نوشته شده توسط : moshaverzendegi

محبت یکی از اساس‌ترین نیازهای یک انسان است. انسان فطرتا دوست دارد محبت کند و محبت ببیند. بدون مهر و عاطفه حتی تغذیه هم که از اساسی‌ترین نیازهای کودک است، ناقص خواهد بود. به همین خاطر محبت و مهربانی و احترام به کودکان شایسته و پسندیده است. دوران شیردهی کودک و لذت بردن او از آغوش مادر و برخورداری از نوازش و مهر مادری نباید فراموش شده یا بی‌اهمیت شمرده شود. کودک هرگز نوازش‌ه و محبت‌ها و بازی‌های خود با پدر و مادر را فراموش نخواهد کرد. پدر باید کودک را ببوسد، او را روی زانو بنشاند و نوازش کند، ولی در این کار زیاده‌روی نکند و خوب و بد و اخلاق و ادب را هم با روش مناسب او بیاموزد.

برخی از والدین همیشه کودک را در آغوش خود و در کنار خود می‌خوابانند و او را به قدری وابسته می‌کنند که کودک بیشتر می‌خواهد در کنار پدر و مادر بخوابد. برای این‌که چنین عادت ناپسندی در کودک شکل نگیرد، می‌توان ساعاتی را در اتاق کودک خوابید تا کم‌کم ترس و اضطراب او از بین برود و این بستگی به ترس کودک و شدت آن و عکس‌العمل او از تنهایی دارد. افراط در محبت باعث می‌شود که کودک خیال کند اجازه دارد هر کاری که دلش می‌خواهد انجام دهد و همیشه پدر و مادر او را آزاد خواهند گذاشت. کودک باید کم‌کم راه‌های گفت‌وگو و استفاده از قانون را در خانواده و مدرسه یاد بگیرد.

کودکانی که والدین بی‌حد مرز به آنها محبت می‌کنند و همه خواسته‌هایشان را برآورده می‌سازند، ناتوان و زودرنج می‌شوند و در تمام عمر انتظار دارند همه مردم همچون والدینشان دست به سینه و تسلیم آنان باشند که این امر در هیچ محیط و زمانی برایشان فراهم نخواهد شد. چنین کودکانی در صورت بی‌اعتنایی دیگران و یا کمترین ناکامی‌ها آزرده خاطر و ناراحت شده و شکست می‌خورند و در نتیجه احساس زبونی و ناتوانی و حقارت می‌کنند و از زندگی بیزار و مایوس می‌شوند.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-در هنگام محبت به کودکانتان هم تعادل را رعایت کنید



:: بازدید از این مطلب : 806
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 27 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

تربیت و آموزش از آغاز تولد شروع میشود و در هر سن و سالی روش به‌خصوصی دارد که جابه‌جایی هر روش در سال‌های مختلف باعث سخت‌شدن تربیت خواهد شد. نکات مهم و لطیفی در امر تربیت فرزندان وجود دارد که والدین باید به آنها توجه کرده و در تربیت فرزندان این نکات سرنوشت‌ساز را مدنظر قرار دهند. سال‌های آغازین زندگی فرد، آنقدر در تربیت او تاثیرگذار است که میتوان گفت هفت سال آغاز عمر برای شخصیت یافتن کودک کافی است. از این رو باید در جا دادن مطالب و ویژگیهای تربیتی در ذهن آنان بسیار دقت کرد.

با این وجود، همه مراحل و سنین انسان برای تربیت یافتن عادت‌ها و یادگیری، مناسب است و هیچ زمانی را نباید از دست داد. به این منظور ابتدا باید مراحل رشد و استعداد کودک را شناخت آنگاه به تربیت و آموزش او اقدام کرد تا از افراط و تفریط در امان باشد. مسئله‌ای که باید در تربیت فرزندان به آن توجه کرد، تفاوت‌های فردی است. بر این اساس نمیتوان برای افراد مختلف یک نوع تربیت را در نظر گرفت. خانواده، شخصیت، فرهنگ، روش تربیت و محیط‌های مختلف همه باعث این تفاوت‌ها میشوند.

همانطور که میدانید، تربیت اصلی و اساسی در دوره اول زندگی شکل میگیرد که همان تربیت شخصیت فرد نام دارد و پس از آن تربیت فرهنگی و اجتماعی شروع میشود و اینجاست که نقش یک پدر و مادر آگاه و یا مربی ارزشمند احساس میشود که چگونه کودک را راهنمایی کنند. حضرت علی(ع) درباره تربیت کودک میفرمایند:

کودک را 7 سال باید نگه‌داری و تربیت جسمی کرد و 7 سال به او آداب آموخت و 7 سال دیگر باید به او خدمت کرد. فرزند تا 23 سالگی رشد جسمی خواهد داشت و تا 35 سالگی عقل او افزون خواهد شد و پس از آن تجربه او افزایش خواهد یافت.

همین نوزادان و ناتوانان امروز، زنان و مردان توانا و پدران و مادران آینده‌اند که آنان هم باید متکفل پرورش فرزندان خود باشند. تربیت خوب، امانتی است که به تمام نسل‌ها منتقل میشود. باید دانست که زحمت تربیت صحیح و معمولی اطفال به مراتب ساده‌تر از تربیت مجددشان خواهد بود. دشواری تربیت به عدم توانایی پدران و مادران و عدم آگاهی و تسلط آنان باز میگردد، در غیر این صورت، اگر آگاهی و علاقه باشد کار تربیت، دلپذیر و خوشحال‌کننده خواهد بود. البته زمان پدران و مادران گذشته با زمانه ما متفاوت است و به همین ترتیب اوضاع و احوال امروز نیز با روزگار آینده، تفاوتی چشمگیر خواهد داشت.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-ویژگیهای تربیتی کودک



:: بازدید از این مطلب : 778
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 27 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

تلویزیون یکی از وسایل مدرن است که در اثر پیشرفت صنعت به وجود آمده است و با تمام منافعی که دارد، زیان‌هایی نیز با خود به همراه می‌آورد. کودکان همچون بزرگسالان مایلند تلویزیون تماشا کنند و گاهی نیز آن را بر مطالعه کتاب‌های سودمند و دینی و بحث و گفت‌وگو و… ترجیح می‌دهند. والدین از این واقعیت که تلویزیون اطفالشان را سرگرم می‌نماید، خوشحال می‌شوند، اما درباره صدمه‌های احتمالی که بر چشم و مغز کودکانشان وارد می‌سازند، نگرانند.

کودکانی هستند که بیشتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند، می‌توان گفت آنها به تلویزیون معتاد شده‌اند. تماشای زیاد تلویزیون عوارضی مثل خستگی، سردرد، کم‌خوابی، استفراغ و… دارد. برخی والدین معتقدند که تلویزیون مانند داروست و مقدار معینی دارد و باید درست مصرف گردد و به همین منظور به کودک اجازه داده می‌شود که در وقتی معین، برنامه‌ای خاص را ببیند.

وقتی در تلویزیون در یک فیلم سینمایی که به نمایش درمی‌آید خشونت ظاهر شود بدون شک افکار، احساسات، عواطف و رفتار کودکی که شاهد این‌گونه صحنه‌های خشن است، تحت تاثیر قرار می‌گیرد و سیستم انگیزشی او را تحریک می‌کند. خشونتی که به صورت تصویری ارائه شود، احتمال خشونت و رفتارهای ناشی از ترس و وحشت را در کودکان کم‌سن و سال و به‌خصوص پسران، چند برابر افزایش می‌دهد. این نوع صحنه‌های خشن احتمال جرم و جنایت را در افراد افزایش می‌دهد.

البته بعضی کودکان بیشتر از بقیه از نظر فکری درگیر این نوع فیلم‌ها می‌شوند. جنسیت هم در این مورد اهمیت دارد. یعنی پسرها بیشتر از دخترها تحت تاثیر قرار می‌گیرند. مواجهه با صحنه‌های خشونت در تلویزیون، فعالیت مغز را در کودکان تحت تاثیر قرار می‌دهد و این تاثیر حتی در کودکانی که در گذشته رفتار خشونت‌آمیز نداشته‌اند نیز دیده می‌شود. فرزندان دوست دارند ساعت‌ها پای تماشای تلویزیون، ویدئو و فیلم بنشینند! آنها با این کار احساس شادی و رضایت می‌کنند، اما این رضایت با مشکلاتی همراه است. اگر آنها را به حال خود رها کنند، از تاثیرات بد ذهنی و روانی این مسائل در امان خواهند بود. استفاده بیش از حد از وسایل با چاقی و بی‌تحرکی کودکان همراه است و عواقب جسمی بدی به دنبال خواهد داشت. همچنین ارتباط آنها را با پدرها و مادرها کمتر می‌کند. در نتیجه کودکان فرصت ندارند در مورد مسائل خود با والدین صحبت کنند و به تدریج ارتباطات کمرنگ‌تر می‌شود و فاصله‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-نقش تلویزیون در تربیت کودکان



:: بازدید از این مطلب : 785
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 27 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

کار و کوشش اساس زندگی است. انسان با کار کردن است که خوراک و پوشاک و مسکن تهیه می‌کند. تمام صنایع و اختراعات شگفت‌انگیز در اثر کار و فعالیت انسان‌ها به وجود آمده است و ترقی و پیشرفت هر کشوری نیز به مقدار کار و کوشش آن کشور بستگی دارد. دنیا جای کار و کوشش است، نه جای تنبلی و تن‌پروری. خدا در قرآن می‌فرماید: «انسان جز به مقدار سعی و کوشش خود بهره‌ای ندارد.»

در تربیت فرزندان توجه به مسائل اقتصاد خانواده و عدم اسراف و تبذیر، اهمیت دارد. فرزندان باید بدانند که پول دسترنج پدر است که او در اثر کار مفید اجتماعی به دست می‌آورد. رعایت میانه‌روی، پرهیز از خواسته‌های غیرضروری و اجتناب از حرص و ولع مادی، پایه‌های تربیت صحیح است. فرزندان باید دریابند که انسان در مبارزه شدید خود برای بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور می‌کند و بردباری و تلاش می‌تواند وضع مادی را بهبود بخشد. باید به کودکان یاد داد که بدون اجازه به اموال دیگران دست نزنند و نیز والدین باید صداقت اقتصادی داشته باشند و مسائل را از کودکان خود پنهان نکنند. اطفال باید نخست برای خود و سپس برای بقیه افراد خانواده و اجتماع احساس دلسوزی کنند و نباید در نگهداری لوازم و اشیاء زندگی بی‌توجهی نمایند.

ملاحظه‌کاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و مقصود انسان تجلی می‌کند، اما ملاحظه‌کاری در عمل ظاهر می‌شود. ملاحظه‌کاری در لباس و کفش را باید به کودکان آموخت تا نوبت به اشیای منزل و اموال عمومی و اجتماعی برسد. کودکان باید چنان تربیت شوند که بای خراب‌کردن وسیله‌ای، بدون سرزنش، احساس شرم کنند. در تربیت اقتصادی باید از وجود اطفال در خریدن چیزهایی از مغازه استفاده شود. آنها می‌توانند با پولی که در اختیارشان قرار می‌گیرد، خرید کنند. در بیشتر خانواده‌های امروزی، پول توجیبی فرزندان مانند خوراک و لباس و… امری اصلی و اساسی منظور می‌شود. پول را نباید در قبال انجام کاری از کارهای خانه به کودک داد، بلکه این امر، نوعی آموزش او در استفاده از پول است و اگر والدین می‌خواهند نتیجه خوبی از این آموزش بگیرند، بهتر است بیش از حد در مصرف پول توجیبی، کنترل و نظارت نداشته باشند. در حالی که طفل بزرگ می‌شود، پول توجیبی نیز باید بیشتر شود، به نحوی که مخارج و مسئولیت‌های اضافی را در بر گیرد؛ مخارجی مثل تفریحات سالم و سرگرمی‌های مناسب.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تربیت اقتصادی کودکان هم مهم است



:: بازدید از این مطلب : 819
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

والدین باید مراقبت انتخاب هویت نوجوانان در فضای مجازی و بازی های آنلاین فضای سایبر باشند.

با افزایش سرگرمی های آنلاین شاهد افزایش آسیب هایی بوده ایم که آینده کودکان و نوجوانان را مورد تهدید قرار داده است.

نداشتن نظارت صحیح خانواده ها بر فعالیت های آنلاین کودکان و نوجوانان و نظارت بر کارهای دوستی های مجازی فرزندان موجب می شود آنان به راحتی فریب مجرمان سایبری را خورده و مورد سوء استفاده قرار گیرند.

بازی های آنلاین مناسب ترین بستر برای سودجویان سایبری است که بتوانند کودکان و نوجوانان را در دام امیال

پلید خود بیاندازند.

نوجوانان در دوران بلوغ و احساسات این دوره با توجه به محدودیت های مالی برای به دست آوردن منابع مالی جهت مطرح کردن خود هستند. بنابراین به هر اقدامی دست می زنند و فضای مجازی را بهترین محیط برای خود می بینند.

متاسفانه نوجوانان برای گرفتن فالو و محبوب شدن و مطرح کردن خود در شبکه های مجازی و بازی های آنلاین هویت ظاهری و جنسیتی خود را در فضای مجازی تغییر می دهند و عکس های از جنس مخالف به جای عکس خود تهیه کرده و در بازی های آنلاین و شبکه های اجتماعی از آن استفاده می کنند. و این کار بر شخصیت روحی و روانی آنها اثر گذار است.

به عنوان نمونه در بعضی شبکه های اجتماعی و خصوصا بازی های کامپیوتری مانند کلش اف کلنز نوجوان پسری جهت جمع آوری الماس و دست یابی به مراحل بالاتر، جنسیت خود را دختر معرفی کرده با گول زدن کاربران دیگر در فضای مجازی خود را دختر معرفی کرده که این مسئله در آینده می تواند فرد را دچار بحران های روحی و روانی کرده و برای آنها ایجاد مشکل کند چون علی رغم باورهای عمومی «عدم شناسایی در فضای مجازی» حقیقتا فضای سایبری به صورت صفر و یک است و همه اقدامات کاربران به صورت مستند باقی خواهد ماند. با توجه به چت های کاربران در فضاهای اجتماعی برخی از آنها تقاضای تصاویر غیر اخلاقی کرده تا الماس برای بازی یا شارژ برای اینترنت به وی ارسال کنند.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مراقبت از رفتار هویتی کودکان در دنیای مجازی



:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

در سال های اخیر به دلیل ناتوانی نظام های سلامت در جواب دادن به نیازها و انتظارهای نوین بهداشتی و درمانی، گرایش بین المللی قدرتمند در خصوص بهینه سازی نظام سلامت، با استفاده از سازو کار بازار صورت گرفته است. نتیجه های حاصل از پژوهش های این سیستم گویای آن است که در اغلب موردها نتایجی که مورد انتظار بود به دست نیامده است. اختلاط بحث محتوای بهینه سازی یکی از دلایل عمده ی شکست این هدف بوده است. در صورتی که محتوای بهینه سازی به حوزه های کارکردی نظام سلامت اشاره دارد، فرآیند اصلاح در باب راهبردهای رسیدن به هدف های اصلاحی به بحث می پردازد اصلاح سازمانی در مرکز یک فرآیند اصلاح قرار دارد و به عبارت دیگر بحث فرآیند اصلاح یک موضوع مدیریتی است تا سیاسی و اقتصادیی.

پس لازمۀ اجرای موثر این فرایند، اتکا به یک برنامه و تفکر مدیریتی جامع و کاربردی است. به هر اندازه که این برنامه در سطوح بالاتر به اجرا گذاشته شود، امکان موفقیت و تأثیر گذاری آن افزایش می یابد؛ چرا که با فرایندهای کلیدیی بین بخشی ارتباط پیدا می کند. این تفکر باید از یک طرف پاسخ گوی نیازها و تقاضاهای جدید و در حال تغییر جامعه باشد و از طرف دیگر تغییر اصلاح سازمانی را در بطن خود پیش ببرد. برنامه و تفکر ن«مدیریت جامع»، واجد چنین خصوصیاتی است. از این رو شاید تنها گزینه ما برای اصلاحی موفق در نظام سلامت، استقرار این پارادایم مدیریتی باشد.

مقدمه

کاربرد اصطلاح واژه «اصلاح نظام سلامت» در نوشته های مربوط به ارتقای سلامتی روز افزون شده است. این توجه جهانی سبب شده است که در کشورهای در حال توسعه نیز راهبردها و گزینه های رسیدن به هدف های نظام سلامتی افزایش یابد. پس از سال ها گفت و گوی بی حاصل درباره راه های نیل به مراقبت های اولیه بهداشتی اکنون پرداختن به این موضوع جذاب و چالش برانگیز شده است .

به دنبال درک اهمیت موضوع سلامتی به عنوان اصلی ترین محور توسعۀ پایدار، از طرف مقامات سیاسی جهان، از اواخر نیمۀ اول قرن بیستم شاهد سه نسل اصلاحات در نظام سلامت، بوده است. این توجهات و حرکت ها معمولا از نیم کره شمالی به جنوب و از غرب ه شرق گسترش یافته است. اولین نسل اصلاحات در ده های 40 و 50، موجب استقرار نظام ملی مراقبت های بهداشتی و درمانی در کشورهای جهان شد. این نظام ها طی دهه 60 به دنبال افزایش هزینه ها خصوصا به سبب رشد حجم و نوع خدمات بیمارستانی، شدیدا تحت فشار قرار گرفتند. در اثر بحران های نفتی و رکود اقتصادی، از اوایل دهه 70 فشار ناشی از افزایش هزینه ها تشدید شد و زمینه را برای ایجاد اصلاحات دیگری در سطح بین المللی فراهم کرد. دومین نسل اصلاحات، «مراقبت های بهداشتی اولیه» را به عنوان یکی از حقوق اساسی همه مردم جهان، با شعار بهداشت برای همه تا سال 2000» مطرح کرد. علی رغم توفیقات اولیه این اصلاحات توقعات عمومی از کیفیت خدمات، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری را برآورده نساخت.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-بهینه سازی نظام سلامت



:: بازدید از این مطلب : 787
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چکیده

ناباروری فرایندی همراه با استرس و مشکلات روانشناختی متعدد است. این پژوهش درپی مشخص کردن میزان رضایت مندی از زندگی زناشویی دربین زنان نا بارور درمقایسه با زنان بارور میباشد.

مقدمه

ناباروی ازجنبه های مختلف زندگی فرد راتحت تاثیر قرار داده و میتواند یکی ازپدیده هایی باشد که تأثیرات عمده ای رادر زندگی زوج ها بخصوص زنان بگذارد. این پدیده در فرد بعنوان یک نقیصه تلقی شده و میتواند باعث بوجود آمدن عدم هویت شخصی، جنسی و نداشتن اعتماد به نفس کافی در شخص شود که این مسئله باعث احساس غم و حقارت در فرد میشود.

بحران ناباروری همراه با استرس فیزیکی، معیشتی، روانی و جامعه شناختی جنبه های مختلفی اززندگی فرد را تحت تاثیر قرار میدهد. نداشتن فرزند یک ناکامی تلقی میشود و فرد رادچار احساس نقص کرده و شخص احساس میکند که زن یا مرد کاملی نیست. نازایی با احساس کمبود در زندگی، نداشتن هویت شخصی و جنسی، عدم کنترل شخصی، عزت نفس و سلامت میشود که در پی آن شخص احساس غم، ترس، حقیر بودن و ناتوانی میکند. این احساسات مشابه هر فقدانی مانند از دست دادن عزیز می باشد. در کل تجربه های استرس زا باعث کم شدن کنترل شخصی در زندگی شده که نداشتن کنترل کافی باعث ایجاد احساسات کم ارزش بودن، عدم کفایت و نهایتا به ضعف در سازگاری اجتماعی منجر میشود. تحقیقات نشان داده که معضلات روانشناختی درنتیجه ناباروری میتواند عاملی در شدت گرفتن ناباروری باشد. استرس و نگرانی درناباروری عملکرد فیزیولوژیک بدن راتحت تاثیر مستقیم قرار داده و ناباروری را تشدید می کند در مقابل افرادی که ازاحساس آرامش برخوردار هستند احتمال باروری درآنها افزایش مییابد. ازطرفی پژوهش های زیادی وجود دارند که نشان دهنده این مطلب است که حوادث ناگوار میتوانند بهزیستی روانی راتحت تأثیر قرار دهند و در آن اختلال ایجاد کنند که موجب بروز مشکلاتی مانند افسردگی و فشار شود. بنابراین ناباروری ماهیتی تنش زا دارد و میتواند با تنیدگی به کاهش سلامت روانشناختی فرد منجر شود. فشارهای ایجاد شده در نتیجه ناباروری بر ارتباطات فردی، جامعه شناختی و زندگی مشترک تأثیر میگذارد و می تواند باعث فقدان تعادل روانی زوج ها و کم شدن رابطه بین آنها و طلاق منجر شود. مطالعات نشان داده که تقریبا نیمی از زنان که دچار ناباروری هستند ازسازگاری کافی برخوردار نیستند و در روابط خود با همسرانشان با مشکل مواجه هستند. پژوهش ها نشان میدهد که زوج های نابارور نسبت به زوجهای بارور رضایت کمتری از ارتباط زناشویی دارند. جهت بررسی اثر ناباروری بر رابطه جنسی، رضایت از زندگی مشترک و فشار، مطالعاتی انجام شده و مشخص شد که درطی مراحل درمان، استرس بصورت معنی داری افزایش مییابد و احساس رضایت از ازدواج کم میشود. دربرخی مطالعات نیز مشخص شد که نمرات دریافت شده بوسیله ی زوجها در سازگاری روابط جنسی در تفاوت معنی دار دو دسته نابارور و بارور وجود نداشت، با این وجود نمرات کسب شده در زوجین نابارور در مقابل زنان و مردان بارور در شیوه کنترل حل مسائل بطور روشنی تفاوت دارد. بمعنی اینکه همبستگی مثبت در سازگاری روابط زناشویی و روش های مثبت و کارآمد حل مسائل وجود دارد.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مقایسه روانشناختی رضامندی زناشویی در زنان بارور و نابارور



:: بازدید از این مطلب : 751
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مرکز مشاوره خانواده محلی است برای تعامل میان اعضای یک خانواده برای یک زندگی شادتر و با کیفیت تر. خانواده یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است که براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.

مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است.

فضای خانواده آکنده از مهر و محبت ، فداکاری و گذشت ، صمیمیت و گرمی‌ و در عین حال گاهی توام با حسادت و رشک ، دشمنی و کینه توزی ، نفرت و خشم است.

کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه می‌کنند.

اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد.

از طرف دیگر خانواده به دلیل همین نفوذ و تاثیر بر افراد ، گاهی به عنوان روشی برای درمان اختلالات بکار می‌رود.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مرکز مشاوره خانواده



:: بازدید از این مطلب : 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مرکز مشاوره خانواده محلی است برای تعامل میان اعضای یک خانواده برای یک زندگی شادتر و با کیفیت تر. خانواده یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن مبتنی بر پیوند زناشویی است که براساس آن افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند.

مهمترین عامل اجتماعی شدن در زندگی هر انسان ، تجارب دوران کودکی وی در محیط خانواده است.

فضای خانواده آکنده از مهر و محبت ، فداکاری و گذشت ، صمیمیت و گرمی‌ و در عین حال گاهی توام با حسادت و رشک ، دشمنی و کینه توزی ، نفرت و خشم است.

کودکان در جریان اجتماعی شدن اینگونه عواطف را در کنار والدین و خواهران و برادران خود تجربه می‌کنند.

اعضای خانواده آنقدر به هم وابسته‌اند که هر نوع مشکل یا مسئله یک عضو خانواده بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی سایر اعضا تاثیر می‌گذارد.

از طرف دیگر خانواده به دلیل همین نفوذ و تاثیر بر افراد ، گاهی به عنوان روشی برای درمان اختلالات بکار می‌رود.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مرکز مشاوره خانواده



:: بازدید از این مطلب : 745
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

نظام اوقات فراغت دارای نقش اساسی در تربیت انسان می‌باشد و شخصیت فرد آنچنان که در خلال اوقات فراغت شکل می‌گیرد و رشد می‌یابد، در حین کار تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. تربیت، آماده‌سازی برای زندگی نیست، بلکه عین زندگی است. بنابراین بین تربیت و سرگرمی رابطه‌ای عمیق وجود خواهد داشت. با شروع قرن حاضر، شیوه‌های تربیت کلاسیک به شدت تحت تاثیر انواع تهاجمات رهبران تربیت پیشرفته قرار گرفت و به علت عدم همراهی با تغییرات اجتماعی، بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی و تاکید عمومی آن به آموزش لفظی و بی‌توجهی به جنبه‌های عاطفی و بدنی کودک در تربیت افراد و پاسخگویی منطقی به نیازهای آنان موفقیت چندانی کسب نکرد.

در جریان تربیت کلاسیک، آموزش مهارت‌ها و گرایش‌های تفریحی و اوقات فراغت جایی ندارد. این شیوه تربیتی اساسا اوقات فراغت را دارای تاثیر منفی فعالیت‌های فکری و عقلی کودک قلمداد می‌کند. در حالی که امروزه مراکز دانشگاهی تاکید می‌کنند که در کنار جدول برنامه درسی دانش‌آموزان، فعالیت‌های تفریحی یا اجتماعی مانند نمایش، موسیقی و مسابقات ورزشی نیز وجود داشته باشد. به همین خاطر امروزه معلم، به عنوان مسئول نشاط و تفریح و شادمانی کودک و مسئول زندگی عاطفی و سلامت بدنی و رشد عقلی او محسوب می‌شود.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-تاثیر اوقات فراغت در تکوین شخصیت کودک



:: بازدید از این مطلب : 777
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران