نوشته شده توسط : moshaverzendegi

قبل از فکر کردن در مورد اختلالات هیجانی کودک، بهتر است از خود بپرسید: کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟ آیا هیچ گاه به شدت احساس نگرانی یا ناراحتی شدید هیجانی نکرده ام؟ به احتمال زیاد پاسخ مثبت است!

همه ما این قبیل هیجان ها را تجربه کرده ایم و این تجربه ها به تنهایی دلیل کافی برای دادن این حکم نیست که نابهنجاری یا نقص در شخصیت و منش وجود دارد. کودکان نیز ترس و اضطراب-همان چالش های هیجانی طبیعی- دارند و این ترس و اضطراب تنها زمانی که شدید، مزمن،ممتد و مزاحم باشد علامتی از اختلال روانشناختی است.

طی پنجاه سال گذشته، یافته های پژوهشی همگی نشان میدهند که ترس و اضطراب در کودکی امری معمول و شایع است (جرسیلد و هولمز، 1935، لاپاس ومونک، 1958، مک فارلن، آلن و هانزیک، 1954، اولندایک و کینگ، 1991، به نقل از کندال، 1389). تحقیقات قدیمی تر مثل تحقیق جرسیلد و هولمز (1935) شیوع ترس و اضطراب را به خوبی اثبات کرد. در ان زمان پژوهش ها نشان دادند که ممکن است کودکان و نوجوانان 9 تا 13، نوعی ترس شدید با نگرانی جدی تجربه کنند. به نظر می رسد پیچیدگی های ترس کودکان با رسیدن به 8 سالگی که همراه تحول شناختی کودک و افزایش توانایی او برای استدلال و توسعه پیام های منفی ممکن و نتایج در اینده می باشد افزایش می یابد. هم چنین منابع اولیه ترس و اضطراب با مراحل تحولی در زندگی تغییر می یابد. باید توجه داشت همراه با تحول میزان ترس های گزارش شده کودکان کاسته می شود و کانون ترس تغییر می یابد.

همراه با جریان رشد نوع ترس ها نیز تغییر می کند، یعنی در سنین متفاوت ترس های متفاوتی مطرح می شود. مثلا کودکان 8 ماهه تا 2ساله از جداشدن از مراقبان خود می ترسند، اما این ترس بین 1 تا 2 سالگی کاهش می یابد. بین 2 تا 4 سالگی از شدت دلبستگی کاسته می شود وترس های دیگری مانند ترس از حیوانات وتاریکی ظاهر می شود. بین 4 تا 6 سالگی، قدرت تصور و تصویرسازی کودک رشد می کند و تصویرهایی از ارواح، هیولاهای نیمه انسان-نیمه حیوان و صداهای غیرقابل توضیح در شب را می سازد. بعد از6 سالگی کودک احتمالا بیشتر از آسیب، مرگ یا بلایای طبیعی می ترسد. هم نوجوانان سفیدپوست و هم نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ترس هایی مشابه درباره صدمه دیدن خود یا دیگران ابراز می کنند، کودک با نزدیک شدن به دوران نوجوانی،ممکن است از پذیرفته نشدن در گروه بزرگسالان بترسد.

جدول: ترس ها و اضطراب های مرتبط با سطوح سنی مختلف در کودکان

سن کانون ترس یا اضطراب
0-6 ماهگی عدم حمایت، صدای بلند، محرک های حسی شدید
6-9 ماهگی غریبه ها، محرک های ناگهانی یا غیر قابل انتظار (مثل صداها)
1 سالگی جدایی از فردی که از کودک مراقب می کند، آسیب دیدن، توالت رفتن و غریبه ها
3 سالگی حیوانات، ماسک ها، تنها ماندن، جدایی از والدین
4 سالگی تاریکی، حیوانات و سر و صدا
5 سالگی حیوانات، افراد بد، تاریکی و جدایی از والدین
6 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، صدمات جسمی، رعد و برق و تندر، جدایی از والدین (برای مثال هنگام رفتن به مدرسه)
7-8 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، (مثلا انهایی که در کتاب ها و فیلم ها هستند) وقایع غیر عادی موجود در رسانه ها و فیلم ها، (مانند جنگ و بمب گذاری و انفجارها)، تنها ماندن، صدمات و اسیب ها.
منبع: آلن دیک، 1983

محیط اجتماعی در پهنه زندگی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد که مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران کودکی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را به وجود می آورند. کودکان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران، نحوه کنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند. برای مثال اذعان به ترس، رویارویی و سپس مقابله با آن، و در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد کودک است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد.

بر اساس متون و ادبیات تحولی، بسیار معقول است که کودکان و نوجوانان نسبت به تجربه ترس ها و اضطراب های مختلف در مراحل مختلف تحول خود اسیب پذیرتر باشند. با وجود این، چه چیزی واکنش و ترس و اضطراب بهنجار را از اضطراب هراس بالینی جدا می سازد؟ متخصصان بالینی دستورالعمل هایی را برای متمایز کردن واکنش ترس طبیعی از شرایط اضطرابی که از نظر شدت، فراوانی، محتوا، دفعات و نشانه های اضطرابی با همتایان بهنجار خود متفاوت هستند تهیه کرده اند (کندال، 2000).

منبع : کودک و نوجوان-کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟



:: بازدید از این مطلب : 1188
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

خیانت، پر ضررترین عمل در یک رابطه است که نه تنها باعث خسارت های غیرقابل جبران به زن و مرد می‌شود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. در حالت عادی نارضایتی از مسائل متفاوت در یک رابطه باعث بی وفایی می‌شود، ولی در کل هیچ بهانه ای برای این عمل ناپسند پذیرفته نیست و باید از آن اجتناب کرد.
خوشبختانه در جامعه‌ی ما به‌دلیل فرهنگ و آداب و رسوم کامل و با اصالت ایرانی، تعداد زنانی که به شوهران خود خیانت می‌کنند، بسیار اندک است. در زیر برخی از دلائل بی وفایی زنان را می‌خوانید.

کنجکاوی و حسادت
به‌نظر می‌رسد بی ارزش ترین علت برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و ظهور کردن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر می‌باشد. این نوع سبب ها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکل‌ها و کمبودهای روحی در زندگی می‌باشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار محدود است.

ارضاء نشدن جنسی
مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیده‌ی زشت و بد خیانت را در برخی زنان باعث می‌شود. امروزه با پیشرفت علوم مختلف پزشکی، بسیاری از مشکل‌ها و نقص های جنسی چه در مردان و چه در زنان به‌راحتی قابل درمان شده است.

مادیات و وضع اقتصادی
با نهایت تأسف، بعضی از زنان به علت این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی مناسب نیست و به مقدار نیاز به آنها پول پرداخت نمی‌کند، فقط و فقط به‌خاطر پول (و نه لذت) برآورده شدن نیازهای مادی خود، متاسفانه طرف دیگری کشیده می‌شوند که این بسیار نمودار زشت و کریهی دارد چرا که با کمی سعی و تلاش می‌توان به آسانی به خواسته‌های منطقی مادی زندگی دست یافت.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-ده دلیل بی وفایی و خیانت کردن زنان



:: بازدید از این مطلب : 1171
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 19 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

وفادار بودن برای مرد سخت نیست ‏بلکه غیر ممکن است! یک زن برای یک مرد آفریده شده اما یک مرد برای زندگی با تمام زنها»! این نظریه از آن هانری دومنترلان فرانسوی است. او در ادامه می گوید:« مرد اگر به تاریکی می‏رود و به زنش خیانت می‏کند مقصر خودش نیست؛ مقصر خلقت و طبیعت است که همه موارد خیانت را در او مهیا کرده است.

نظر فلاسفه در مورد وفاداری مرد
“دومنترلان معتقد است که مردان بعد از دو سال زندگی مشترک با همسرشان نمی توانند به همسر خود وفادار بمانند. از نظر این دانشمند، زنان به دلیل ذات متفاوتشان می توانند با خیانت همسرشان کنار بیایند و برای این ادعا زنان فرانسوی را مثال می زند و می گوید:« در فرانسه اگر شوهری مرتکب بی وفایی‏ شود زنش احساس نارضایتی نمی‏کند یا عصبانی نمی‏شود؛ زیرا با خودش صحبت می کند که او فقط تنش را با خودش پیش دیگری برده نه روح و احساساتش را، روح و احساساتش برای من است».

▪ دکتر راسل لی ، استاد زیست شناسی نیز اعتقاد دارد که قانع بودن مرد به یک زن ازنظر کمیت خیانت به نسل بشر است؛ زیرااکتفا کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می کند ولی نسل در چند همسری توانا و قدرتمند می شود.

▪ ویل دورانت، طبیعت مرد را ذاتا چند همسری می داند و می گوید:« فقط نیرومندترین قیود اخلاقی، میزان مناسبی از فقر، کار سخت و نظارت دائمی همسر می تواند تک همسری را به مرد تحمیل کند»

آیا مردان خیانت کارند.

برخی پزشکان هم «پولیگام‏» بودن مرد- تنوع دوستی و تعدد خواهی- و « منوگام» بودن زن- انحصار خواهی و یکه شناسی- را یک امر واضح می دانند و دلیلشان هم این است که درمرد میلیون ها سلول «اسپرم» تولید می شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخمک در تخمدان تولید نمی کند».

بعضی ها ها هم همچون « آنیتا لوس » می گویند که مردها همیشه «موطلایی ها»( کنایه از زنان بد) را به یاد می آورند!

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مردان وفادار هستند یا خیانت کارند؟



:: بازدید از این مطلب : 1008
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 19 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

عده ای گمان می کنند که منظور از بلوغ در افراد تنها رسیدن آنها به بلوغ جنسی و جسمی و قدرت آن ها در ازدیاد و تولید نسل است اما باید گفت که این تنها یکی از بلوغ ها و تکامل هایی است که در چرخه زندگی افراد به وجود می اید که بلوغ جنسی یا جسمی نام دارد و علاوه بر آن به دلیل تغییراتی که در سیستم بیولوژیکی و ذهنی فرد به وجود می اید تغییرات و بلوغ هایی مانند بلوغ عاطفی نیز در فرد به مرور زمان شکل می گیرد. یکی از مهم ترین بلوغ هایی که در دوران زندگی فرد برای او به وجود می آید که البته باید گفت زمان شکل گیری آن در افراد متفاوت است و حتی گاهی افراد هرگز به این بلوغ نمی رسند بلوغ عاطفی است. یک کودک ممکن است از مواردی مانند ارتفاع و یا سرعت بترسد و در عین حال با گذار از دوران کودکی به دوران نوجوانی یک نوجوان ممکن است از مواردی دیگر بترسد .

ترس های دوران کودکی تا نوجوانی ادامه خواهد یافت و در واقع یکی از نشانه های بلوغ عاطفی تغییراتی است که در رفتارهای فرد اتفاق می افتد یعنی نوجوان رفتارها و کارهای ناپخته و خام خود را کنار گذاشته و به جای آن در مقابل با مشکلات و دغدغه هایی که در زندگی برای او به وجود می آید از روش های منطقی و عاقلانه استفاده می کند. در واقع می توان گفت وقتی شخص به بلوغ عاطفی می رسد رفتارهای عاقلانه را در کارها جایگزین رفتارها و کارهای هیجانی خود در برخورد و رویارویی با مسائل و مشکلات می کند. در این میان مشکلاتی که نوجوان با آن ها درگیر است را می توان به سه دسته تقسیم نمود مشکلاتی که مربوط به اوایل دوران نوجوانی است مثل مشکل مدرسه و تحصیل و مشکلات خانوادگی و این گونه مشکلات. دومین دسته از مشکلات نوجوانان در ارتباط با اواسط دوران نوجوانی آن ها است که مواردی مانند انتخاب شغل و اوقات فراغت و تفریحات نوجوان را در بر می گیرد و در نهایت دسته سوم مشکلات نوجوان به دوران انتهایی نوجوانی او ربط داشته و مواردی مانند خود شناسی تعهدات خانوادگی و مذهبی در این دسته قرار می گیرند.

منبع : کودک و نوجوان-انواع بلوغ در نوجوانان



:: بازدید از این مطلب : 1099
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 19 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

عزت نفس برای بقا و سلامت روانی انسان حیاتی است. عزت نفس یکی از ملزومات عاطفی زندگی است و بدون آن بسیاری از نیازهای اساسی برآورده نمی شود.

یکی از مهم ترین عواملی که انسان را از سایر حیوانات متمایز می کند، آگاهی از خود است، یعنی توانایی تشکیل یک هویت و اختصاص دادن ارزشی به آن. به بیان دیگر، این ظرفیت در انسان وجود دارد که تعریف کند کیست، و سپس ببیند که آیا آن هویت را دوست دارد یا خیر.

در واقع، عزت نفس بعد ارزیابانه خودپنداره- توصیف فرد از خود- است و اشاره به این دارد که چگونه خود را ارزشیابی می کنیم. برای انسان این امکان وجود دارد که رنگها، صداها، شکلها و احساسهای اصلی را دوست نداشته باشد. اما اگر فرد بخشهایی از خودش را دوست نداشته باشد، ساختار روانی او به شدت آسیب می بیند.

در چنین شرایطی، شخص از هر چیز که درد عدم پذیرش را به هر شکل وخیم می کند اجتناب می ورزد. چنین فردی در مسائل اجتماعی، تحصیلی یا شغلی ، کمتر پیشرفت می کند ، زیرا توانایی دستیابی به پیشرفت و انتظار دستیابی به آن را در خود نمی بیند.

رابطه زناشویی و عزت نفس
برقراری و حفظ روابط دو طرفه و سالم اجتماعی برای او بسیار دشوار است و تنهایی و انزوا را بیشتر تجربه می کند. از آنجایی که عزت نفس با سازگاری روانی هم رابطه دارد، افراد با عزت نفس پایین غالبا نشانه هایی از مشکلات و بیماریهای روانی از جمله اضطراب و تجربه تنش شدید- استرس- را تجربه می کنند.

افراد با عزت نفس پایین توانایی خود برای ابراز تمایلات جنسی، مورد احترام و توجه بودن، شنیدن انتقاد، تقاضای کمک یا حل مشکلات را سرکوب می کنند.

شخصی که عزت نفس پایینی دارد برای اجتناب از قضاوتهای بیشتر و عدم پذیرش مکرر، دیوارهای دفاعی را برپا میکند. ممکن است خود را سرزنش کند، عصبانی و ناامید شود یا خویشتن را در فعالیتهای آرمانگرایانه غرق نماید و گاه نیز به الکل یا مواد مخدر، روابط جنسی ناسالم و بزهکاری متوسل شود. به بیان دیگر ، عزت نفس پایین با آسیتهای فردی و اجتماعی فروان همراه است.

صدها محقق به بررسی هزاران نفر در سنین و موقعیتهای مختلف پرداخه اند تا عوامل موثر در عزت نفس را درک کنند. چه کسانی عزت نفس بالاتری دارند، عزت نفس چه اهمیتی دارد، چگونه می تواند افزایش داده شود، و…

بررسی کودکان به وضوح نشان داده است که شیوه فرزند پروری والدین طی سه یا چهار سال اول زندگی تعیین کننده میزان عزت نفس کودک است.

حمایت عاطفی خانواده و عزت نفس کودک
در خانواده هایی که والدین از حمایت عاطفی، شیوه کنترل مردم سالارانه و مبتنی بر ملایمت ، گرمی و استدلال استفاده می کنند، فرزندان به مراتب عزت نفس بالاتری نسبت به فرزندانی دارند که در خانواده های استبدادی، کاملا آزادگذار یا طرد کننده تربیت شده اند. اما اغلب تحقیقات مربوط به کودکان برزگ تر ، نوجوانان و بزرگسالان، یک سوال مشترک دارند: علت چیست و معلول کدام است؟

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-عزت نفس چیست و با چه عواملی در ارتباط است؟



:: بازدید از این مطلب : 1268
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چکیده
یک مطالعه جدید نشان داده است که شکایت والدین از خواب بد کودکان بیش فعالشان تقریبا درست است

و این کودکان بدتر از دیگر کودکان می خوابند.

بر اساس این مطالعه ۷۰ درصد از کودکانی که دچار اختلال ADHD هستند

به سختی به خواب می روند و آنها زمان طولانی را در رختخواب بیدار می مانند.

مطالعات پیشین که کیفیت خواب این کودکان را با الکترودها مورد بررسی قرار داده بودند

در نشان دادن ارتباط بین کیفیت خواب و اختلال بیش فعالی و کمبود توجه شکست خوردند.

اما این مطالعه جدید دانمارکی نشان داد که این کودکان در خوابیدن نسبت به کودکان دیگر مشکل دارند.

سایت مرکز مشاوره به نقل از نویسنده مسئول این مطالعه می نویسد:

“مطالعه ما تجربه اکثر والدین را در زمینه خواب بد کودکان بیش فعال تایید کرده است،

و این کودکان دیرتر از دیگر کودکان به خواب می روند. در اندازه گیری های ما متوجه شدیم که کودکان مشکلات خواب بیشتری نیز دارند مانند خواب عمیق کمتر.

در مورد میزان طول خواب به صورت میانگین کودکان بیش فعال ۴۵ دقیقه کمتر از دیگر کودکان می خوابند”.

براساس تشخیص روانپزشکی دو نفر از سه نفر کودک مبتلا به ADHD مشکلات و اختلالات دیگری را نیز دارا می باشند،

لذا وسال این است که خواب سبک و کم خوابی در کودکان با بیش فعالی و کمبود توجه چگونه رخ می دهد.

که احتمالا باعث افزایش خطر ابتلا به اختلال خواب نیز می باشد.

ولی حتی زمانی که محققین در پی این بودند که کودکانی که تنها تشخیص ADHD داده شده اند،

انها متوجه تفاوت زیادی در میان الگوی گروه کنترل و گروه ADHD شدند.

الگوهای خواب مخالف در طول روز
خواب سبک و کم خوابی در کودکان با بیش فعالی و کمبود توجه

محققین همچنین در رابطه با الگوی خواب روزانه این کودکان نیز تحقیق کردند. یافته ها محققین را متعجب کرد.

در این مطالعه نشان داده شد، بر خلاف خواب شب کودکان مبتلا به اختلال ADHD نسبت به گروه کنترل در طول روز زودتر به خواب می روند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-خواب سبک و کم خوابی در کودکان با بیش فعالی و کمبود توجه

 



:: بازدید از این مطلب : 1137
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

بچه ها در دومین دهه ی زندگیشان بلوغ را تجربه می‌کنند.
بلوغ مرحله ای هست که در آن کودک از نابالغی فیزیکی به توانایی تولید مثل دست پیدا می‌ کند
یکی از نشانه های قابل رویت بلوغ رشد سریع و ناگهانی قد و قواره کودک است.
دختران رشد سینه و بزرگ شدن باسن را تجربه می کنند. پسران لاغر و عضله دار شده و به خوبی قدرتمند می‌شوند. غدد تغییر می کنند و دختران اولین قاعدگی و دوران حیض خود را تجربه می‌کنند.

برای مطالعه بیشتر:

نگاهی بر تغییرات دوران بلوغ

انواع بلوغ در نوجوانان
پاسخ های روانی نسبت به بلوغ:
اینکه بچه ها نسبت به تغییرات بدن و ذهن هایشان واکنش هایی نشان میدهند به رفتار و عقاید اطرافیانشان بسیار وابسته است.
وقتی برای آمادگی در برابر این تغییرات تلاشی صورت گرفته کودک رفتار مثبت در این دوره نشان می دهد.
رشد قسمت های چربی دار بدن برای دختران تجربه خوشایندی نیست.
به طور میانگین دختران 10 کیلوگرم در دوران بلوغ چاق می‌شوند و این ذهنیت از طریق رسانه ها و سایر ارکان اجتماعی وجود دارد که لاغر بودن زیباست.
زمانی که دختران نوجوان متوجه می شوند که به دوران لاغری قبل از بلوغ بر نمی گردند ممکن است احساس پریشانی کنند. این پریشانی می تواند باعث نارضایتی آنها در مورد اندام جدید زنانگی باشد.
علاوه بر رسانه ها دوستان، خانواده ها و رفتار همکلاسی ها نسبت به تغییر بدن می تواند روی رفتار آنها تاثیر بگذارد.

نتیجه مثبت بلوغ زود رس:

در دختران بلوغ زود رس باعث افزایش محبوبیت آنها در جذابیت جنسی می شود، همینطور پسرانی که بلوغ
جنسی زودرس دارند از لحاظ فیزیکی و عضلانی نیز وضعیت بالعانه تری را پیدا می کنند.
نتیجه منفی بلوغ زود رس:

این تغییرات زودهنگام نتیجه های منفی ای نیز در پی دارد:
دختران آشفته رفتار میکنند و خمیده راه می روند تا بدنشان را پنهان کنند. اغلب ممکن است بدن فربه تری نسبت به همسالان داشته و از اندام خود در مقایسه با دیگر هم سالان ناراضی باشند. همچنین تغیرات زود هنگام در دختران خطر داشتن میل رابطه ی جنسی زود هنگام را در آنها در بر خواهد داشت.
این تغیرات زود هنگام ممکن است به افت تحصیلی.رفتارهای بد، اعتیاد داشتن به مواد و الکل و دزدی منجر شود. البته باید توجه داشت که این مسئله در تمامی دختران و پسران با بلوغ زودرس یکسان نخواهد بود و بهر حال آموزش های والدین، میزان اعتماد به نفس کودکان و خرده فرهنگ های حاکم هگی تاثیر گذار خواهند بود.

منبع : کودک و نوجوان-نکاتی در مورد بلوغ زودرس و دیررس



:: بازدید از این مطلب : 1097
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 16 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

نوجوانان یک پاسخ به سوال همیشگی ” من کی هستم؟ ” را خواستارند که بخشی از پاسخ در بعد جنسی آنها نهفته است. سال های نوجوانی می تواند یک زمان پر از مشکل باشد. هورمون ها، فشارهای فرهنگی و رقابتی و ترس از متفاوت بودن می تواند دلیل سوال بسیاری از نوجوانان در بسیاری از زمینه ها از جمله تمایل جنسی و هویت جنسیتی باشد.

تمایل جنسی ، چگونگی مجذوب شدن جنسی و عاشقانه شما به افراد دیگر، به همجنس، جنس مخالف ، و یا به هر دو جنس می باشد که این جاذبه به طور معمول از سالهای قبل نوجوانی شروع می شود.

هویت جنسی متفاوت است و حس درونی، زن و مرد بودنتان را مشخص می کند.

در طی سالهای نوجوانی، فشارهای هم جنس رایج است. برخی از نوجوانان ممکن است از نظر جنسی تجربه ای داشته باشند. اما این تجارب اولیه همیشه به این معنا نیست که نوجوان در بزرگسالی همجنس باز و یا دو جنسی خواهد شد. هرچند برای برخی از نوجوانان همان جاذبه ی جنسی محو نمی شود و قویتر می شود.

مطالب مرتبط:

اختلال هویت جنسی

نگرانی در مورد رفتارهای جنسی نوجوان

فواید آموزش جنسی به کودک و نوجوان

هویت جنسیتی برخی از افراد با فیزیکشان مطابقتی ندارد. جسمشان مرد یا زن است، اما در حقیقت از درون احساس جنس مخالف را دارند. افرادی که این احساس را دارند اغلب از خود به عنوان “دگرجنسی (فراجنسی) ” یاد می کنند.

کودکان هویت جنسیتی خود را زودتر شکل می دهند. بسیاری از کودکان در سه سالگی به شدت معتقد به دختر یا پسر بودنشان هستند.

منبع : کودک و نوجوان-بررسی تمایلات جنسی و هویت جنسی نوجوان شما



:: بازدید از این مطلب : 1227
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 15 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

گفتگو در مورد بلوغ جسمی و جنسی را از سنین پایین شروع کنید.

امروزه کودکان با حجم وسیعی از اطلاعات درمورد سکس و ارتباطات در تلویزیون و در اینترنت روبرو هستند، بنابراین همچنان که آنها به بلوغ نزدیک می‌شوند با بسیاری از نظرات پیشرفته در این حوزه آشنایی دارند. مسئله گفتگو در مورد مسئله بلوغ همچنان یک تکلیف مهم برای والدین باقی مانده است از آنجایی که بیشتر اطلاعات کودک در مورد این قضیه از منابع معتبری نیستند.

منتظر نباشید که کودک شما برای پرسیدن سوالات بی شماری که دارد خودش به سمت شما بیاید که آن روز هرگز نخواهد آمد، مخصوصا اگر کودک شما نمی داند که گفتگو در مورد این موضوع حساس برای شما مطلوب است یا خیر!

به طور ایده آل، به عنوان والدین شما در واقع پیش از این، صحبت در مورد تغییرات بدن در طول بلوغ را شروع کرده اید. از زمان نوباوگی کودکان سوال های زیادی دارند و اکثر بحث های شما احتمالاً در مورد سوالاتی است کودک از شما می پرسد.

مهم است که به سوالات او صادقانه و باز پاسخ دهید همیشه منتظر این نباشید که کودک بحث را شروع کنند

در سن ۸ سالگی آنها باید بدانند که تغییرات هیجانی و فیزیکی همراه با بلوغ کدامند. ممکن است که به نظر کوچک بیایند، اما این مثال را در نظر بگیرید: چیزی حدود 2 سال بعد دختر شما عادت ماهیانه را تجربه خواهد کرد با صدای پسر شما شروع به کلفت شدن می کند.

زمان گفتگو با دختر یا پسر

در مورد دختران مهم است که قبل از آنکه پریود یا عادت ماهیانه شوند والدین آنها در مورد این قضیه با آنها صحبت کنند. اگر آنها از موضوع مطلع نباشند عادت ماهیانه می تواند برای آنها ترسناک و استرس زا باشد. اکثر دختران هنگام دوازده سیزده سالگی پریود می شوند که تقریبا دو یا دو و نیم سال بعد از شروع بلوغ است. برای برخی این پدیده زودتر شروع می‌شود حتی در سن 9 سالگی در حالیکه در برخی دیگر دیرتر است حدود 16 سالگی.

به طور میانگین پسرها کمی دیرتر از دخترها بلوغ را تجربه می‌کنند تقریبا در بین سنین 10 تا 11 سالگی. آنها ممکن است شروع به رشد جنسی کنند اولین علائم جنسی را تجربه کنند بدون انکه بدن آنها تغییر زیادی کرده باشد. درست مانند یک بزرگسال باید از تغییرات پیش رو آگاهی داشته باشد و آماده باشد، مانند تغییر خانه یا تغییر شغل، کودکان نیز نیاز دارند که در مورد بلوغ و تغییرات پیش روی آن اطلاعات داشته باشند.

بسیاری از کودکان آموزش جنسی را در مدرسه می بینند.

اغلب درس ها تفکیک شده هستند و دختران در مورد عادت ماهیانه آموزش می‌بینند و پسران نیز در مورد انزال و تغییرات صدا درسهای اصلی را دریافت می‌کنند. اما به هر حال مهم است که دخترا نیز در مورد تغییرات پسران و همچنین پسران در مورد عادت ماهیانه دختران اطلاعات داشته باشند. بنابر این خوب است که معلمین درس هایی را در نظر بگیرند که تمامی موضوعات بلوغ را در بر داشته باشند.

منبع : کودک و نوجوان-گفتگو با فرزندان در مورد بلوغ



:: بازدید از این مطلب : 2242
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 15 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

ارزش خود را حفظ کنید و از راهی دیگر قوی تر به زندگی تان ادامه دهید.

طلاق دردناک است و خلاص شدن از این درد کار دشواری است. ولی برای بعضی از افراد طلاق می تواند تاثیرات منفی در اعتماد به نفسشان داشته باشد.

ولی نباید این اتفاق بیافتد.

در اینجا چند نکته برای حفظ اعتماد به نفستان در این مرحله‌ی گذار زندگی ارائه شده است:

از فکر کردن در مورد طلاق به عنوان یک شکست دست بردارید. ازدواجتان دوامی نداشته و به پایان رسیده است، و مانند شما بسیارزیاد هستند، امروز ه طلاق بیشتر از قبل در جوامع مختلف بخصوص ایران صورت می پذیرد.
به یاد داشته باشید که جرأت آشنایی با آن را داشته باشید حتی اگر این آشنایی کار آمد نیست و باعث رنج شما می شود. فکر کردن در مورد طلاق به عنوان انتقال به مرحله ی دیگری از زندگی تان- باعث می شود که شما برای مرحله ی بعدی تجربه ی بهتری داشته باشید.

برای انچه از دست داده اید غصه بخورید.اگر شما مدام سعی در نادیده گرفتن قسمت های خوب ارتباط داشته باشید (مطمئنان قسمت های خوبی هم وجود داشته است)، تا زمانی که این کار را می کنید غصه دار خواهید بود.
بگذارید برای قسمت های خوب ارتباط هم دلتان تنگ شود. بنابراین این احساسات از شما عبور می کنند و پراکنده می شوند، و جای جدیدی برای احساسات جدیدی فراهم می شود.

اجازه ندهید که احساسات شما رفتارتان را تحت تاثیر قرار دهد. عصبانی بودن از همسر سابقتان یک چیز است و به دادگاه رفتن به خاطر آن چیز دیگری است. از دست دادن یک نفر هیچ تاثیری در شرایط ندارد؛ به خاطر سپردن آن هم به همین صورت است. احساس دوست داشته نشدن هم دردناک است. پیدا کردن یک رابطه ی جدید می تواند درد را طولانی کرده و دو برابر کند.
از روی احساسات که ممکن ایت موقتی باشند عمل نکنید. به جای آن، بر اساس ارزش های خود عمل کنید، در صورت وجود کودکان به انها عشق بورزید، و به اهدافتان فکر کنید.

هفت راهکار برای بازیابی اعتماد به نفس پس از طلاق

مشکلی نیست که در ذهنتان به جلو و عقب بروید، ولی اینکه شما در زندگی واقعی تان بر طبق احساساتتان عمل کنید دنیای شما را ویران خواهد کرد. بر روی رفتارتان کنترل داشته باشید این کار شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

۴٫ این تصور را نداشته باشید که کودکانتان آسیب جبران ناپذیری دریافت کرده اند. تحقیقات نشان داده است که زندگی کردن با والدینی که به صورت مکرر با یکدیگر درگیر هستند به کودکان آسیب می زند. اگر ازدواج شما سطح بالایی از درگیری را دارد، طلاق شما می تواند به کودکانتان آرامش بیشتری ببخشد.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-هفت راهکار برای بازیابی اعتماد به نفس پس از طلاق



:: بازدید از این مطلب : 1105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 15 خرداد 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران