمی باشیم و توانایی استدلال و حل مسئله را نیز نداریم. این گونه وسواس ها معمولا ریشه در ترس دارند.

بیشتر بخوانید: فرآیند عشق در مغز

وسواس و اعتیاد

وابستگی های روانشناختی از جمله اعتیادها بر جنبه های محیطی تمرکز دارند. اعتیادها شامل موارد الکلی مانند اعتیاد به شراب، اعتیاد به رابطه جنسی و اعتیادهای غذایی می شوند. تفکرات و رفتارمان حول مقصود اعتیادیمان می چرخد در نتیجه؛ واقعیت و درستی خودش را در لفافه ای از شرم می پیچد. لیکن، ما می توانیم به همه کس یا همه چیز وابسته شویم. دغدغه مان در احساس شرم این است که دیگران چگونه ما را ادراک می کنند که منجر به اضطراب و وسواس های نگران کننده‌ای از قبیل اینکه دیگران چطور راجع به اعمال گذشته، حال و آینده مان فکر می کنند، به ویژه قبل و بعد از هر گونه عملکرد یا رفتاری که دیگران هنگام تعیین وعده دیدار و بدقولی کردن بعد از آن می بینند. همچنین احساس شرم موجب ناامنی، شک، خود انتقادی، دودلی و احساس گناه غیرمنطقی می شود.

احساس گناه طبیعی همچنین می تواند معطوف به وسواس شود که آن نیز به روزها و ماهها شرم از خود می انجامد. احساس گناه طبیعی با تغییر و اصلاح رفتار کاهش می یابد اما، شرم در برابر تغییر مقاومت می کند به دلیل آنکه می گوییم ما بد هستیم نه اعمالمان و خود را مقصر می دانیم.

وسواس های فکری و رابطه ها

شخصیت های وابسته مشکلشان شامل وسواس در مورد فردی که دوست دارند و حمایت از او می باشد. افکار آنها ممکن است قابل کنترل نباشند و نگران شکل گیری رفتارهای الکلی باشند؛ در حالی که نمی دانند اعتیاد آنها به فرد مقابل مانند اعتیاد به الکل است. وسواس فکری می توانند منجر به اعمال اجباری برای کنترل دیگران شوند، مانند تعقیب کردن دیگران، خواندن دفترچه خاطرات، ایمیل ها یا مدارک فرد دیگری، آبکی کردن بطری نوشابه برای اینکه تاثیری نگذارد، جستجوی کلید، و یا داروهای مخدر. هیچیک از این موارد مفید و کمک کننده نیستند بلکه فقط موجب آشفتگی بیشتر و ناسازگاری می شوند. اکثر ما به فرد دیگری وسواس می شویم، بیش از آنکه به خودمان و فرو رفتن در باتلاق نابودی بیندیشیم. وقتی دیگران حالمان را می پرسند ممکن است فوراً موضوع را به فردی که ذهنمان را درگیر کرده؛ معطوف کنیم.

در رابطه های رمانتیک جدید فکر کردن در مورد کسی که دوستش داریم تا حدی عادی است، اما برای افراد وابسته به این حالت نمی ماند. زمانی که نگران و دلمشغولی وجود ندارد ممکن است ما به جهت گیری شریکمان وسواس شویم یا از دست نوشته هایی تهدید آمیز را برای لطمه زدن به رابطه استفاده کنیم. همچنین، وسواس فکری ما ممکن است از روی فرح بخشی مانند خیالبافی ها در مورد افسانه، رابطه جنسی یا کسب مقام و قدرت باشد.

ممکن است آن نوع رابطه یا شخص خواهان و مطلوبمان را تجسم کنیم. تفاوت زیاد بین تخیلات ما و واقعیت ممکن است حاکی از آن باشد که ما در زندگی مان غرق شده ایم. برخی از وابستگی ها به عنوان عشق یا دوست داشتن وسواسی فرض می شوند. آنها ممکن است روزی چند بار با کسی که عاشقش هستند تماس بگیرند، و خواستار توجه و واکنش های او باشند و به آسانی نیز او را مورد آسیب، طرد یا بی اعتنایی قرار دهند. در واقع؛ در کل این عشق و دوست داشتن نیست بلکه اظهار درماندگی مستلزم پیوند و فرار از تنهایی و پوچی درونی است. عشق وسواسی معمولاً به شکلی متفاوت به فرد دیگری ضربه می زند. در یک عشق واقعی پذیرفتن شخص دیگری مطرح است و اینکه برای خواسته هایش احترام قائل می شود.

منبع:کانون مشاوران ایران-وسواس فکری و اعتیاد به عشق



:: بازدید از این مطلب : 447
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 25 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

ممکن است عجیب به نظر برسد که کودکانی که به دیگران صدمه می‌زنند در واقع کودکانی ترسو هستند!

ترس‌هایی که منجر به ایجاد مشکل در کودک آسیب رسان می شود،معمولا ریشه در تجارب ترس اولیه در زندگی اش دارد، با وجود اینکه کودک به هیچ وجه ترسو به نظر نمی رسد!

کودک وحشت زده برای مدیریت ترسش،رفتارهای پرخاشگرانه ای را تولید می کند که این رفتارها هر زمانی که او احساس تنش کند،شعله ور می شوند.به جای گریه یا صحبت کردن،وقتی که از چیزی می‌ترسد،وحشت زده و هول می شود،و این امر ترسش را تشدید می کند طوری که نمی تواند درخواست کمک کند.

به منظور کمک به یک کودک ترسو،لازم نیست که حتما دلیل ترسو بودنش را بدانید.آنچه که لازم است انجام اقداماتی برای افزایش حس ایمنی اش و برقرار کردن ارتباط با شماست،چه پدر مادر او باشید چه یک مراقب و یا یک دوست محبوب او.همچنین شما باید اقداماتی برای جلوگیری از هرگونه اسیب رساندن تکانشی او به دیگران انجام دهید.

برای مدیریت رفتار کودک خود بیشتر بخوانید:

راهبردهای فرزند پروری برای کودک و نوجوان با اضطراب اجتماعی

همانگونه که شما با او ارتباط برقرار می کنید و از او محافظت می کنید، کودک احساسات اتشینی که وی را به کتک زدن سوق می دهد با شما در میان می گذارد. گوش دادن به احساسات یک کودک در حالی که مانع از آسیب رسانی او به شخص دیگری می شوید،به او اجازه می دهد تا ترس های پنهانش را آزاد کند.بنابراین او آرام می شود و به دیگران به عنوان دوستانش نگاه می کند نه به عنوان یک تهدید. در زیر روش هایی برای مقابله با این رفتارهای ذکر شده اند:

اول، یک ارتباط قوی تر بسازید:

فرصت هایی را برای ارتباط بیشتر و کامل تر ایجاد کنید.صرف کردن زمان های خاص برای او ابزاری است که برای ایجاد ارتباط،ایده آل است.اگر او بچه خودتان است،تلاش کنید که یک زمان خاص کوتاهی را در همان اوایل روز به او اختصاص دهید،شاید به محض بیدار شدن،به طوری که کودک شما روز را با پیشنهاد شما درباره ی آنچه که او می خواهد برای 5 یا 10 دقیقه اول روز انجام دهد،آغاز کند.این کار را با صمیمیت انجام دهید،با مهربانی به او توجه کنید.

این کمک می کند که یک کودک بفهمد که برای شما مهم است،حتی با وجود خواهرو برادرهای دیگر،یک برنامه ی صبحگاهی و یا تماس های تلفنی در ابتدای روز که شما باید به آنها هم بپردازید.

اگر کودک فرد آشناییست که جزء خانواده شما نیست،تلاش کنید که در اولین فرصتی که او را دیدید برایش زمان ویژه ای در نظر بگیرید و به او اهمیت دهید.

برای مثال،در زمان بازی ،شما ممکن است تعدادی بازی پرسرو صدا یا بازی هایی مثل قایم باشک را برای ارتباط برقرار کردن بین بچه هایی که با هم بازی می کنند راه بیاندازید.خودتان را به جمع آنها اضافه کنید، روی زمین بنشینید و با آنها به شکلی محبت آمیز بازی کنید.اگر می‌توانید با برعهده گرفتن نقش فردی که قدرت کمتری دارد باعث خنده و شادی آنها شوید،شرایطی فراهم کنید که بچه ها با هم به منظور”دستگیرکردن”شما با بالش ها یا بادکنک ها، یا با بیرون پریدن از جایی که در بازی قایم باشک برای “ترساندن” شما قایم شده اند،با هم همکاری کنند.

وقتی آنها می خندند(بدون اینکه غلغلک شوند) و حس”برنده” شدن دارند،این نشان می دهد که شما امر اهمیت دادن به آن ها را به خوبی انجام داده اید.خندیدن و احساس ایمنی و قدرت بچه ها که نتیجه ی اهمیت دادن به آنهاست،کمک می‌کند که با هم پیوند داشته باشند و تنش هارا کاهش می دهد و این امر به آنها کمک می کند که در حضور شما احساس امنیت و ارزشمندی و اطمینان خاطر داشته باشند.

در یک گردهمایی خانوادگی،شما ممکن است یک بازی گرگم به هوا و یا “من می خواهم شما را بگیرم” که بچه ها می توانند در آن برنده شوند،راه بیاندازید.برای مثال،شما ممکن است دست هایتان را باز کنید و سعی کنید به آنها نشان دهید که یک خرس بزرگ هستید.اما تلوتلو بخورید و مغلوب شوید ونشان دهید که از آنها شکست خوردید.ان ها عاشق این هستند که بهتر از شما باشند.سپس آنها را نوازش کنید و مطمئنشان کنید که آنها از شما بهترند.درحین بازی با انها تماس چشمی برقرار کنید.توسط آنها گول بخورید اما دوباره بلند شوید و تلاش کنید.این نوع بازی منجر به ایجاد احساس قدرت خالص در این نوع کودکان می شود.

یک کودک ممکن است در طول زمان بازی فرصتی پیدا کند تا ناراحتیش را به شیوه ای عملی تر نشان دهد،او ممکن است با آرنج محکم به شما ضربه بزند،یا در کلوچه ای که به او تعارف می کنید نقصی پیدا کند،یا به چشم های شما خیره شود و شروع کند با مداد رنگی دیوار خانه تان را خط خطی کند.وقتی شما به ارامی به او نزدیک می شوید تا محدودیت هایی را برای او ایجاد کنید، دلیلی برای گریه کردن،اوقات تلخی پیدا می کند.این ابراز احساسات در واقع شروعی برای درمان احساساتیست که او به همراه دارد، و به احتمال زیاد همان احساساتی هستند که گاهی اوقات اورا تحریک به صدمه زدن می کنند.

منبع:کانون مشاوران ایران-مقاله با کتک کاری کودکان



:: بازدید از این مطلب : 467
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

خشم را باید به عنوان یک عامل بازدارنده در محیط کار.

که کارایی شما را کم می‌کند اهمیت بیشتری دهید.

و حداقل ریشه آن را پیدا کنید.کنترل خشم در محیط کار


کنترل خشم در محیط کار
کنترل عصبانیت در محیط کار
آیا هنوز از اینکه در محیط کار خود از تلاش های تان قدردانی نشده است .
یا ارتقاء رتبه دریافت نکرده اید عصبانی می باشید؟
آیا عصبانیت شما به دلیل داشتن همکاران می باشد.

که به طور دائم با بدگویی ها و دخالت های خود دست به خراب کردن.

وجه شما را نزد کارفرمایتان می زنند؟کنترل خشم در محیط کار

تحقیقات نشان گر این می باشد که بسیاری از اشخاص در محیط کار نفرت .

و همینطور عصبانیت در خود را سرکوب می کنیم .

غافل از آنکه این احساسات تاثیرهای منفی در زندگی فردی.

و همین طور حرفه ای ما خواهد گذاشت.

کنترل خشم در محیط کار

ریشه یابی خشم
ریشه یابی این گونه احساس حداقل کاری می باشد.
که ما می توانیم به عنوان قدم اول برای دور شدن از آن برداریم.
نتایج تحقیق ها نشانگر این می باشد .
که از هر چهار کارمند یک کارمند در محیط کار خود .

به خاطر علت های متعددی عصبانی می شود.کنترل خشم در محیط کار

و در اکثر اوقات این عصبانیت را به کتمان کردن می‌پردازد.

این عصبانیت در آن اندازه نمی باشد که به فرد صدمه بزند.

و تاثیرهای منفی را به طور استرس، دل زده شدن از کار.
و حتی تحریک کردن اطرافیان.
و همینطور توطئه علیه اطرافیان در وجود شخص به وجود می آید.

منبع:کانون مشاوران ایران-کنترل خشم در محیط کار



:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 23 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

انجام دادن کارهای روزانه در منزل و هیچ فردی از انجام دادن امور روزانه منزل خود خوشحال نخواهد شد .

به دلیل اینکه انجام دادن این گونه کارها موجب تلف شدن وقت اشخاص خواهد شد.

این زمان را می توان برای کارهای پرفایده تری صرف کرد.


برنامه ریزی کاری

اهمیت برنامه ریزی
اگر هر روز برای انجام دادن کارهای منزل با کمبود وقت روبرو می شویم .
این یادداشت ها برای شما دارای فایده می باشد.
شیوه هایی برای انجام دادن کارهای منزل در زمان کمتر.
و همینطور طرز تنظیم کردن برنامه زمانی مطلوب برای انجام دادن کارهای منزل .
در حداقل زمان شامل موارد زیر خواهد شد:
تا حد امکان انجام دادن کارها را به صورت خودکار انجام دهید.
این استراتژی در این مرحله به خودکار پرداختن کارها تا حد امکان می باشد.
هر کاری مانند پرداخت کردن صورتحساب یا قبض ها را می توان.
بر طبق برنامه زمانی به خصوصی آن را انجام داد.
اگر به دنبال این می باشید که هنگام انجام دادن کارهای منزل.
به صرفه جویی کردن بیشتری بپردازید.
اولین چیزی که باید از خود سوال کنید این می باشد .
که چه کارهایی را می توان به صورت خودکار انجام داد.
چه امکانات و خدماتی برای انجام دادن خودکار آنها وجود دارد؟
دسته بندی کاری
کارها را به دسته بندی کردن بپردازید.

کارها را به چند قسمت تقسیم کنید و هر قسمت از روز را به انجام دادن یکی از آنها مختص دهید.

به طور مثال پخت و پز یا انجام دادن امور مالی از کارهای پر اهمیت به حساب می آید .

که باید در اولویت باشد این کار شبیه روالی می‌باشد که در خط تولید موجود می باشد .

به صورتی که پرداختن به وظیفه مخصوص و هم افزایی با دیگر وظیفه ها.

باعث سریعتر شدن رویکرد تولید خواهد شد.

درست به همین دلیل تقویم گوگل بعضی روزها را به خرید کردن .
لباس شستن و امور مالی مختص داده است.
می‌توانیم کارهای منزل خود را در تقویم به صورت اختصاصی یادداشت کنید.
و در هر قسمت از روز یا هفته به انجام دادن آن بپردازید.
متاسفانه نظافت کردن جزو آن مواردی می باشد که باید در لیست شما موجود باشد.

منبع:کانون مشاوران ایران-برنامه ریزی کاری



:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 22 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مشاوره قبل از طلاق
دعوا، تعارضات پی در پی، خیانت، وجود مشکلات جسمی یا روانی، برآورده نشدن نیازها، اعتیاد و یا بیماری های صعب العلاج تنها چند نمونه از ممشکلاتی است که زوجین را به سمت جدایی و طلاق سوق می دهد.

مشاوره طلاق
در چنین شرایطی فرد احساس می کند که طلاق تنها راه حل موجود است و به دلیل آشفتگی وضعیت روانی خود، سعی در رهایی هر چه سریع تر از جهنم ارتباط فعلی اش دارد.

در صورتی که پای فرزند یا فرزندانی نیز در میان باشد و یا فرد پس از جدایی با مشکلاتی در خصوص استقلال، تامین مالی و حمایت محیطی نیز مواجه باشد، فرایند طلاق پیچیده تر و نیازمند دقت بیشتری است.

در این مطلب قصد داریم تا شما را با مشاوره طلاق، چیستی و چگونگی آن بیشتر آشنا کنیم.

مشاوه طلاق چه هست و چه نیست؟
در این که شرایط زندگی هر فرد کاملا منحصر به فرد است هیچ شکی وجود ندارد.

شما در حال طی کردن کوه پر پیچ و خم زندگی خودتان هستید و در این مسیر ممکن است عبور از بخش هایی چنان دشوار و ناممکن به نظر برسد که احساس عدم کنترل، آشفتگی و اضطراب کنید.

در چنین شرایطی که طلاق نیز یکی از ان ها به شمار می رود، صحبت کردن با یک مشاور باعث می شود تا بتوانید وضعیت را از موضع نفر سومی صاحب صلاحیت نیز مورد توجه قرار دهید و از ریزش کوه جلوگیری کنید.

در فرایند مشاوره به شما کمک خواهد شد تا بتوانید شرایط را به گونه ای که هست مشاهده کنید، احساسات تان ا شناسایی، مشاهده و بررسی کنید، وضعیت کنونی را بپذیرید و به سمت مناسب ترین راه حل گام بردارید.

ممکن است برای برخی از موارد، طلاق مناسب ترین راه حل باشد اما تجویز یک نسخه ی کلی برای همه ی زوج های مشکل دار به هیچ وجه صحیح نیست.

مراحل مشاوره ی طلاق چیست؟
ممکن است شما خودتان تصمیم به دریافت مشاوره داشته باشید و یا از طرف دادگاه برای مشاوره فرستاده شوید.

در این روند، مشاور یه شما کمک می کند تا

1) اصلی ترین تعارضات و مسایل موجود را شناسایی کنید،
2) احساسات خود را درک کنید و به نحو سالمی بروز دهید
3) دیدگاه بهتری در مورد شرایط پیدا کنید
4) راه حل های جدید را بیابید و بیازمایید.
5) فرزندان تان را از آسیب های احتمالی دور کنید
6) در نهایت به سمت بهترین تصمیم حرکت کنید.
قوانین طلاق چه می گویند؟
قوانین متنوع و شرایط متفاوتی برای اجرای این قوانین از جانب دادگاه های خانواده وجود دارد.

شاید بهترین حالت این باشد که زوجین تصمیم به طلاق توافقی بگیرند تا بتوانند وضعیت را با کم ترین حد تنش به پایان برسانند اما در پاره ای از موارد، عدم تمایل به طلاق توافقی، مشکلات را چند برابر می کند.

بنابراین آگاهی از قوانین طلاق به شما کمک می کند تا بتوانید صحیح تر عمل کنید و به بیراهه نروید.

طلاق بگیرم یا نه؟
این سوال دغدغه ی خاطر بسیاری از زوجین است. افرادی که تصمیم به ترک رابطه و جدایی دارند با نشخوارهای فکری زیادی در خصوص جدایی رو به رو هستند و د جلسات مشاوره نیز نگرانی های شان را در قالب این سوال مطرح می کنند.

واقعیت اساسی آن است که زندگی پس از طلاق نیز با چالش های فردی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی مخصوص به خود همراه است.

در کنار این موارد، شرایط فرهنگی جامعه نیز تصمیم به طلاق را دشوار و تبعات آن را بیشتر می کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-مشاوره ی قبل از طلاق



:: بازدید از این مطلب : 340
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 21 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

طلاق از جمله پدیده هایی است که می تواند سبب تجربه احساسات ناخوشایندی در فرد شود و زندگی فرد را برای مدتی مختل کند، در این مقاله به روش های مشاوره پس از طلاق و فواید آن می پردازیم.

معمولا افراد زمانی تصمیم به جدایی می گیرند که از ادامه زندگی بسیار درمانده شده باشند و قصد نجات و رهایی خود را داشته باشند به همین دلیل برخی از افراد از اینکه توانسته اند طلاق بگیرند ممکن بسیار خوشحال و خرسند باشند اما با این حال در پس این تجربه احساس خوشحالی، فرد ممکن است احساسات متناقضی را تجربه کند و برای سازگاری با شرایط بعد از طلاق مشکل داشته باشد که همین امر لزوم مشاوره پس از طلاق را نشان می دهد.

اقدامات بعد از طلاق
فردی که کار مشاوره پس از طلاق را انجام می دهد، فردی متخصص در این امر است و می تواند به شما کمک کند دیدی واقع گرایانه نسبت به شرایط پیدا کنید و بتوانید مسیر و اهداف خودتان را مشخص کنید.

همچنین افرادی که در جریان زندگی مشترک و همینطور روند طلاق خود دچار آسیب شده اند نیاز شدید به مشاوره پس از طلاق دارند. بنابراین می توانیم بگوییم که مشاوره پس از طلاق کاربردهای زیادی دارد که از جمله این کاربردها می توان به درمان و ترمیم آسیب های پس از طلاق، چگونگی آغاز زندگی جدید بعد از طلاق، چگونگی ارتباط با فرزند همسر سابق، زندگی بعد از طلاق برای زن و مرد، چگونگی کسب موفقیت پس از طلاق، رفع دلتنگی بعد از طلاق، اقدامات بعد از طلاق و برگشت بعد از طلاق توافقی، اشاره کرد که در ادامه مقاله هرکدام از این موارد را به صورت جداگانه توضیح خواهیم داد.

درمان و ترمیم آسیب های پس از طلاق
افراد از نظر داشتن ظرفیت روانی برای مقابله با بحران های زندگی از جمله طلاق، تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، از طرفی برخی از افراد قبل از وقوع طلاق دچار مشکلات و اختلالات روانی از جمله اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند و همین امر می تواند زمینه ساز ایجاد و بروز مشکلات بسیار بیشتری بعد از طلاق شود، به همین دلیل لزوم مشاوره پس از طلاق برای چنین افرادی کاملا احساس می شود. بنابراین افرادی که دارای ظرفیت روانی بالایی نیستند و بعد از طلاق دچار آسیب های متعدد روانی می شوند طبیعتا نیازمند مراجعه به روانشناس و ترمیم و درمان آسیب های پس از طلاق هستند.

چگونگی آغاز زندگی جدید پس از طلاق
همانطور که اشاره شد طلاق می تواند باعث شود افراد احساسات متناقض زیادی را تجربه کنند و تجربه این احساسات متناقض از روز بعد از طلاق شروع می شود، احساسات مثبت و منفی و احساس سردرگمی از شایع ترین حالت های بعد از طلاق است. در ابتدا ممکن است شرایط برای فرد شبیه به یک کابوس باشد و فرد نتواند این تغییر را در زندگی اش بپذیرد، از زندگی پیش روی خود نیز بترسد و نگران این باشد که مبادا نتواند به تنهایی از پس زندگی بربیاید و اگر فرد نتواند با این احساسات منفی خود کنار بیاید.

ممکن است برای فرار از واقعیت دست به هر کاری بزند و به روابط جنسی پرخطر، اعتیاد و رفتارهای هیجانی روی بیاورد، احساس گناه و اندوه پس از طلاق نیز از دیگر احساساتی است که افراد ممکن است بعد از طلاق خود تجربه کنند. بدیهی است که داشتن چنین احساسات و تفکراتی مانع از داشتن دیدی واقع گرایانه در زندگی می شود و باعث می شود که فرد نتواند زندگی جدیدی را بعد از طلاق برای خود شروع کند، فردی که چنین احساساتی را تجربه می کند نیاز است که حتما به لزوم مراجعه به مشاوره پس از طلاق توجه کند و آن را در اولویت قرار دهد تا بتواند به کمک مشاور از احساسات متناقض خود رهایی یابد و راه حل های چگونگی آغاز زندگی جدید پس از طلاق را آموزش ببیند.

چگونگی ارتباط با فرزند همسر سابق
یکی از بزرگترین چالش هایی که طلاق به همراه خود دارد مشکلات مربوط به فرزندان طلاق است. اگر که والدین در جریان طلاقشان حواسشان به رفتارشان نباشد و رفتاری آگاهانه با فرزند خود نداشته باشند می توانند زمینه بروز بسیاری از آسیب ها را در فرزندانشان ایجاد کنند، بنابراین چگونگی رفتار و ارتباط با فرزند و همچنین نحوه توضیح دادن این شرایط به آن اهمیت بسیار زیادی دارد.

از طرفی برخی از والدین از بچه به عنوان اهرم فشار برای همسر خود استفاده می کنند و اجازه نمی دهند که فرزندشان ملاقات های منظمی با دیگر والد خود داشته باشد که این مسئله نیز می تواند آسیب زیادی به کودک وارد کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-مشاوره پس از طلاق | آرامش تان را دوباره به دست بیاورید



:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 20 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند و طلاق گرفته اند می دانند که طلاق اثرات نامطلوبی بر روی کودکان می گذارد و باعث آسیب های روانی بر روی کودک می شود به عبارتی طلاق و آسیب های روانی رابطه عمیقی با یکدیگر دارند. در این مقاله به تاثیر طلاق بر کودکان پرداخته شده است.

کودکانی که والدین آن ها از یکدیگر جدا شده اند، آسیب های روانی شدید تری را تجربه کرده اند و بر اساس پژوهش های انجام شده در بیشتر آسیب های اجتماعی رد پایی از فرزندان طلاق دیده می شود. این موضوع نشان دهنده اهمیت طلاق بر روی روحیه این فرزندان است.

بر اساس نظر مشاوران، طلاق گرفتن بر روی سلامت روان فرد تاثیر زیادی می گذارد. هنگامی که پدر و مادر از یکدیگر جدا می شوند انگار چتر امنیتی کودک از بین می رود و بر روی سلامت اجتماعی و روانی کودکان اثر می گذارد.

البته بیشتر اوقات طلاق باعث پایان دادن به مشکلات پدر و مادر، زیرا اگر پدر و مادر همیشه در حال نزاع و درگیری باشند سلامت روان کودک بیش تر به خطر می افتد و همچنین ممکن است کودک به واسطه طلاق از بسیار از آسیب ها رهایی یابد چون به احتمال زیاد ممکن است در خانواده درگیر آسیب هایی از طریق دعوای والد شود.

آثار طلاق بر فرزندان چیست؟
طلاق والدین می تواند زمینه ساز بروز بسیاری از اختلالات رفتاری، روحی و روانی شود و بر روی زندگی فرد و اجتماعی کودکان تاثیر می گذارد، کسانی که تصمیم به طلاق و جدایی می گیرند باید این نکته را در نظر بگیرند که آثار و عوارض طلاق می تواند بسیار زیاد می باشد.

در زیر نمونه هایی از عوارض طلاق و تاثیراتی که بر روی فرزند می گذارد ذکر شده است.

افسردگی در کودکان و نوجوانان
اضطراب
پرخاشگری و عصیان در نوجوانان
حسادت
سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران
فرار از منزل
ترک تحصیل و افت تحصیلی
بزهکاری و کج روی های اجتماعی
ازدواج زودرس برای دختران
ضعف اعتماد به نفس
اختلال هویت
اعتیاد
فقر
ضعف سلامت جسمانی و روانی مانند بی خوابی
بی اشتهایی
سوء تغذیه
پرخوری عصبی
همچنین طلاق از نظر اجتماعی هم بر روی فرزند اثر می گذارد و زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد.

احساس درماندگی و سرخوردگی
تجربه عقده حقارت به خاطر نبود محیط خانوادگی گرم و صمیمی در مقایسه با دیگر کودکان
درونی سازی عقده های منفی و ضد اجتماعی
انزوای اجتماعی
گرایش به انواع انحرافات اجتماعی به دلیل اینکه خانواده کنترل درستی بر روی فرزند نداشته و از نظر اخلاقی و رفتاری نتوانسته اند مدیریت صحیحی را داشته باشند.
اجتماع ستیزی و آزار مردم و انجام خشونت های اجتماعی

منبع:کانون مشاوران ایران-عوارض و اثرات طلاق بر کودکان در سنین مختلف



:: بازدید از این مطلب : 435
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مشاوره طلاق برای کسانی انجام می شود که در معرض طلاق قرار دارند، این مشاوره در بسیاری از موارد قبل و بعد از طلاق انجام می شود و بسته به شرایط فرد متفاوت می باشد. در این مقاله به بررسی سوالات مشاوره طلاق و نحوه انجام آن می پردازیم.

زوجینی که تصمیم جدی به جدایی گرفته باشند قبل طلاق باید از طریق مشاور اطلاعاتی در مورد پیامد های طلاق و اثراتی که بر روی خودشان و فرزندشان می گذارد آشنا شوند و راهنمایی های لازم به آن ها می شود تا بتوانند در مورد زندگی شان تصمیم بگیرند.

مشاوران زوجین را برای گرفتن تصمیم درست هدایت می کنند، بسیاری از زوجین ممکن است این جلسات مشاوره را مفید بدانند و تمایل داشته باشند که رابطه خود را اصلاح کنند و فرصتی دوباره به خودشان و همسرشان بدهند تا با یکدیگر به خوبی زندگی کنند، این مشاوره در بیشتر مواقع تاثیر گذار بوده است.

مشاوره روانشناسی طلاق
مشاوره بعد از طلاق باعث می شود تا فرد آگاهی های لازم را در مورد تغییراتی که در زندگی او به وجود آمده است را دریابد، راحت تر با سوگ بعد از طلاق سازگاری پیدا کند و از این مراحل سخت به خوبی عبور کند تا شرایط زندگی اش بهبود یابد.

از نظر روانشناسی، در زمینه مشاوره دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که باعث می شود شیوه های متفاوتی برای درمان افراد وجود داشته باشد.

در این مقاله به بررسی شیوه های درمانی و دیدگاه های مورد نظر می پردازیم.

دیدگاه روانکاوانه
بر اساس این دیدگاه برای درمان تعارض های خانوادگی، زناشویی، مشکلات زوجین و خانواده باید دلیل این مشکلات و تعارضات را در کودکی جست و جو کرد چون ممکن است فرد تعارضات حل نشده ای در کودکی داشته باشد که دلیل این مشکلات و تعارض های خانوادگی بوده است.

به طور مثال، والدی که از عشق و محبت دور است و احساس می کند که فقدان محبت و عشق دارد ممکن است از طریق پدر و مادرش یک نقش تربیتی زناشویی را به خوبی فرا نگرفته باشد.

بر اساس این دیدگاه هر یک از والدین ممکن است موقع ازدواج ترس ها و انتظاراتی را به درون خانواده وارد کنند، این در حالی است که ازدواج فرصتی برای حل و شناسایی این تعارضات است که بر اساس تجربیات شرایط جدیدی را بازسازی کنند و به خوبی این شرایط را کنترل کنند تا بتوانند این تعارضات را شناسایی و حل کنند.

بر اساس نظر مشاوران زوج درمانی بر اساس این دیدگاه باید به تعارضاتی که در زمان کودکی فرد حس کرده است توجه شود و این تعارضات باعث می شود تا در سطح ناهشیار فعال شده و بر روی زندگی فرد تاثیراتی داشته باشد.

طلاق و خانواده درمانی
طلاق نه تنها یک مشکل برای زوجی که می خواهد طلاق بگیرد نیست بلکه دیگر اعضای خانواده مانند فرزندان، والدین، خواهر و بردارهای زوج را وارد فرایند درمان می کند.

در این هنگام زن و شوهر باید مشاوره های لازم را دریافت می کنند و تصمیم بگیرند که آیا طلاق بگیرند و یا از طلاق منصرف شوند.

رفتار درمانی
یکی از دیدگاه هایی که در زوج درمانی مورد استفاده قرار می گیرد، مدل رفتار درمانی می باشد که بر روی طلاق تاثیر به سزایی داشته است.

دیدگاه های دیگر نظرات خاص خودشان را در مورد طلاق دارند که مورد بررسی قرار می دهیم.

بر اساس رویکرد روانکاوی در تبیین طلاق، احساساتی در فرد به وجود می آید که بازتابی از مشکلات زوجین می باشد و این احساسات می تواند شامل افسردگی، استرس، بی اعتنایی و احساس گناه می باشد.

بر اساس این دیدگاه، این واکنش ها می تواند به خاطر ارتباطات ناصحیح و توصیف نادرست مشکل باشد زیرا امکان دارد مشکل را به خوبی نشناخته باشند و آن را توصیف نکرده باشند.

بر اساس یادگیری اجتماعی، این مسائل و مشکلات ممکن است به خاطر رفتاری هایی باشد که فرد آن ها را آموخته اما می تواند رفتارهای جدیدی بیاموزد و آن ها را تغییر دهد.

اما دیدگاه رفتار درمانی سعی می کند که بر اساس اصول یادگیری و شناختی مسئله و مشکل را درمان کند و تاکید دارد که در زوج درمانی باید به رفتار فرد متقابل تاکید شود.

منبع:کانون مشاوران ایران-مشاوره طلاق چگونه انجام می شود + سوالات مشاوره طلاق که باید بدانید



:: بازدید از این مطلب : 447
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 19 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

طلاق رویدادی است که در جامعه مدرن امروزی بسیار افزایش پیدا کرده و به مانند قبل دیگر یک تابو محسوب نمی شود و افراد پذیرش بیشتری نسبت به این امر پیدا کرده اند. بسیاری از افراد پس از طلاق دچار افسردگی می شوند. در این مقاله به بررسی افسردگی بعد از طلاق پرداخته شده است.

طلاق در عین حال که می تواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد گاهی هم می تواند یک راه نجات بخش و راهی برای ساختن زندگی جدید باشد. در واقع در برخی از موارد، طلاق از بروز بسیاری از اتفاق های ناگوار جلوگیری می کند اما در هر صورت طلاق یک تغییر بسیار بزرگ را در زندگی فرد بوجود می آورد که همین تغییرات می تواند با چالش ها و مشکلات زیادی همراه باشد و ممکن است سازگاری با این تغییرات مدتی طول بکشد و همین عامل سبب مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی شود که در این مقاله قصد داریم به آن بپردازیم.

افسردگی بعد از جدایی
اینکه چه عواملی در افزایش طلاق موثر هستند بسیار جای بحث دارد و می توان گفت که عوامل مختلفی در افزایش این پدیده نقش دارند.

برخی از عوامل، اجتماعی و فرهنگی هستند که بر روی شیوه زندگی عموم مردم تاثیر گذاشته اند و برخی دیگر کاملا شخصی هستند و می توانیم بگوییم که بسته به شرایط زندگی افراد متفاوت هستند.

تغییرات فرهنگی و اجتماعی از جمله برابری حقوق زن و مرد، اشتغال زنان، تاکید بر رشد و پیشرفت شخصی، افزایش زندگی شهر نشینی، کمرنگ تر شدن نقش بزرگان و ریش سفیدان در زندگی جوان تر ها و غیره از جمله عوامل موثر در افزایش طلاق هستند، این تغییرات، تغییرات مثبتی هستند که باعث شدند که مفهوم سوختن و ساختن، داشتن دیدگاه منفعلانه و تسلیم شدن در برابر جبر روزگار کمرنگ شود و تلاش و انگیزه افراد، مخصوصا خانم ها در هنگام قرار گیری در موقعیت نامساعد برای تغییر شرایط افزایش یابد.
هر چند که هر تغییری در جامعه می تواند جنبه های منفی داشته باشد اما اگر بخواهیم با دقت بیشتری به بطن تاثیرات این تغییرات اجتماعی و فرهنگی نگاه کنیم متوجه می شویم که این تغییرات به خودی خود باعث افزایش طلاق نشده اند، بلکه تنها تاثیر این تغییرات در افزایش طلاق این است که به افراد جسارت بیشتری داده است تا خودشان را از شرایط نامساعد نجات دهند، در قدیم زنان تحت هر شرایطی مجبور به ادامه زندگی بودند و ممکن بود سال ها درد و رنج زیادی را متحمل شوند و محکوم به سازش باشند، اما خوشبختانه در حال حاضر این تغییرات فرهنگی شرایط را برای خانم ها راحت تر کرده است تا بتوانند در شرایط ناگوار برای تغییر شرایطشان تلاش کنند.


و اما علل و عوامل شخصی مثل اعتیاد، مشکلات اقتصادی، مشکلات روانشناختی (مثل اضطراب، افسردگی و غیره)، خیانت، عدم تفاهم، نداشتن مهارت حل مسئله و عدم مهارت حل مسالمت آمیز تعارضات بین فردی، مشکلات شخصیتی (مثل اختلالات شخصیت، پارانوئید، خودشیفتگی، وابستگی و غیره) از جمله دلایل اصلی طلاق هستند که در برخی از موارد این مشکلات قابل حل هستند (مثلا اگر زن و مردی به دلیل نداشتن مهارت حل مسئله با یکدیگر به مشکل خورده باشند با مراجعه به روانشناس می توانند این مشکل را حل کنند) و برخی دیگر مثل اختلالات شخصیت، قابل حل نیستند و افراد در نهایت مجبور به طلاق می شوند.

divorce-depression
پیامدهای طلاق
اینکه طلاق چه تاثیری بر روی افراد بگذارد بسته به شرایط هر فرد می تواند تفاوت داشته باشد. در زیر برخی از این شرایط ذکر شده است:

اینکه فرد به چه علت از همسر خود جدا شده است؟
قبل از طلاق چه میزان فشار روانی را تحمل کرده و آیا خود فرد، خواهان طلاق بوده یا همسرش؟
به همسر خود علاقمند بوده یا نبوده؟
آیا به صورت توافقی از همسر خود جدا شده یا در مسیر جدایی دشواری های زیادی را تحمل کرده، آیا فرد استطاعت مالی دارد یا خیر و میزان ضررهای مالی او در اثر طلاق چقدر بوده؟
آیا فرد صاحب فرزند هست یا خیر و آیا می تواند به راحتی فرزند خود را ملاقات کند یا برای ملاقات فرزند خود محدودیت دارد و با همسر خود چالش دارند؟

منبع:کانون مشاوران ایران-افسردگی بعد از طلاق چه بلایی سر شما می آورد+ درمان



:: بازدید از این مطلب : 375
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 17 آذر 1400 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

طلاق پدیده ای است که در جامعه امروز به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی مطرح می شود که ریشه در تغییر و تحولات گوناگون فرهنگی، اجتماعی، زیستی و غیره دارد و با پیچیده تر شدن زندگی امروز، سطح آن نیز شدت یافته است. در این مقاله به راه هایی پرداخته شده است که به شما در آرامش بعد طلاق کمک می کند.

اگرچه طلاق در برخی از شرایط می تواند تنها راه حل ممکن باشد اما چه بخواهیم یا نخواهیم طلاق، آسیب های مخصوص به خود را دارد و ما زمانی می توانیم از آرامش بعد از طلاق صحبت کنیم که با گذشت مدتی از طلاق، فرد با مراقبت های لازم که از خود به عمل می آورد و با برنامه ریزی که برای زندگی بعد از طلاق خود دارد بتواند این رویداد را در زندگی خود بپذیرد و با آن کنار آمده باشد و بعد از طلاق شرایط بهتری را برای خود رقم زده باشد.

در این مقاله در ابتدا به پیامدها و اثرات طلاق اشاره می کنیم و در ادامه راهکارهایی را برای بهتر زیستن و رسیدن به آرامش بعد از طلاق ارائه می دهیم.

آثار و پیامدهای طلاق
آثار و پیامدهای طلاق در سه بعد قابل تبیین و بررسی است.

بعد فردی
بعد خانوادگی
بعد اجتماعی
بعد فردی
ترس از آینده
اینکه فردی تصمیم بگیرد به زندگی مشترک خود، پایان بدهد کار ساده ای نیست. چنین تصمیمی می تواند با احساس تاسف و سرزنش خود همراه باشد.

فرد ممکن است از تنهایی بعد از طلاق بترسد که این ترس از تنهایی، در خانم ها بیشتر از آقایان احساس می شود.

نگرانی در مورد اینکه آیا شریک زندگی دیگری خواهم داشت؟ آیا به تنهایی می توانم زندگی ام را اداره کنم؟

خانمی که هیچ شغل و درآمدی ندارد و قرار است حضانت فرزندانش را برعهده بگیرد طبیعتا دچار این ترس می شود که چگونه قرار است از پس هزینه های مورد نیاز فرزندان بربیاید، آیا شغلی پیدا می کند؟

اگر هم تصمیم بر این باشد که فرزندان را پدر نگهداری کند ترس و نگرانی دوری از فرزندان و فکر کردن مداوم در مورد این مسئله که در نبود او چه اتفاقی برای بچه ها می افتد مشکل و دغدغه ای است که اکثر مادران دارند، پدر نیز به نوبه خود این ترس و نگرانی ها در ذهنش شکل می گیرد و می داند که اداره و تربیت فرزندان در نبود مادر کار بسیار سختی خواهد بود و این نگرانی را دارد که از این به بعد در صورت عدم حضور مادر، او چگونه می تواند بدون دغدغه و نگرانی فرزندان را رها کند و به سر کار برود.


آرامش بعد از طلاق
این ترس های واقعی ناشی از تردیدهای واقع بینانه درباره بازار کار، مسائل مالی، مشکلات بزرگ کردن فرزندان به تنهایی و تغییر در زندگی فردی و اجتماعی است.

در این مرحله یک بحران عاطفی اتفاق می افتد و احساس انسان با عقلش منطبق نخواهد بود و بر اثر تجربه چنین احساساتی ممکن است فرد احساس درماندگی کند.

در اولین مرحله فرد هنوز نمی داند که باید واقعیت جدایی را بپذیرد یا خیر؟ آیا تنها خواهد ماند یا در آینده دوباره ازدواج خواهد کرد؟

احساس گناه
احساس گناه در مورد خیانت نسبت به خوشبختی فرزندان از جمله مشکلاتی است که افراد علی الخصوص مادران در هنگام طلاق با آن مواجه می شوند.

ترس از آینده ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش های گوناگونی را در آنان پدید می آورد و این وضعیت احساس گناه را شدت می بخشد.

منبع:کانون مشاوران ایران-راه های رسیدن به آرامش بعد از طلاق که از آن ها خبر ندارید



:: بازدید از این مطلب : 343
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 16 آذر 1400 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران