نوشته شده توسط : moshaverzendegi

به اهدافتان دست یافته اید اما هنوز هم خوشحال نیستید؟ 4 نکته برای تحقق این مهم
در قرن هدف گرای ما، تنظیم اهداف برای عملی کردن آنها اغلب یک محرک نیرومندی است که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود.
در اصل، ممکن است این چیز بدی به نظر نرسد اما مسئله این است که چرا وقتی به هدف مورد نظرتان می رسید در زندگی شما نمود واقعی ندارد یا هیچ گونه احساسی به شما دست نمی دهد؟ برای مثال تا بحال پیش نیامده که یک پروژه را به پایان برسانید اما در یابید که هنوز هم کاری برای انجام دادن دارید و تعادل بین کار و زندگی شما بهم خورده و نمی توانید به هر دو برسید؟ دیگر اینکه ممکن است احساس براشفتگی کنید که ایا من به این هدف می رسم یا نه، پیشرفت خواهم کرد یا نه؟ و همین جاست که در دام اضطراب گرفتار می شوید با یک احساس توهم و تشویش از اینده.
این تشویش مأیوس کننده برای خودش اصطلاحی دارد و معمولاً به عنوان سفسطه رسیدن شناخته شده است؛ این یک دام روانی فکری هست که افراد با موفقیت های بالا به خوبی با ان اشنا هستند.
در این مقاله ما در مورد سفسطه رسیدن بحث کرده ایم و اینکه چگونه می توانید همگام با ان جلو روید و به قله های جدید موفقیت برسید.


بیشتر بخوانید: ” target=”_blank”>اعتیاد به کار
سفسطه رسیدن: چیست و چگونه است؟
سفسطه رسیدن یک اصطلاح است که توسط متخصص روانشناسی مثبت نگر بن ـ شار در کتاب راههای شادتر زیستن وی ارائه شده است و در مورد اعمال مربوط به ایدۀ جریان کار کردن برای رسیدن به هدف است، شما براساس این انتظار حرکت می کنید که واقعاً به هدف مورد نظرتان خواهید رسید. محکم ایستادن در برابر هدف آینده موجب تحریک مراکز پاداش مانند اثر آرام سازی شناختی در مغز می شود. این احساس پیشرفت، به بخشی از هویت معمولتان تبدیل می شود. شما آنقدر با این وضعیت جدید از خود سازگار می شود که در نهایت دست یابی به هدف نهایی کمتر از انچه انتظار می رفت برایتان رضایت بخش خواهد بود.
در حالی که این فداکاری برای بهبود شخصی مداوم قابل ستایش است اما، مانند قرار داشتن در یک شیب لغزان است. زمانی که ما خیلی به پیامدهای بعدی نزدیک شدیم ممکن است به خیال باطل کمال غیرقابل دست یافتنی بیندیشیم. ما به دنبال اهداف پس از یکدیگر هستیم و در امید چیزی هستیم که ما را خوشحال کند که منجر به عدم اعتماد به نفس و عدم احساس کامیابی بسنده می شود. در عوض، چرخه ای از جستجوی چیزهای بیرونی، دستاورد ها یا اهداف مهم برای تأمین و تکمیل ما را شکل می دهد. همواره اهداف جدیدی برای در نظر گرفتن وهله ای که آنها قبلاً محقق شده اند وجود دارد. ما به سمت کاربرهای بزرگتر می رویم، به دنبال دستاوردهای بزرگتری هستیم، مثلا مایل به از دست دادن پانزده پوند در ازای به دست آوردن پنج پوند هستیم و روند پیش و پس شدن را پیش می گیریم.
اما، پس از آنکه به جایی که فکرش را بارها می کردیم می رسیم؛ خوشحال می شویم، اما در واقع چالش های جدیدی و مسئولیت در قبال کارها پیش رو قرار می گیرد. گرفتن یک ارتقای شغلی به معنی ساعات کاری بیشتر است، کسب در امد بیشتر شامل جستجوی فرصت های کاری بیشتر است و یا اینکه مثلا کاهش وزن ممکن است موجب ایجاد حسادت در بین همکاران شود یا از طرفی به معنای ساعات شاد کمتر و ناهارهای تجملی باشد که در نتیجه استراتژی های ارتباطی تان را تغییر می دهد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-به اهداف خود رسیده اید ولی شاد نیستید؟ ۴ نکته برای تحقق این مهم



:: بازدید از این مطلب : 721
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چرا تشخیص اولیه آلزایمر می تواند سخت باشد؟
بیماری آلزایمر معمولاً در همان مراحل اولیه حتی در افرادی که مراقبت های پزشکی اولیه را به دلیل مشکلات حافظه طی می کنند نیز تشخیص داده نمی شود.
• اشخاص و خانوده هایشان عموماً علایم را به خوبی گزارش نمی دهند.
• آنها ممکن است با نشانه های معمولی سالخوردگی اشتباه گرفته شوند.
• نشانه ها ممکن است رفته رفته و به کندی نمایان شوند طوری که شخص متأثر نتواند آنها را تشخیص دهد.
• شخص ممکن است از برخی نشانه ها آگاه باشد اما تا مدت زیادی تمایلی به فاش کردن آنها نداشته باشد.
بازشناسی علایم اولیه مهم است به دلیل آنکه درمان و کنترل نشانه ها در آغاز بیماری بسیار مؤثرتر است، علاوه بر این تشخیص اولیه به شخص و اعضای خانواده اش امکان می دهد تا برای آینده برنامه ریزی کنند. اگر شما یا یکی از دوستان هر یک از علایم زیر را دارید، به پزشک مراجعه کنید.


علایم هشدار دهنده آلزایمر
از دست دادن پیش رونده حافظه
این یک ویژگی متمایز بیماری آلزایمر است. در ابتدا، حافظه کوتاه مدت مختل می شود و شخص صرفاً فراموشکار به نظر می رسد. اما، به دلیل آنکه حافظه کوتاه مدت برای جذب اطلاعات جدید مهم است، از این رو؛ این اختلال با توانایی در برقراری تعامل اجتماعی و انجام کارهای شخصی تداخل می یابد. در مقابل، اطلاعات حافظه بلندمدت ممکن است به مدت طولانی تری و اغلب جزیی تر حفظ شوند اما، آن نیز با پیشرفت بیماری دچار گسستگی می شود. در مراحل پایانی بیماری، افراد مبتلا به آلزایمر حتی ممکن است نام خودشان را نیز فراموش کنند.
بیشتر بخوانید: تمرین ورزشی برای تقویت مغز
کاهش توانایی های شناختی
توانایی های شناختی شامل فعالیت های فکریِ استدلال، حل مسئله، تصمیم گیری، قضاوت کردن و امثالهم می باشند. اختلالات مرتبط با کارکردهای شناختی رفته رفته و زیرکانه ظاهر می شوند مانند عملکرد ضعیف در فعالیتی که شخص قبلاً درآن خوب ظاهر شده است یا قضاوت ضعیف و فقدان بینش نیز می تواند منجر به حوادث شود.
افراد در اوایل بیماری ممکن است به سادگی متوجه گذشت زمان نباشند؛ بعداً، عدم تعیین موقعیت آنها بیشتر اثبات می شود و به مکان ها و افراد نیز تعمیم می یابد. با پیشرفت بیماری، معنای زمان بیشتر تحریف می شود و افراد اصرار دارند جایی را فورآً پس از رسیدن به آن ترک کنند یا ممکن است از نخوردن غذا به محض اتمام غذا شکایت کنند.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تشخیص بیماری آلزایمر



:: بازدید از این مطلب : 631
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چگونه اضافه وزن بر مغز انسان اثر می گذارد.
شمار افراد چاق و دارای اضافه وزن (با شاخص توده بدنی بالاتر از 25) در سراسر جهان نزدیک به دو بیلیون است. این میزان بیش از 20 درصد از 7.4 بیلیون نفر برآورد شده ی جمعیت جاری کره خاکی می باشد. رابطه بین چاقی و شرایط مزمن گوناگون مانند بیماری های قلبی ـ عروقی، دیابت ها و برخی از انواع سرطان به خوبی احراز شده است. اما در مورد چگونگی و میزان تأثیر اضافه وزن بر ساختار و کارکرد مغز اطلاعات و آگاهی چندانی وجود ندارد.
آیا سطح هوشبهر وزن بدن را تعیین می کند؟
در مطالعات گوناگون رابطه آماری معناداری بین اضافه وزن و سطح هوشبهر پایین تر نشان داده شده است. واضح نیست که این رابطه علیت تا چه مدت زمانی طول می کشد. آیا اضافه وزن باعث کاهش ظرفیت های هوشی می شود؟ یا شاید افراد دارای هوشبهر پایین تر بیشتر مستعد اضافه وزن باشند؟
اگرچه، برخی از مطالعات نخست نشان داد که سطح هوشبهر پایین ممکن است موجب ناشی از اضافه وزن باشد جدیدترین مطالعات طولی آینده نگر نشان می دهند که این نتیجه درست نیست. این مطالعات حاکی از آن بود که یکی از عوامل اضافه وزن، سطح هوشبهر پایین تر است. در مطالعه ای فراتحلیل در سال 2010، خلاصه بیست و شش مطالعه مختلف در این زمینه مورد بازبینی قرار گرفت. نتیجه عمده این تحلیل وجود رابطه قوی تر بین سطح پایین هوشبهر در دوران کودکی و افزایش چاقی در بزرگسالی بود. مطالعه ای انجام شده در کشور سویس نمونه ای 5286 نفری از مردان را شامل شد که سطح هوشبهر در سن 18 سالگی و سپس 40 سالگی بررسی شد. در هر بررسی هوش، شاخص توده بدنی شرکت کنندگان نیز ارزیابی شد. نتایج به خوبی نشان داد که افراد دارای سطح هوشبهر پایین تر شاخص توده بدنی بالاتری دارند.


“>چاقی و افسردگی
مطالعه ای دیگر در نیوزیلند 913 شرکت کننده را در بر گرفت. سطح هوشبهرشان در سنین3،7،9،11 و نهایتاً در 38 سالگی مورد سنجش قرار گرفت. این مطالعه همچنین نشان داد که سطح هوشبهر در دوران کودکی منجر به چاقی می شود. افراد دارای هوشبهر پایین تر در سن 38 سالگی نسبت به افراد دارای هوشبهر بالاتر بیشتر چاق هستند. بیش از 3000 نفر در بریتانیای بزرگ برای انجام مطالعه ای گمارده شدند. این افراد تا پس از 50 سالگی مورد پیگیری قرار گرفتند. سطح هوشبهرشان در سنین 7،11 و 16 آزمایش شد و در سن 51 سالگی شاخص توده بدنی اندازه گیری شد. این نتایج نشان داد که بدون شک ممکن است سطح هوشبهر پایین در سن 7 سالگی میزان شاخص توده بدنی بیشتری را در سن 51 سالگی پیش بینی کند. همچنین، نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی پس از 16سالگی در بین افراد دارای سطح هوشبهر پایین تر سریعتر رشد می کند. مطالعه ای دیگر در بریتانیای بزرگ 17.414 نفر را شامل شد. سطح هوشبهر این افراد در سن 11 سالگی ارزیابی شد. شاخص توده بدنی نیز در سنین 16،13،33 و 42 سالگی ارزیابی شد. نتایج این مطالعه همچنین فرضیه سطح هوشبهر پایین تر در کودکی منجر به چاقی بزرگسالی می شود را تأیید کرد.
چاقی موجب فرسودگی سریعتر مغز می شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-چگونه اضافه وزن بر مغز انسان اثر می گذارد



:: بازدید از این مطلب : 632
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اگر این پیشنهادات مفید را در خاطرتان حفظ و اجرا کنید، در این صورت داشتن یک خواب شبانه خوب آسانتر از آن چیزی است که فکرش را می کردید. به یاد داشته باشید، فرض بر اینست که خواب آرام بخش می باشد و هر شب به تجدید قوای بدنتان کمک می کند. سعی کنید کمبود خواب نداشته باشید و اینکه برای داشتن یک خواب شبانه خوب به مدت حداقل 8 ساعت در هر روز، نباید به مدت طولانی (بیش از چند روز) از خوابیدن خود بکاهید. هر شخصی گاهی از اوقات به سختی می خوابد، اگر به خواب رفتنشما طول میکشد، جای نگرانی نیست. سعی کنید این پیشنهادات را به کار گیرید تا خوابی طبیعی و آسوده داشته باشید.

· برای خودتان یک برنامه منظم خواب ترتیب دهید.

هر شب در زمان معینی به تخت خواب بروید و هر صبح نیز در زمان معینی بیدار شوید. برهم زدن این برنامه ممکن است منجر به بیخوابی شود. همچنین با خوابیدن زیاد در تعطیلات، بیدار شدن در اوایل صبح دشوار می شود، به دلیل آنکه آن چرخۀ خوابتان را از نو برای بیداری بعدی تنطیم می کند. بین مدت 8ساعت وقت خواب، چرت نزنید.

· ورزش کنید.

سعی کنید روزانه 20 تا 30 دقیقه ورزش کنید. ورزش های روزانه اغلب به خوابیدن کمک می کند اگرچه، ورزش نزدیک به زمان خواب نیز موجب تداخل در خواب می شود. سعی کنید حداکثر زمان مفید ورزش کردن حدود 4 تا 6 ساعت قبل از رفتن به رختخواب باشد. اما، در کل در مدت 2ساعت باقی مانده به زمان خواب ورزش نکنید.

· از مصرف کافئین، نیکوتین و الکل اجتناب کنید.

از نوشیدن مواد کافئینی که مانند محرک عمل می کنند و موجب بیدار ماندن افراد می شوند، خودداری کنید. از جمله مواد کافئینی می توان به قهوه، شکلات، نوشیدنی های گازدار، چای های غیرگیاهی، داروهای رژیم غذایی و برخی آرام بخش ها اشاره کرد. افراد سیگاری خواب سبکی دارند و اغلب به خاطر علائم ناشی از کاهش نیکوتین در بدن صبح زود بیدار می شوند. الکل خواب عمیق و رسیدن به مرحله REM را از افراد می گیرد و انها را در مراجل سبک تر خواب نگه می دارد.

اگر میخواهید خواب شبانه راحتی داشته باشید، از همه موارد ذکر شده حداقل 6 تا 8 ساعت قبل از خوابیدن اجتناب کنید. همچنین از خوردن هرنوع وعده غذایی سنگین در 2ساعت باقی مانده به خواب بپرهیزید.

· موقع خواب عادت ریلکسیشن (تمرین آرمش) داشته باشید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-نکاتی برای داشتن یک خواب خوب شبانه



:: بازدید از این مطلب : 709
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مسلماً شما و ما تاکنون چنین موضوعاتی داشته ایم:

وقتی چیزی می گویید یا کاری انجام می دهید که رابطه ای را خدشه دار می کنید، ممکن است شما بدخلق شوید و از معشوقه تان بخواهید از زندگی تان بیرون برود. شاید کسی برای انجام کاری روی شما حساب کند و شما روی آنها را زمین بیندازید و موجب ناراحتی آنها شوید: شما سپرده گذاری بانکی را فراموش می کنید، مرخصی برنامه ریزی شده را در کمتر از یک دقیقه لغو می کنید، درمورد چیزهای مهم دروغ می گویید، سر موقع برای انجام کاری مهم حاضر نمی شوید یا اطلاعاتی خصوصی که در حفظ آنها قول داده اید را فاش می کنید. اما باز هم هر چقدر اشتباه کرده اید، روشی که شما آن را اداره می کنید و خودتان را درک می کنید (عزت نفس )، اصلاح کردن یا احتمال برطرف کردن موضوع به صورت سازنده، مهم هستند. اینجا برخی از ایده ها را ذکر کرده ایم که بهتر است انها را در نظر بگیرید.

1. صادقانه معذرخواهی کنید. یک تأسف بی مقدمه ممکن است از اقرار کردن آنچه انجام داده اید، آسانتر باشد و شما در آنچه مایه ندامت است، جزئی و خاص تر می شوید؛ اما به خاطر داشته باشید که هدفتان بازسازی رابطه در حد توانتان می باشد. به شخص متأثر اجازه دهید تا بداند وضعیت آشفته کننده را پذیرفته اید تا آنها تفاوت را احساس کنند. این بدان معناست که شما دلخوری های شخص دیگر را مدنظر قرار دادید.آمادگی نپذیرفتن معذرت خواهی را داشته باشید، حتی اگر صادقانه معذرت خواسته باشید. اگر شخص دیگری معذرت خواهی را نمی پذیرد، بدانید که تفکرات شما در این جهت صحیح بوده است. آنچه را که می دانید در حفظ شرافت نفس بالامانع است انجام دهید. معذرت خواهی کردن یک مهارت رابطه است و به معنای ضعیف بودن شما نیست. اگر شما در این راه داوطلب شدید و شخص دیگر آن را به خوبی نمی پذیرد، به شما آسیب خواهد زد. اما، این کار یک ریسک مهمی برای مورد قبول واقع شدن است اگر درصدد حفظ ارتباطات باارزش هستید.

2. در مورد آنچه اتفاق افتاده است به خودتان دروغ نگویید. آنچه رخ داده را به حداقل برسانید. به خودتان دروغ نگویید که آشفته شدن طرف مقابل برایتان اهمیتی ندارد وقتی شما مقصرید. به خودتان بیایید و از اینکه که با خودتان صادق نیستید آگاه شوید.

3. به دنبال روشی برای بازسازی ارتباط باشید. زمانی که شما یک رابطه مهم را خدشه دار کرده اید به روش بازسازی رابطه فکرکنید، ضمن اینکه بازسازی رابطه نشان می دهدکه شما از اعمالتان احساس پشیمانی می کنید و اینکه حاضرید زمانی را صرف آن کنید و تلاش می کنید تا نشان دهید رابطه مهم است. اگر شما به کسی بگویید که برای شما مهم نیستند بنابراین چگونه می توان به آنها نشان داد که واقعا مهم هستند؟

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-راه حل هایی برای بازسازی ارتباطات اجتماعی



:: بازدید از این مطلب : 695
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

در جستجو برای پیدا کردن یک شریک عاطفی، بسیاری از ما لیست طولانی از ویژگی هایی که همسر ایده آل ما را توصیف می کند، داریم. این ترجیحات از صفات عمومی گرفته (مثل باهوش بودن، مهربانی، بامزه بودن، شجاع بودن، درک متقابل داشتن) تا مهارت ها و علائق خاص (به عنوان مثال آشپزی خوب، علاقه مند به بیسبال، از نظر سیاسی فعال بودن، علاقه مند به سفر) را

در بر می گیرد.
اما باید متوجه این نکته باشیم که نمی توان همه چیز را در یک نفر پیدا کرد – ما نیاز داریم که در بعضی خصوصیت ها حساس تر باشیم. مهم ترین مواردی که برای داشتن یک رابطه شاد و موفق باید به دنبال آن بود چیست؟ ده ها سال پژوهش جهت بررسی رابطه رضایت و طول عمر رابطه انجام شده است که با استفاده از نتایج آن ها می توانید شریک عاطفی بهتری پیدا کنید.
بیشتر بخوانید: ده راه حل جدید برای داشتن ارتباط جنسی بهتر
1. به جای تمرکز بر قیافه، موقعیت، و هیجانات، بر محبت، وفاداری و درک متقابل تمرکز کنید.
هنگامی که از افراد خواسته می شود ویژگی های مهم شریک عاطفی خود را ذکر کنند، مهربانی، جذابیت فیزیکی، شخصیت های هیجان انگیز و درآمد جزء مهمترین ویژگی ها به شمار می روند. اما برخی از این صفات هنگامی که افراذد درگیر رابطه می شوند، از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند.
تحقیقات نشان داده است که افرادی که در شریک خود به دنبال ویژگی هایی نظیر گرم بودن و وفاداری بوده اند، در روابط خود رضایت بیشتری دارند. در حالی که داشتن ویژگی هایی نظیر جذابیت فیزیکی، هیجان، موقعیت، و ثروت بسیار کمتر با رضایت کلی در ارتباط بوده اند.


این تحقیق همچنین نشان داد که داشتن همسری که جذابیت، موقعیت، و هیجان کمتری دارد اما بسیار گرم، مهربان و وفادار است، بر رضایتمندی از رابطه اثر نمی گذارد. بنابراین “صفات سطحی” برای کسانی که شرکای مهربان، با فهم متقابل، و وفادار داشتند، اصلا مهم نبود.
2. شباهت
شما باید به دنبال کسی باشید که شبیه به شما است. دامنه گسترده ای از تحقیقات نشان می دهد که ما به افرادی که شبیه به ما هستند جذب می شویم، خصوصا کسانی که نگرش ها و ارزش های ما را دارند. و در واقع نیز، زوج های مشابه، شادتر هستند.
تحقیقات نشان داده است که زوج هایی که سلیقه، علایق و انتظارات مشابهی دارند، تعارضات کمتری با یکدیگر دارند.
هنگامی که شما در مورد نوع غذا، فیلم، و یا سرگرمی و یا نگرش در مورد تعادل بین کار و اوقات فراغت، پرورش فرزند، و تعهدات اجتماعی یکسان فکر می کنید، جایی برای بحث و جدال باقی نمی ماند.
همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد زوج هایی که از لحاظ تحصیلات، سن و تعداد فرزند مشابه هستند، احتمال کمتری وجود دارد که از هم طلاق بگیرند.
علاوه بر این، وقتی به دنبال کسی می گردید که شبیه شما باشد، باید به دنبال ویژگی های منحصر به فرد باشید- که شانس این را بالا می برد که کیفیت های مورد نظر شما را داشته باشد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-۵ نکته ای که حتما باید در مورد همسر آینده خود به آن ها توجه کنید



:: بازدید از این مطلب : 695
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چرا افراد به خط بینی و ستاره شناسی اعتقاد می آورند؟ یک احتمالش می تواند این باشد که تعابیری که این قبیل چیزها فراهم می کنند “درست” است. به این خاطر درست است که شامل کلی گویی های نامفهوم مثبتی با درجه ی اعتبار بالا است که مفروضاً تا امروز روی به طور خاص یک شخص اسمی برآورد شده است.

روانشناسان برای چندین دهه بر روی “تاثیر بارنوم” (گاهی به عنوان تاثیر فورر شناخته شده است) پژوهش می کردند. این پدیدار زمانی اتفاق می افتد که افراد، فیدبک شخصیت خودشان را به این خاطر قبول می کنند که گمان می کنند آن، از پروسه ی ارزیابی شخصیت آنها برآورد شده است. به عبارت دیگر، افراد به ورطه ی اشتباهِ ارزش گذاریِ شخصی می افتند. افراد قبول دارند که کلی گرایی هایی که تقریبا راجع به همه درست باشد، مشخصا در مورد خودشان هم صحیح است.

بیشتر از 60 سال قبل، روانشناسی به نام استاگنر از گروهی از مجموعه ی مدیران، یک تست شخصیتی گرفت، اما به جای دادن نمره و ارائه ی پاسخ های عملی، به هریک از آنان فیدبکی جعلی در قالب یک سری ادعا داد که منبعث از طالع بینی آنها، یعنی خط بینی و از این قبیل چیزها بود. سپس از هر مدیر خواسته شد که خروجی مورد نظر خود را بخواند (با این فرض که از یک آزمایش علمی برای او استخراج شده است) و خودش بگوید که اظهارنامه تا چه حد صحیح بوده است. بیش از نیمی از آنها توصیف پروفایل خود را درست ارزیابی کردند، و تقریبا هیچ کس معتقد نبود که این اظهارات غلط است.

سال بعد، پروفسور فورر از دانشجویانش آزمون های ارزیابیِ شخصیت گرفت، و بی توجه به پاسخ های آنان، به هر دانشجو یک ارزیابیِ هویتی از خود آنان داد. سه مورد اول چنین بودند: “تو به سایر افراد شدیدا نیاز داری تا دوستت داشته باشند و تو را قبول داشته باشند”؛ “به شدت میل به انتقاد از خودت داری”، “حجم زیادی پتانسیل بلااستفاده داری که هیچگاه نتوانسته ای به نفع خودت به کار ببری.”

سپس از آنان خواسته شد تا شرح داده شده را از 0 تا 5 ارزیابی کنند، امتیاز 5 برای کسی که احساس می کرد این توصیف یک ارزیابیِ “عالی” بود، و امتیاز 4 برای آنها که اظهارنامه را “خوب” ارزیابی می کردند. سنجش میانگین کلاس 26/4 بود.

به هر حال مطالعات انجام گرفته روی تاثیر بارنوم، نشان داده است که باور داشن به فیدبکِ جعلی تحت تاثیر یک تعداد فاکتورهای مهم قرار می گیرد: برخی بدین خاطر که با مشاوره گیرنده و مشاور انجام می شود (برای مثال، شخصیت آنها، ساده لوحی شان) و برخی به دلیل ماهیت آزمون و وضعیت فیدبک مورد نظر. یکی از مهمترین متغیرهای دریافت شده، اختصاصی بودن اطلاعات مورد نیاز است. پرسش های مفصل تر (برای مثال، طالع بینیِ مبتنی بر سال، ماه و روز تولد. بجای اینکه فقط مبتنی بر سال و ماه تولد باشد) احتمال بیشتری پیش می آورد که شخص فکر کند که آن اطلاعات مختص خود اوست.

توضیح خود فورر (در 1949) درباره تاثیر بارنوم، بر حسب ساده لوحی فرد بود. افراد میل دارند ادعاهای راجع به خودشان را که موافق میلشان است بپذیرند. ادعاهایی که بجای اینکه با جریانات تجربیِ متناسب باشد، به وسیله برخی معیارهای بی ربط سنجیده شده است. این امر اصل های دیگری را هم در اظهارنامه ی شخصیت افراد اثبات می کند –”اصل ؟”- که اشاره دارد که متناوباً برای استفاده یا پذیرشِ کلمات یا فیدبک مثبت یک تمایل عمومی وجود دارد تا کلمات و خروجی منفی.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-ما چیزهایی داریم که بر هرکس صدق می کند: تاثیر بارنوم



:: بازدید از این مطلب : 635
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

نشانگان اختلال خفیف شناختی (MCI)
نشانگان اختلال خفیف شناختی، مرحله میانی است که بین تغییرات شناختی طبیعی وابسته به سن و نشانه های جدی که زوال عقل را نشان می دهند، قرار دارد. MCI می تواند شامل مشکلاتی در حافظه،زبان، فکر کردن و قضاوت شود،که این نسبت به مشکلاتی که تغییرات طبیعی وابسته به سن بوجود می آورد جدی تر است، اما مرزبین MCI و تغییرات طبیعی وابسته به سن به وضوح مشخص نیست. برای مثال

اینکه با افزایش سن یادآوری نام بعضی از افراد برایتان مشکل باشد تاحدی طبیعی است. اما فراموش کردن نام افراد خانواده و دوستان صمیمی و حتیناتوانی در یادآوری آن ها بعد از مدتی، چیز طبیعی نخواهد بود.
برای مطالعه بیشتر بخوانید:
روش های تقویت حافظه

 اگر شما اختلال خفیف شناختی دارید، خود شما و خانواده و دوستان صمیمیتان احتمالا از کاهش حافظه یا فعالیت ذهنی شما آگاه اند. اما بر خلاف افرادی که زوال عقلی کامل دارند،شما هنوز قادر به انجام فعالیت های روزانه زندگیتان بدون اتکا به دیگران هستید.
 با اینکه افراد مبتلا به MCI سرانجام به آلزایمر یا گونه های دیگری از زوال عقل مبتلا می شوند، اما این به معنی چاره ناپذیر بودن آن نیست. بعضی از افرادی که مبتلا به MCI اند، در مرحله خفیف آن می باشند،با وجود این دیگران حتی در بعضی نمونه ها در حال برگشت به حالت عادی هستند.پیش بینی کردن در این دوره کار سختی است اما به طور معمول، هرچه درجه اختلال بالاتر باشد، خطر گسترش زوال عقل نیز در آینده بیشتر خواهد بود.


نشانه هایی که MCI شامل آن می شود:
 گم کردن یا جاگذاشتن چیز هایی در اکثر مواقع.
 فراموش کردن گفتگو ها،قرار ملاقات ها، یا مناسبت ها در اکثر مواقع.
 به یاد آوردن نام آشنایان به سختی.
 سختی دنبال کردن و ادامه دادن مکالمه ای که در حال انجام می باشد.

چه زمانی برای زوال حافظه به یک دکتر مراجعه می شود
 زمانیکه زوال حافظه، برای شما یا یکی از افراد خانواده بارها پیش بیاید و به طور قابل توجهی نگران کننده باشد، باید با دکتر مشورت شود. اگر شما به این مرحله رسیدید، باید هر چه سریع تر ملاقاتی را برای صحبت با پزشک و انجام معاینات پزشکی فراهم آورید. حتی اگر شما نشانه های اضطراری زوال عقل را هم نداشته باشید، زمان خوبی است تا مراحلی را برای جلوگیری از زوال عقل در دراز مدت، انجام بدهید.
 پزشک شما میتواند، به عوامل بالقوه خطر شما دست پیدا کرده، همچنیننشانه ها و علائم شما را بررسی کرده، و نیزعوامل برگشت پذیر زوال عقل را از بین ببرد، و به شما کمک کند تا مراقبت های مناسبی را کسب کنید.معالجه اولیه می تواند عامل برگشت پذیر زوال حافظه را درمان کند و باعث کمتر شدن زوال عقل شود، یا باعث بهبود کیفیت زندگی فرد آلزایمری یا دیگر انواع زوال عقل شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-اختلال های حافظه و زوال حافظه



:: بازدید از این مطلب : 621
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 29 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اختلال اضطراب اجتماعی
دکتر پیتر نورتون
در هر پرسشنامه ای که مشاهده می کنید، اختلال اضطراب اجتماعی در بین پنج تشخیص اول از کل تشخیص های رایج روانشناسی قرار دارد. نزدیک به 15% جمعیت در بعضی از مراحل زندگی شان، اضطراب فراوانی در تعاملات اجتماعی خود تجربه می کنند که این اضطراب ها می توانند به عنوان اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص داده شوند.


اگرچه متخصصان روانشناسی مدت هاست تشخیص داده اند که

ترس اجتماعی در بعضی از مردم به اندازه ای شدید است که اضطراب قابل توجه ای را به وجود آورده و همچنین باعث اختلال در زندگی شخص می شود، اما تا سال های 1970 تا 1980 بطور دقیق آن را مطالعه نکرده بودند. زمانیکه متخصصان این کار را انجام دادند، متوجه شدند افرادی که این گونه ترس های اجتماعی را دارند بسیار شبیه فوبیای اجتماعی هستند. عامل اصلی این اختلال به نظر می رسد که ترس شدید از ارزیابی منفی باشد. به عبارت دیگر افرادی که به فوبیای اجتماعی مبتلا اند از ترس اینکه توسط دیگران خجالت زده، قضاوت، یا پس زده شوند یا حتی از ترس اینکه توسط دیگران مورد اهانت قراربگیرند یا تحقیر شوند، یا احمق و بی کفایت دانسته شوند با انها روبرو نمی شوند. این رفتار با تنها بودن یا قطع رابطه با دیگران فرق دارد. فوبیای اجتماعی راجع به این است که فرد تمایل دارد تا توسط دیگران پذیرفته شود، اما از اینکه دیگران او را ضعیف پنداشته و طرد کنند، ترس شدیدی دارد. به عبارتی آنها به مردم آلرژی دارند

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-اختلال اضطراب اجتماعی



:: بازدید از این مطلب : 635
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

برخی حس می کنند که نوجوانان با اثبات خودکشی به عنوان روش رسیدن به آرامش دائمی آن را به عنوان تنهاگزینه ممکن برای مواجهه با مشکلات خودانتخاب می کننددر حالی که که دیگران آن را هاله ای از غرور و شور احساسات جوانی، قلدری و شرارت جنسی حس می کنند که گریبانگیر جامعه ما شده است. نکته مهم آن است که تأثیر شفاف سازی در گفتگو کردن

با فرد به ویژه در مورد موضوع ممنوعه ی خودکشی است که ما به این بحث ورود نمی کنیم.
در حالت بیمارگونه خودکشی نوعی برچسب یا ننگ حس می شود که با سکوتی که آن را فرا می گیرد تقویت می شود. ما باید این سکوت را بشکنیم بلکه افرادی که رنج می برند با بهره مندی از این کمک به حس امنیت و آرامش دست یابند.
برای مطالعه بیشتر:
مسائلی در رابطه با افکار خودکشی

این مقاله مخصوص افرادی است که درگیر این تفکرات هستند، در ادامه سیزده دلیل برای انتخاب زندگی از میان مرگ و زندگی ذکر می شود:1. توضیح دهید آیا واقعاً می خواهید بمیرید یا نه، فقط می خواهید از دست درد هیجانی خلاصی یابید؟ اکثر افراد به جایی می رسند که آنها واقعا نمی خواهند بمیرند آنها فقط می خواهند به درد خود پایان دهند. چاره درد خود را بیابید. یک آهنگ شاد گوش دهید یا نامه های عاشقانه برای خود بنویسید. برخی آهنگ های غمگین و خشمگین را انتحاب می کنند که باعث می شود آنها به دنبال موارد بیرونی دیگری برای غمگین شدن باشند. اگر این نوع آهنگ ها می تواند به شما درکمتر شدن حس تنهایی کمک کند بنابراین موردی ندارد.


2. شما ممکن است با خود بگویید که هیچ چیز برای زنده ماندن ندارید اما بنشینید و لیستی از چیزهایی که برای شما ارزشمند است را بنویسید. ممکن است رفته رفته درک کنید که چیزهای بیشتری در زندگی برای زنده ماندن وجود دارد تا درد موقتی که از آن رنج می برید.
3.در مورد اینکه چگونه مرگ شما در دیگران تأثیر می گذارد فکر کنید. خودکشی موجب نابودی اطرافیان شما می شود. اسامی همه آنهایی که با نبودن شما تحت تأثیر قرار می گیرند را بنویسید.به همسر خود، والدین، خواهر برادرها، پدربزرگ مادربزرگ ها، کودکان، دوستان، همکاران، عزیزان و غیره بیندیشید. افرادی هستند که با نبود شما می شکنند. آیا واقعا قصد دارید به آنها صدمه بزنید؟ از طرفی، اگر فردی نوجوان هستید که افراد شروری به کشتن شما اجیر شده اند با آنها درگیر نشوید و نگذارید آنها برنده شوند! شما قوی تر از آن هستید که فکرش را می کنید. به شخص بزرگسالی جریان را بگویید چنانچه به قلدری خاتمه دهد.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-۱۳ دلیل برای اینکه باید زنده بمانید



:: بازدید از این مطلب : 596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 آذر 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران