نوشته شده توسط : moshaverzendegi

تا حالا به این فکر کرده‌اید که چرا دختران در سن بلوغ خود دچار افت تحصیلی می‌شوند؟ و یا دچار استرس‌های فراوان و ناآرامی می‌شوند؟ همان دختران دردانه‌‌ که کودکی خود را با کلی خوش‌مزه‌گی و نوازش اطرافیان پشت سرگذاشته‌اند، دخترانی که همیشه آغوش‌شان برای کادو‌های قشنگ باز بود و لبخند رضایت بر لبان خود داشته‌اند.

خلاصه هر کسی باید این دوره کودکی را پشت سر بگذارد و وارد چرخه جدیدی از زندگی روحی و روانی خود شود برای دختران همانطور که دین اسلام هم بر آن تاکید دارد ورود به سن بلوغ می‌باشد و روانشناسان هم اعتقاد دارند که در این سن باید مراقب روح و روان آنها باشند زیرا در این سن آنها ناخواست حساس و آسیب‌پذیر می‌شوند و به شدت دچار استرس و اضطراب هستند و این هجمه روحی و روانی ناخواسته بر دیگر اشکال زندگی او تاثیر می‌گذارد و او را دچار افت تحصیلی، گوشه‌گیر و… می‌کند، البته این رفتار با درک اطرافیان و همراهی او در این سن به مرور کم می‌شود و به طور کل از بین می‌رود. همانطور که می‌دانید تغییر در هورمون‌ها باعث فشار‌های عصبی و روحی می‌شود. والدین باید به این مسئله واقف باشند که دخترها در این شرایط از نظر احساسی خیلی حساس هستند و با کوچکتر لبخند عاشق می‌شوند، آنها در این سن از جنس مقابل خود خوششان می‌آید. ناخودآگاه به پسرها نگاه می کنند. والدین باید توجه داشته باشند که در این سن نباید فرزند خود را کودک فرض کند، فکر و احساس او را ساده بپندارند زیرا او در این دوران شدیدا دارای احساسات شدید به جنس مخالف خود هست بنابراین باید به او آموخت که در روابط خود با پسرها سنجیده‌تر رفتار کند و برای او شرایط را هم از نظر شرعی و هم از نظر عرفی کاملا توضیح دهند تا فرزند آنها آگاه شود.

این حس نسبت به جنس مخالف یک حس سنجیده و آگاهانه نیست زیرا دختران در این شرایط یک حالت گذار از کودکی به بلوغ جنسی دارند همواره می‌خواهند همچون گذشته عروسک‌های خود را بغل کنند و با او بازی کنند ولی این بار با عروسکی واقعی و این بار عروسک‌های خود را در پسرها می‌بینند.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-عشق در نیمه راه کودکی و بلوغ



:: بازدید از این مطلب : 1458
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 08 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

کودکان معمولا در سنین خردسالی 4 الی 5 سالگی شروع به جویدن ناخن می‌کنند و این یک اختلال و واکنش روانی است. هیجانات و اضطراب‌ها اغلب باعث ناخن جویدن در این سنین می‌شود. شاید ناخن جویدن، می‌تواند روشی برای ابراز دلگیریها و دلخوری‌ها و دلواپسی‌ و یا جلب توجه کودکان در این سنین باشد.

این عمل را کودکان هم می‌تواند از والدین یاد بگیرند و گاهی هم به علت وجود اضطراب و استرس به ناخن جویدن روی می‌آورند.

شاید کودک شما به علت کاهش اعتماد به نفس ناخن‌های خود را می‌جود و کودکانی که ناخن می‌جوند اغلب در نزد همسالان خود دستانشان را مخفی می‌کنند و این موضوع باعث خجالت آنها می‌شود.

به هر حال می‌تواند بیان داشته که ناخن جویدن یک اختلال محسوب می‌شود و باید تلاش کنیم که این رفتار را از دوران کودکی از بین ببریم زیرا در این مرحله آسانتر می‌باشد و شاید این مسئله تا بزرگسالی ادامه داشته باشد و بعدها به صورت یک عادت در آید.

اگر بتوانیم منبع استرس را در کودک پیدا کنیم و در رفع آن تلاش نمائیم، کودک به راحتی ناخن جویدن را کار می‌گذارد.

به چند نکته برای رفع این عادت توجه کنید:

1- کوتاه کردن ناخن‌ها

ناخن‌های کوتاه شده کمتر مورد توجه کودک برای جوید قرار می‌گیرد و این کار را هر چند روز یکبار تکرار بفرمایید و سوهان بزنید که حتی نتواند تکه‌های کوچک ناخن را به دندان بگیرد.

2- هنگامی که کودک ناخن می‌جود حواس او را به طرف دیگر منحرف کنید.

در هنگام این عمل حواس کودک را پرت کنید و از او بخواهید یک کار مهیج که او دوست دارد را انجام دهد که در آن انگشتانش هم مشارکت داشته باشد مثل بازی با یک اسباب بازی، بازی با لوگوی خانه‌‌سازی و از این قبیل.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-جویدن ناخن در کودکان



:: بازدید از این مطلب : 632
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

یکی از ناهنجاری های رایج در برخی از خانواده ها، برخوردهای تند و غیر منطقی هر یک از زن و شوهر با یکدیگر است. امروزه با روند روو به رشد صنعتی شدن جامعه ی بشری، برخوردهای پرخاشگرایانه و توهین آمیز رو به افزایش است. به طوری که زوج های جوان از این رفتار برگرفته از یکی از صفات ناشایست و رذیله به نام غضب است. غضب اگر به صورت صحیح مهار نشود آرامش دنیا و آخرت شخص را تباه می کند. بنابراین وظیفه ی اصلی زن یا شوهر پرخاشگر و عصبی معالجه ی ریشه و علت واقعی پرخاشگری یعنی همان صفت غضب است. در اینجا برخی ازز علائم صفت غضب را بیان و در گام بعد برخی از پیامدهای سنگین آن را بررسی می کنیم و در پایان برای مهار و درمان آن چند راهکار ارائه می دهیم.

علائم غضب

خشم و غضب نشانه های متنوعی در چهار محور دارد:

الف. نشانه های فیزیکی و جسمی

ب. نشانه های رفتاری

ج. نشانه های احساسی و هیجانی

د. نشانه های تصویری و ذهنی

برخی از نشانه های فیزیکی غضب

افزایش ضربان قلب
افزایش فشار خون
احساس تنگی و درد در قفسه سینه
گرم شدن یا سرد شدن بدن
قرمز یا زرد شدن رنگ صورت
گشاد شدن مردمک چشم
سفت شدن عضلات بدن
درد معده و روده
بروز سکته های ناگهانی هنگام غضب شدید

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-خشم و غضب



:: بازدید از این مطلب : 593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

بسیاری از افراد در سنین بزرگسالی و نوجوانی یا حتی در دوران کودکی در برهه‌ای ازمسیر زندگی خود دچار تنش و اضطراب می شوند اما با رعایت برخی از راهکارهایی مانند خواب خوب و منظم ، رژیم غذایی مناسب و در میان گذاشتن احساسات و عواطف خود با یک فرد قابل اعتماد و اطمینان می توان استرس و اضطراب خود را مدیریت کرد. به گزارش پایگاه اینترنتی هلث، استرس زمانی درشخص بروز می‌کند که فشاری بیش از آنچه شخص به آن عادت دارد، بر انسان وارد می‌شود. یا شرایط استرس زا در زندگی او بیش از حد طو لانی شود و در هنگامی که انسان دچار استرس می شود، بدن شروع به ترشح هورمون هایی به نام هورمون های آدرنالین و کورتیزول می کند که باعث می شود سرعت تپش قلب را افزایش یابد، تنفس را سریع‌تر کرده و میزان انرژی بیشتری به انسان می دهد وماهیچه ها سفت می شود.برخی از انواع استرس ها که در زندگی پیش میاید عادی و حتی مفید بوده و بدون آن انسان انگیزه ای برای انجام برخی از فعالیت ها در زندگی ندارد، به‌طوری که برخی از افراد معتقدند که این نوع استرس ها برای انسان مفید است و زندگی بدون آن پوچ و بی معناست. اما اگرزمانی استرس بیش از توان جسمی و روحی انسان باشد و استرس فرد بالا باشد وکیفیت زندگی وی را تحت تاثیر قرار دهد، استرس بد یا کاهنده خوانده می شود. این نوع استرس در فرد سردرد، ناراحتی معده و مشکل در خوابیدن، ایجاد می کند. همچنین این نوع استرس می‌تواند سیستم ایمنی بدن را تضعیف کند و سیستم دفاعی بدن شخص را در مبارزه با بیماری ها را برای انسان سخت کند. که در این گزارش دستورالعمل های علمی برای مقابله با استرس ذکر شده است:

کاهش استرس
کاهش استرس

صرف زمانی برای ایجاد احساس آرامش و ریلکسیشن در خود:
یکی از روش های مقابله و مهار تنش های زندگی و استرس صرف زمانی برای آرامش دادن به خود است. اگر هنر ایجاد ارامش را بیاموزید می توانید به راحتی لذت زندگی را بچشید برای این منظور باید راهکار هایی را برای آرامش بخشیدن به خود بیابید. فراگرفتن تمرینات تمرکز و آرامش بخش و کنترل ذهن، گوش دادن به موسیقی های آرامش بخش و ملایم و دوش گرفتن از اخر شب قبل از خواب یک فنجان بنوشید جمله کارهایی است که به انسان آرامش می دهد.

سعی در حفظ روال عادی زندگی خود داشته باشید :
تا آنجا که ممکن است سعی کنید زندگی روزمره قبلیتان حفظ کنید ، از پذیرفتن مسئولیت های اضافی امتناع کنید و قدرت نه گفتن را به آنچه آزارتان می دهد در خود تقویت کنید ،.

یک رژیم غذایی صحیح داشته باشید:
یک رژیم غذایی سنجیده و متعادل را بپذیرید رژیم غذایی خود را با تمرکز ویژه بر غلات سبوس دار، میوه و سبزیجات تنظیم کنید از روغن زیتون یا روغن آفتابگردان در پخت .پز استفاده کنید .. از مصرف بیش از حد قند و غذاهای چرب بپرهیزید زیرا انتخاب غذاهای ناسالم منجر به تضعیف سیستم ایمنی بدن و عدم مقاومت بدن در برابر فشار روانی می شود . در مورد مشکل استرس خود درمانی نکنید و به پزشک معالج مراجعه فرمایید. زیرا این کار وضعیت استرس را بدتر می کند.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-راهکارهایی برای مهار یا کنترل استرس



:: بازدید از این مطلب : 653
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 06 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اندیشیدن درباره افسوس ها مانند نگاه کردن در آیینه عقب ماشین، هنگام رانندگی است . در واقع برای راندن بهتر رو به جلو ،آیینه عقب را نگاه می کنیم ، نه به منظور دیدن پشت سر خود ،افسوس نیز این گونه کار می کند. افسوس برای حرکت ما به جلو می تواند مفید باشد. جانت لاندمن

افسوس میل یا هدفی است که فرد زمانی در گذشته زندگی خود داشته و ناکام مانده یا به آن نرسیده است. تجربه افسوس در زندگی هر فرد امری عادی است ، معمولا افسوس در سالهای دبیرستان و دانشگاهی آغاز می شود.زیرا فرد در این سالها نیاز دارد که بر فرصتهای شغلی و حرفه ای تمرکز کند و دوره های دانشگاهی که می گذراند ممکن است جذاب باشند اما کارایی لازم برای کسب درآمد و فرصت شغلی را نداشته باشند.و این امر می تواند ناراحت کننده باشد.

افسوس خوردن اساس انسان است. ما قادر هستیم واقعیت را با احتمال مقایسه کنیم یعنی ما در خطر افسوس خوردن هستیم.به دور از غیر عقلانی بودن ویا اتلاف وقت ،افسوس قدرت دگرگون سازی دارد که به ما کمک می کند یاد بگیریم و به راه های مثبت تغییر جهت دهیم

تحقیقات روی” خودهای ممکن” 1986 مارکوس و نوریوس برای مثال ، نشان داده اند که خود پنداره فرد به طور گسترده ای توسط احساسی که در باره گذشته اش دارد و پیشگویی که در باره آینده می کند تعیین می شود. خودهای ممکن ابعاد بسیاری از زندگی را پوشش می دهد از جمله سلامت و ارتباطات ، بنابراین می تواند پلی باشد برای فاصله بین افسوس گذشته ، خود موجود و بهترین خود ممکن .

افسوس از گذشته
افسوس از گذشته

چگونه افسوس در روانشناسی مثبت نگر جای می گیرد ؟
تحقیقات بسیاری در این زمینه موجود است از جمله کار ریف 1991 که نشان می دهد بهزیستی ذهنی افزایش می یابد با پیشرفت فرد به سوی اهداف معنی دار و چالش انگیز در حال ، که با بهترین خود ممکن فرد در آینده هبسته می باشد.این امر هم چنین نشان می دهد که اهداف دست یافته و دست نیافته افراد کلید های پیش بینی نشخوار ذهنی هستند.چیزی که شاخص روانشناسی تطبیقی است.

افسوس دارای میزانی انرژی است که می تواند هم در راه مثبت و هم درراه منفی صرف شود، که در بهزیستی شما موثر واقع خواهد شد.در واقع تحقیقات نشان داده اند که کثرت و شیوع نشخوارهای ذهنی همراه با تاسف از طریق پیگیری فعال اهداف به حداقل می رسد.(wegner et al 1987) . و بهزیستی ذهنی بیشترهنگامی اتفاق می افتد که برنامه ساختار یافته یومیه با اهداف معنی دار آینده در ارتباط باشد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-زندگی در قلمرو بدون افسوس



:: بازدید از این مطلب : 615
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 05 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چرا گاهی برای بهبود شرایط خود دست به عمل نمی زنیم؟ آیا تا به حال با افرادی برخورد کردده اید که در شرایطی بسیار ناخوشایند هستند ولی برای ایحاد تغییر کاری نمی کنند؟
برای کسانی که از بیرون به ماجرا نگاه می کنند چنین رفتاری سوال برانگیز است. روانشناسی به نام سلیگمن به طور اتفاقی متوجه یک پدیده رفتاری شد که تا حدی این مسئله را توضیح می دهد.

دکتر سلیگمن و تیمش دو گروه سگ را برای تحقیق انتخاب کرده بودند. در مرحله اول، گروه اول را درون قفس هایی قرار دادند. هر از گاهی یک صدای آژیر کوتاه به صدا در می آمد و سپس به این سگ ها شوک الکتریکی وارد می شد. شوک در حدی تنظیم شده بود که دردناک باشد ولی کشنده نباشد. این سگ ها پس از مدتی شرطی شدند به طوری که می دانستند پس از صدای آژیر، شوک در راه است. در بارهای اول آنها سعی می کردند با کوبیدن به در و دیوار قفس از شوک فرار کنند. ولی پس از چند با تلاش متوجه می شدند که راه فراری نیست و دیگر دست از تلاش می کشیدند.

 

در مرحله دوم، هر دو گروه از سگ ها (چه انها که شرطی شده بودند و چه گروه دوم) را درون قفس هایی قرار دادند که حاوی دو قسمت بود. بدین صورت، زمانی که شوک وارد می شد این سگ ها به راحتی ممی تانستند از قسمتی به قسمت دیگر قفس بپرند و از شوک فرار کنند. سگ های گروه دوم (که شرطی نشده بودن) دقیقا همین کار را می کردند وب ا شنیدن صدای آژیر به قسمت دیگر قفس می پریدند. ولی قسمت عجیب آن بود که سگ های گروه اول (که در مرحله قبل شوک را حس کرده بودند) هیچ تلاشی برای رهایی خود نمی کردند؛ فقط سر جای خود می نشستند و زوزه می کشیدند. دلیل این بود که چون تلاش هایشان در بار اول بی فایده بود، به اشتباه فکر می کردند این بار هم تلاش کردن فایده ندارد.

این پدیده در روانشناسی به «ناتوانی فراگرفته شده» معروف است. گاهی اوقات افراد پس از چندین بار تلاش و نتیجه نگرفتن، به اشتباه فکر می کنند توانایی تغییر شرایط را ندارند و این احساس ناتوانی تبدیل می شود به بی عملی.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-ناتوانی یاد داده شده



:: بازدید از این مطلب : 566
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 05 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

این عقیده و باور در بسیاری از فرهنگ ها وجود دارد که فرآیند تنفس ، ماهیت و گوهر وجود می باشد. تنفس عبارت از یک فرآیند منظم از انقباض و انبساط می باشد، و همچنین یکی از مثال های قطبیت پایدار است که در طبیعت مشاهده می شود و همانند شب و روز، بیداری و خواب، رشد فصلی و دهه ای و در نهایت مرگ و زندگی می باشد.

بر خلاق بقیه عملکردهای بدن، تنفس به راحتی برای ارتباط بین سیستم ها استفاده می شود، که یک ابزار بسیار مناسبی برای کمک کردن و تسهیل گر تغییرات مثبت می باشد. این تنها عملکرد بدن است که ما هم به صورت ارادی و هم غیر ارادی آن را انجام می دهیم. ما می توانیم به صورت تعمدی از تنفس استفاده کنیم تا بر عوامل غیر ارادی (به طور مناسب با سیستم عصبی) تاثیر بگذاریم که این امر منجر به منظم شدن فشار خون، ضربان قلب، جریان خون، گوارش و بسیاری دیگر از عملکردهای بدن خواهد شد. تمرین تنفس می تواند به صورت پل و نقطه اتصالی بین عملکرد های بدن باشد که ما در حالت عمومی به صورت خود آگاه بر آن کنترل نداریم.

طی دوره ای که ما تحت فشار های احساسی و عاطفی هستیم، دستگاه عصبی سمپاتیک ما منجر به تحریک و تاثیر بر تعداد واکنش های فیزیکی ما می شود. در این حالت ضربان قلب ما افزایش می یابد، عرق می کنیم، عضلات ما سفت می شوند و تنفس ما سریع و کوتاه می شود. اگر چنین فرآیندی در مدت زمان طولانی وجود داشته باشد، دستگاه عصبی سمپاتیک ما، در حد بالایی تحریک می شود و این عمر منجر به ایجاد عدم تعادل گردیده که می تواند بر سلامتی ما تاثیر گذاشته و منجر به التهاب بالا، فشار خون بالا و درد عضلانی ما در چندین ناحیه از بدن شود.

تنفس عمیق

کاهش هوشیارانه ضربان قلب، کاهش تعریق و آرمش عضلانی سخت تر از تنفس ارام و عمیق است. تنفس می تواند به منظور تاثیر مستقیم بر تغییرات استرس زایی که منجر به تحریک مستقیم دستگاه عصبی پارا سمپاتیک می شود تاثیر گذار باشد و این امر منجر به آرامش و معکوس شدن تغییرات مربوط به تحریک دستگاه عصبی سمپاتیک ما می شود. می توان مشاهده کرد زمانی که ما در استرس هستیم تنفس عمیق و یا آه می کشیم، چگونه بدن ما این کار را به صورت طبیعی انجام می دهد.

فرآیند تنفس قابل آموزش است
آموزش تنفس می تواند برای تاثیرات مثبت و منفی روی سلامتی اموزش داده شود. استرس مزمن می تواند منجر به ایجاد محدودیت در بافت ارتباطی و ماهیچه ای در قفسه سینه شود، که این امر در نتیجه کاهش دامنه جنبش قفسه سینه ایجاد می شود. به دلیل تنفس کم عمق تر و سریع تر، قفسه سینه نمی تواند مثل حالتی که تنفس عمیق و آهسته تر صورت می گرفت، باز شود و موارد بیشتری از ورود و خروج هوا در قسمت بالایی بافت شش به سمت سر، اتفاق می افتد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-یادگیری تنفس عمیق



:: بازدید از این مطلب : 640
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 05 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

آیا خواب بهتر مانع اضافه وزن می شود؟ آیا کم خوابی می تواند باعث شود که شما چاق تر شوید؟

این سناریو رو در نظر بگیرید: اگر شما هنگامی که در محل کارتان هستید احساس خواب آلودگی می کنید ممکن است وسوسه شوید که یک فنجان قهوه بنوشید (و یا چندین فنجان) و یا یک دونات تا بتوانید برای انجام کارهایتان انرژی بگیرید. بعد از اینکه کارتان تمام شد ممکن است از رفتن به باشگاه صرف نظر کنید و بعد از آن به خانه برسید و زمانی برای آشپزی ندارید و به حدی احساس تنش می کنید که قادر به خوابیدن نیستید.

این یک چرخۀ ناسالم است است و نهایتا این محرومیت از خواب باعث آسیب رساندن به سلامتی جسمی شما می شود.

به گفتۀ سوسن ظفر لطفی مدیر موسسه خواب و سلامتی در دانشگاه پزشکی نیوجرسی “زمانی که شما کمبود خواب دارید دچار کمبود انرژی نیز می شوید و به صورت اتوماتیک وار به سمت غذاهایی که سر یع آماده می شوند می روید مثل غذاهای سرخ کردنی و چیپس ها”.

نتیجه فوری ناشی از کم خوابی چه خواهد بود؟ شماید شما قادر باشید که با کم خوابی مبارزه کنید. اما نتیجه نهایی چیست؟ خوردن غذاهای ناسالمم و مضر و هم چنین کمبود تحرک از عواقب کم خوابی است که باعث می شود شما در معرض خطر چاقی قرار بگیرید.

خواب و افزایش وزن

به گفته دکتر ظفر لطفی «کمبود خواب مثل بدهی کارت اعتباری است». «اگر بدهی های کارت اعتباری شما به صورت مداوم بر روی هم انباشته شود. نرخ بالایی از سود را خواهید پرداخت یا اینکه حساب شما تا زمانی که تمام بدهی هایتان را بپردازید بسته خواهد شد. اگر کمبود خواب شما برای مدتی طولانی ادامه داشته باشد بدن شما به مشکل خواهد خورد.»

کمبود خواب داشتن در ایالات متحده آمریکا بسیار معمول است و حتی برخی افراد با افتخار درباره آن صحبت می کنند. مارک ماوالد مدیر مرکز اختلالات خواب منطقه ی مینی سوتا در این باره می گوید: «ما به بیدار ماندن تا دیر وقت افتخار می کنیم اما شب بیداری و زود بیدار شدن در صبح هزینه هایی برای ما به بار خواهد آورد.»

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-خواب و افزایش وزن



:: بازدید از این مطلب : 630
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مغز ما شبیه یک پردازشگر کامپیوتر است: مغز توانایی پردازش و منابع ذهنی محدودی دارد. هر فعالیت ذهنی (و یا وضعیت احساسی) فشرده که میزان زیادی از توانایی ها و فضای ذهنی ما را به خود مشغول می کند، برروی توانایی ما برای تمرکز، حل مسئله، خلاقیت، یا استفاده از دیگر توانایی های شناختی تاثیر گذاشته و در نتیجه عمکرد IQ مانیز موقتا کاهش می یابد.

برای نمایش این اصل مهم، سعی کنید در حالت راه رفتن از عدد 1000، 7شماره 7شماره به پایین بشمارید، (1000، 993، 986، …). پس از اینکه اندکی به شمارش ادامه دهید، از راه رفتن باز خواهید ایستاد. اما چرا؟ مغز شما مجبور است آنقدر برای انجام این محاسبات ریاضی سخت کار کند که منابع و ظرفیت کافی برای دستور دادن به پاهای شما برای گام برداشتن باقی نمی ماند.

بیشتر فعالیت های معمول، تاثیر زیادی برروی توانایی ما برای کار کردن یا مطالعه ندارند. بیشتر ما می توانیم تکالیف خانه را هم زمان با گوش دادن به موسیقی انجام دهیم یا ممکن است هنگام غذا خوردن کاملا غرق در مطالعه شویم.

با این حال، برخی از عادت های روان شناختی، آنقدر منابع ذهنی ما را صرف خود می کنند که می توانند موجب کاهش ظرفیت های شناختی مغز ما شوند. تعداد اندکی از مردم از تاثیرات بسیار قابل توجه این عادت های روانی آگاه هستند، بنابراین شانس کمی برای خلاصی از آنها دارند، و این موضوع می تواند به شکلی جدی توانایی فرد را در به کار گیری تمام ظرفیت های ذهنی خود برای انجام کارها تحت تاثیر قرار می دهد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-پنج عادت روانی که توانایی تفکر شما را محدود می کنند



:: بازدید از این مطلب : 637
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مبحثی باموضوع درمان های غیر دارویی

بیماری که دچار درد مزمن است می خواهد هرچه سریعتر از درد خلاصی یابد. گفتن آن راحت است اما در عمل بسیار سخت است. کنترل درد امری پیچیده است و راه حلی ساده و قطعی برای آن وجود ندارد. حتی راه های درمانی مانند عمل جراحی ممکن است نتوانند موجب بهبود بیمار شوند، و چه بسا موجب بدتر شدن وضعیت بیمار، و یا حتی تشدید درد او شوند (به عنوان مثال دردهای قسمت پایین کمر). درمان های دارویی غیر مخدر نیز ممکن است فاقد اثر گذاری مطلوب و رضایت بخش برای تسکین درد باشند. درد مزمن موجب درد هیجانی می شود که خود به گونه ای آزار دهنده می تواند موجب تشدید حساسیت بیمار نسبت به درد جسمی شود. درد مزمن می تواند بیمار را از جنبه های جسمی، روحی، اجتماعی، و کارکرد های شغلی تضعیف کند. بر اساس برآورد اداره ی پیشگیری از بیماری های موسسه ی ملی سلامت (NIH) در گزارش سال 2014 خود، درد های مزمن یک سوم جمعیت، برابر با 100 میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار داده است. این موضوع هزینه های سنگینی مانند از دست دادن شغل و هزینه های درمانی را در بردارد. هزینه های مالی این مسئله طبق محاسبات NIH رقمی بین 560 تا 630 میلیارد دلار در سال برآورد شده است.

استفاده از داروهای مخدر می تواند در کوتاه مدت موجب کاهش درد شود، اما استفاده از این داروها در دراز مدت می تواند خود مشکل ساز شود. برای مثال، دارو های مخدر خود عاملی برای ایجاد درد های مزمن هستند، خطر روی آوردن به سوء مصرف مواد مخدر را تشدید می کنند، و می توانند موجب تشدید افسردگی شوند. به علاوه استفاده از دارو های مخدر، به تنهایی یا همراه با دیگر داروها (با تجویز پزشک و یا به صورت غیر قانونی)، و یا استفاده نادرست توسط بیمارانی که علاوه بر درد های مزمن دچار مشکلات دیگری مانند وقفه تنفسی در خواب هستند، می تواند موجب بروز گستره وسیعی از عوارض جانبی از پایین آمدن سطح هوشیاری تا ناتوانی در تنفس گرفته تا آسیب دیدن کبد و یا حتی مرگ شوند.

بنابراین، راهبرد های جایگزین برای مدیریت درد ایجاد شده اند. این راهبرد ها شامل راهکارهایی درمانی با تکیه بر فاکتورهای روانی هستند، روان درمانی (مانند به کار بردن رفتار درمانی شناختی برای مقابله با تشویش افکار، ذهن اگاهی برای تغییر چارچوب و نگرش به درد، تعهد و پذیرش درمانی برای افزایش انعطاف پذیری روانی)، مدیتیشن، یوگا، رایحه درمانی، و طب سوزنی از جمله ی این راهبردهای درمانی هستند.این روش های درمانی به عنوان مکملی برای درمان های متعارف دارویی از جایگاه ویژه ای برخودار هستند. تاثیر محدود تا متوسط این درمان ها با مطالعات فراتحلیل انجام شده در این زمینه به اثبات رسیده است.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تغذیه روانی: روشی جدید برای درمان درد های مزمن



:: بازدید از این مطلب : 604
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران