نوشته شده توسط : moshaverzendegi

چرا درمان اختلال شخصیت اسکیزوتایپال مهم است ؟
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال به وضعیتی اطلاق می شود که در آن فرد مشکلات بسیاری در ایجاد و حفظ ارتباط نزدیک با دیگران دارد. فردی که اختلال شخصیت اسکیزوتایپال دارد ممکن است از این قبیل ارتباطات رنج بکشد، و بنابراین ظرفیت کمی در اینباره داراست. فردی با این اختلال معمولا دارای تحریف شناختی و ادراکی و هم چنین بی قاعدگی در رفتار روزمره می باشد.

افراد با اختلال شخصیت اسکیزوتایپال عقاید عجیبی در مورد مرجع رویدادها دارند ( برای مثال انها تفسیرهای نادرستی از رویدادهای علی و وقایع خارجی دارند و به انها معنای شخصی می دهند). انها معمولا خرافی هستند و دل مشغولی با پدیده های فراتر از معمول دارند که خارج از خرده فرهنگ خود می باشند.

افراد با اختلال اسکیزوتایپال معمولا بیشتر دنبال درمان برای مشکلات اضطراب، افسردگی یا دیگر وضعیت های خلقی ملال آور می روند تا درمان اسکیزوتایپال.

یک اختلال شخصیت الگوی پایدار از تجارب و رفتارهایی است که از هنجارهای فرهنگی فرد انحراف دارد. این الگو در دو یا چند حیطه که در ادامه ذکر می شوند دیده می شود: شناخت، عاطفه، کارکرد بین فردی و موقعیت های اجتماعی. این الگو معمولا منجر به تنش یا نقص در کارکرد اجتماعی و شغلی می گردد. این الگو اغلب پایدار و طولانی مدت است و شروع ان به اوایل بزرگسالی یا نوجوانی برمی گردد.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-اختلال شخصیت اسکیزوتایپال | علائم، نشانه ها و درمان اسکیزوتایپال



:: بازدید از این مطلب : 618
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 04 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

درمان افسردگی بعد از خیانت همسر
درمان افسردگی بعد از خیانت همسر توسط تیم تخصصی مرکز مشاوره ستاره ایرانیان صورت می گیرد. زمان مطالعه 8 دقیقه است. خانواده، مهمترین رکن جامعه است که ثبات و پایداری آن در حین داشتن زندگی شاد و متعهد بسیار مهمم است.

در واقع برخورداری جامعه از خانواده های پایدار، باعث می شود افراد آن جامعه از سلامت روان بالایی برخوردار باشند و در نتیجه جامعه نیز، به اهداف خود نزدیک تر شود و به مرور موفق تر شود.

یکی از مهمترین عوامل ثبات و پایداری خانواده تعهد زناشویی است.
وقتی زن و شوهر در رابطه شان به یکدیگر متعهد باشند و صمیمیت را در ابعاد مختلف با یکدیگر تجربه کنند و نسبت به نیاز های یکدیگر حساس باشند و برای ارضای نیازهای هم تلاش کنند، می توانند عمق و دوام رابطه شان را بیشتر کنند و به آرامش بیشتری برسند و رضایت زناشویی و جنسی بیشتری به دست بیاورند.

در نتیجه در سایه ی زندگی مشترک احساس امنیت کنند، ولی گاهی متاسفانه یکی از زوجین یا هر دو، بنا به دلایلی از هم دیگر غافل می شوند و تعهد زناشویی را زیر پا می گذارند و به همسرخود خیانت می کنند، که در اینصورت می توان گفت پایه های زندگی را سست می کنند و تاثیرات منفی بسیاری را بر زندگی مشترکشان می گذارند.

قبل از پرداختن به تاثیرات خیانت و راه های درمان آن نیاز است که با مفهوم کلی خیانت آشنا شویم:

خیانت زناشویی چیست؟
خیانت زناشویی، عملی است که در آن، یکی از زوجین، اقدام به برقراری رابطه ای خارج از چارچوب ازدواج کند و با شخص دیگری رابطه ی احساسی یا جنسی برقرار کند.

در اینصورت هر ارتباطی که پنهان از همسر باشد و همسر با فهمیدن آن ناراحت و دلخور شود، خیانت محسوب می شود.

وقتی زن و شوهری اقدام به پیمان زناشویی می کنند، یعنی خود را برای تعهد طولانی مدت آماده می کنند، بنابراین هر اقدامی که سبب شود این تعهد زیر سوال رود خیانت محسوب می شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-درمان افسردگی بعد از خیانت همسر



:: بازدید از این مطلب : 627
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 04 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مشاوره رایگان روانشناسی می تواند بسیاری از مشکلات شما را حل کند.

یکی از مهم ترین مشکلاتی که همواره در مشاوره رایگان روانشناسی مطرح می شود.

مشکل رابطه سرد با شوهر است.

چیزی که روابط میان شوهران و همسرشان را سرد می کند عدم احساس آرامش است.

عاطفه، که صحبت نمی کند، مانند یک سرمایه است که قدرت خرید آن روز به روز بیشتر می شود.

نمایشگر ویدیو

00:00
12:43


مرکز مشاوره رایگان روانشناسی
بسیاری از زوجین در مورد سردی و وحدت روابطشان با شوهرانشان شکایت دارند و ناراحت هستند.
که رابطه آنها مانند سالهای اولیه زندگی آنها نیست و کمتر احتمال دارد که گرم شود.
پس از سالها زندگی در خانواده ممکن است گرمی از بین رود، فقدان آرامش و وقت صرف شد.
توسط همسر و شوهر برای یکدیگر و اولویت و اهمیت نیازهای یکدیگر است.
فقدان وضوح وظایف و انتظارات از همسر و زن، روابط را آسیب پذیر می سازد .
و جو فضایی ناخوشایند و بد را با انتظارات نامناسب. اضطراب و سوء استفاده در انجام وظایف هر شخص ایجاد می کند.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-مشاوره رایگان روانشناسی



:: بازدید از این مطلب : 598
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

درمان افسردگی خفیف
افسردگی یکی از رایج ترین اختلال های روانی است که بسیاری از انسان ها آن در طول زندگی خود دست کم یک بار آن را تجربه کرده اند. افسردگی ممکن است به شکل های گوناگونی خود را نشان دهد، در این مقاله سعی داریم درمان افسردگی خفیف را مورد توجه قرار دهیم.

البته منظور ما احساس غم بلافاصله بعد از تجربه ای خاص مثل جدایی و شکست عاطفی، مرگ یکی از عزیزان و … نیست، زمانی که فرد، شخص یا چیز مهمی را در زندگی از دست می دهد کاملا طبیعی است که برای مدتی احساس غم و اندوه فراوانی کند.

ولی اگر فرد بعد از مدتی طولانی نتواند با این فقدان یا شکست کنار بیاید و با گذشت زمان نه تنها از نظر روحی بهبود پیدا نکند بلکه علائم شدید تری را تجربه کند می توانیم حرف از افسردگی بزنیم.

اختلال افسردگی به چند دسته تقسیم می شود؟
اختلالات افسردگی با توجه به شدت و نوع و همچنین علت آن می توانند به چند دسته تقسیم شوند:

اختلال افسردگی اساسی (نوع حاد افسردگی)
اختلال افسرده خویی (نوع خفیف تر ولی با دوره ی زمانی طولانی تر)
اختلال ملال پیش از قاعدگی (افسردگی که قبل از دوره ی پریودی یا در دوره ی پریودی اتفاق می افتد)
اختلال افسردگی فصلی (کاهش خلق به دلیل تغییر فصل، که بیشتر در فصل های پاییز و زمستان اتفاق می افتد)
اختلال افسردگی ناشی از مصرف دارو یا مواد
درمان افسردگی خفیف چیست؟
اسم دیگر اختلال افسردگی خفیف دیس تایمی است، فرد مبتلا به این اختلال نشانه های خفیف تری را نسبت به شخصی که مبتلا به اختلال افسردگی حاد باشد تجربه می کند. با این حال درمان افسردگی خفیف ضروری استو

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-درمان افسردگی خفیف



:: بازدید از این مطلب : 600
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

افسردگی در دوران کرونا
افسردگی در دوران کرونا از کجا شروع شد ؟ همانطور که همه ی ما می دانیم در اواخر دسامبر 2019، بیماری عفونی جدیدی در ووهان چین شروع به گسترش کرد که بعد از آن با سرعت زیادی در اکثر کشورهای جهان شیوع پیدا کرد.

این ویروس از خانواده کرونا ویروس بود که توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) به عنوان کووید 19 نامگذاری شد.

از همان ابتدا که تمام خبرگذاری ها در مورد کووید 19 یا با اصطلاح کرونا صحبت می کردند مدام به افراد در مورد سرعت شیوع این بیماری هشدار می دادند و تاکید بسیاری بر فاصله گرفتن افراد از یکدیگر داشتند .

این هشدارها باعث شد که برخی کشورها طرح قرنطینه ی اجباری را اجرایی کنن و برخی دیگر از کشورها به جای اجبار کردن مردم به قرنطینه ی کامل سعی کردند مردم را تشویق کنند که در خانه بمانند.

در هر دو صورت افراد بسیاری تغییر بزرگی در زندگی شان ایجاد شد و مجبور به محدود کردن روابط اجتماعی و قرنطینه ی خانگی شدند.

عوامل موثر بر ایجاد افسردگی در دوران کرونا
در خانه ماندن به همراه اضطراب و استرس از بیماری جدیدی که بسیاری از ابعاد آن ناشناخته بود شرایط نامساعدی را برای بسیاری از افراد فراهم کرد به صورتی که کاملا قابل پیش بینی بود این حجم از اضطراب و استرس شدید در وضعیت موجود احتمال ابتلا به اختلال افسردگی در دوران کرونا را افزایش دهد.

در واقع در روزهای اخیر، سلامت روان جامعه به شدت تحت تاثیر پدیده ای به نام کرونا قرار گرفته است.

همانطور که تحقیقی که اخیرا درآمریکا صورت گرفته و توسط نشریه ی پزشکی جاما (JAMA) منتشر شده، مشخص شده که میزان ابتلا به اختلال افسردگی در بین افراد آمریکایی 3 برابر شده است.

همچنین در تحقیقی دیگر در ایران مشخص شده است که 60 در صد مردم نیازمند خدمات روانشناختی هستند، این در صورتی است که این رقم تا قبل از همه گیری کرونا ویروس 25 در صد بوده است.

از جمله ی عواملی که در شرایط قرنطینه ی خانگی می توانند زمینه ساز اختلال افسردگی باشند.

به غیر از اضطراب و استرس غالب بر روان افراد، کند شدن روند زندگی، بی حالی و بی حوصلگی، تحمل طولانی مدت انزوای اجتماعی و در بسیاری از شرایط از دست دادن شغل و منبع درآمد نیز از جمله عوامل مهم ابتلا به این اختلال هستند.

بنابراین بسیار مهم است که از تاثیراتی که بیماری کرونا و به دنبال آن قرنطینه بر روی روانمان می گذارد آگاه باشیم و به دنبال راه های مناسب برای پیشگیری و درمان اختلال افسردگی ناشی از بیماری کرونا باشیم.

ما سعی کردیم در این مقاله شما را با راهکارهای مناسب و رفتارهای درست در دوران کرونا آشنا کنیم تا بتوانید از سلامت روان خود مراقبت کنید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-افسردگی در دوران کرونا



:: بازدید از این مطلب : 697
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 03 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

افسردگی در نوجوانان
یکی از مهمترین مراحل رشد و تکامل جسمی و روانی فرد دوره ی نوجوانی است.

دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگسالی است و با افزایش فشارهایی در جنبه های متعدد زندگی همراه است و در نتیجه ی این فشارها، فرد دچار آشفتگی های فراوانی می شود.

همین مسائل باعث می شود که این دوره، یک دوره ی آسیب پذیری ویژه برای رشد نشانه های ناسازگارانه مثل افسردگی باشد.

عوامل موثر بر ایجاد افسردگی در نوجوانان
همانطور که می دانیم نوجوانان در این دوره با تغییرات جسمانی زیادی مواجه می شوند و این تغییرات ناگهانی جسمانی و هورمون های رشد می توانند یکی از علت های افسردگی در نوجوانان باشند، به این دلیل که بسیاری از نوجوانان آمادگی کافی برای پذیرش این تغییرات را ندارند و با ارزیابی منفی نسبت به این تغییرات ممکن است به افسردگی برسند.
همراه با تغییرات جسمانی در نوجوانان، تحولات روانی زیادی نیز در آن ها رخ می دهد و در نتیجه ی این تحوالات روانی، نوجوانان حساسیت بالایی نسبت به رفتار اطرافیان و عوامل محیطی پیدا می کنند، به همین دلیل هر تنش محیطی که دارای بار روانی منفی باشد می تواند موجب افسردگی در نوجوانان شود، از جمله ی این عوامل محیطی می توان به عدم دریافت توجه از سوی والدین، طلاق والدین، مرگ یکی از عزیزان، محیط خانوادگی پر تنش، شکست در روابط دوستی و … باشد.
البته که هر فردی در هر دوره ی سنی می تواند نسبت به این موارد شکننده و آسیب پذیر باشد ولی مسئله ی مهم این است که نوجوانان حساسیت بالاتری نسبت به این مسائل دارند، بنابراین آسیب پذیرتر هستند.

استعداد ژنتیکی نیز در کنار تغییر و تحولات جسمانی و روانی، یکی از علت های ابتلای نوجوانان به افسردگی است. یعنی به طور کلی برخی از نوجوانان نسبت به برخی دیگر استعداد ژنتیکی بالاتری برای ابتلا به افسردگی دارند.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-افسردگی در نوجوانان



:: بازدید از این مطلب : 1730
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 01 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

درمان افسردگی در مردان
زمانی که حرف از درمان افسردگی در مردان می شود همه ی ما ناخودآگاه فردی را تصور می کنیم که سراسر غم و اندوه است و این غم و اندوه به وضوح از ظاهرش پیداست.

بله درست است نشانه ی بارز اختلال افسردگی تجربه و احساس غم شدید است ولی همه ی افراد مبتلا به اختلال افسردگی این غم و اندوه را به یک شکل بروز نمی دهند و ابراز غم و اندوه در افراد مختلف، علی الخصوص در مردان و زنان متفاوت است.

در این مقاله سعی داریم در مورد اختلال افسردگی در مردان به صورت اختصاصی صحبت کنیم و در نهایت راه های درمان آن را نیز برای شما عزیزان شرح دهیم.

اختلال افسردگی اختلالی شایع است که مطالعات و بررسی ها نشان می دهد که میزان مبتلایان به اختلال افسردگی در زنان بیشتر از مردان است ولی آیا چنین چیزی حقیقت دارد؟
پاسخ این است که ما نمی توانیم نسبت به این نتیجه گیری خیلی اطمینان داشته باشیم.

به این دلیل که زنانی که مبتلا به اختلال افسردگی هستند بیشتر احساس غم و اندوهشان را بروز می دهند، بیشتر در مورد مشکلشان صحبت می کنند و بیشتر درخواست مداخله های درمانی می کنند.

بنابراین این طبیعی است که گزارش بیشتری از اختلالات افسردگی در خانم ها داده شود.

ولی چیزی که واضح است این است که آقایان تمایل کمتری به صحبت کردن درمورد مشکلشان دارند و معمولا میزان برون ریزی احساسی آقایان کم است و ممکن است.

به همین دلیل گزارش های کمتری از میزان ابتلای آقایان به اختلال افسردگی ارائه شود، به علاوه اینکه مردان مبتلا به اختلال افسردگی معمولا غم و اندوهشان را به صورت واضح بروز نمی دهند و به همین دلیل تشخیص افسردگی در آقایان کمی سخت تر و متفاوت تر به نظر می رسد. به همین دلیل درمان افسردگی در مردان از اهمیت به سزایی برخوردار است.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-درمان افسردگی در مردان



:: بازدید از این مطلب : 747
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 01 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

طلاق در دنیای مدرن

گفته بود: «طلاق، زاییده دنیای مدرن است» و من حرفش را باور نکرده بودم. او استدلال پشت استدلال که این جدایی‌ها نشانه شجاعت آدم‌هاست و وقتی پرسیدم این همه راه، چرا طلاق؟ جوابی برایم نداشت. حالا آدم‌ها متفاوتند، اما همه‌شان استدلال‌هایی برای خودشان دارند، استدلال‌هایی که از زندگی در دنیای تازه‌ای نشئت می‌گیرد که برای طلاق دلایلی غیرموجه‌تر از اصل آن می‌سازد.

بین دوست‌های نزدیکم، هستند آدم‌هایی که به خاطر حرف یک فالگیر قدم به دنیای مطلقه‌ها گذاشته‌اند. شاید باورش سخت باشد، شاید باور نکنی که آنها تمام زندگی‌شان را روی صحبت‌های آدمی می‌گذارند که هیچ تجربه‌ای در هیچ زمینه‌ای الا انداختن برگه‌های ثابت ندارد و با همان برگه‌هاست که سرنوشت آدم‌ها را تعیین می‌کنند. می‌خواستم بدانم داستان از چه قرار است و چه سری در این میان نهفته است. برای همین بود که شال و کلاه کردم و تا خانه‌ای در یکی از خیابان‌های فرعی، اما در میانه شهر رفتم. زنی در را به رویم باز کرد که میانسال بود و هرچه تلاش کردم نتوانستم سنش را حتی توی ذهنم تخمین بزنم. گفت: خانومم، کفش‌هات رو دربیار. و من سرم را انداختم پایین و بندهای کفشم باز نمی‌شد. نزدیک‌تر شدم، در را بستم و زل زدم توی چشم‌هایش. فنجان قهوه را دستم داد و گفت اینجا بنشین تا برگردم. «دود سیگار اذیتت نمی‌کند؟» خندیدم که نه. مثلا نشانه همراهی من بود دیگر. می‌خواستم راز صحبت‌هایشان را کشف کنم که بیشتر از دکترهای روان‌شناس و جامعه‌شناس اثر می‌گذارد و هر چه آنها در تلاشند تا آمار طلاق را یک جور خوبی پایین بیاورند، اینها دست از شیطنت برنمی‌دارند و با آمار سر ناسازگاری دارند. از قضا و اتفاقا شوهری ندارم که بخواهد درباره حال و روزش با من صحبت کند. از در و دیوار حرف می‌زند و من با این سوال درگیر شده‌ام که حالا چطور بروم سر اصل مطلب؟ او می‌گوید:«دختری هستی که اعتمادبه‌نفست خوب است.» و من فکر می‌کنم به خاطر آن‌که برای نشستن روی صندلی اجازه نگرفتم این جمله را می‌گوید. با جدیت برگه‌ها را روی میز می‌ریزد و می‌گوید: «کارت برایت خیلی مهم است.» و من خنده‌ام گرفته که جواب تلفن همکارانم را داده‌ام و با آنها درباره کارهای روزمره صحبت کرده‌ام و خب، طبیعی است که چنین تصویری از خودم ساخته‌ام. برای پاسخ یک سوال عجیب به سراغش آمد‌ه‌ام، آیا کسی برای طلاق گرفتن به سراغت می‌آید؟ نشسته‌ام توی خانه‌اش و برگه‌های گزارشی که به زبان انگلیسی است و درباره نقش فیس‌بوک و طلاق صحبت می‌کند، ورق می‌زنم، هنوز نوبت من نشده، فنجان قهوه را برمی‌گرداند و می‌گوید: «توی فالت کلمه‌هایی با زبان انگلیسی افتاده.» برگه‌ها را تا می‌کنم و نزدیک‌تر می‌نشینم. قورت‌دادن خنده‌ام برای خودش داستانی دارد. سرم را انداخته‌ام پایین و به جوراب‌هایم نگاه می‌کنم. زیر میز توجهم به او و ناخن‌های پایش جلب می‌شود. جوراب پایش نیست و ناخن‌های بلند پایش لاک قرمزِ ریخته دارند. به هدفی که در ذهن دارم فکر می‌کنم. شانس می‌آورم و در میانه دود و بوی عود و صدای گرفته زن، که می‌گوید: «خبر طلاق یک نفر را می‌شنوی.»

خودم را مشتاق‌تر از قبل نشان می‌دهم. حالا خدا می‌دند که بازی‌ام را خوانده یا از ذوقی که من نشان داده‌ام سر ذوق آمده. «اتفاقا برای همین آمدم، یکی از دوست‌هایم می‌خواهد از همسرش جدا شود…» اجازه نمی‌دهد صحبت‌هایم را تمام کنم و می‌گوید: «بعله، آقاشون با یک زن دیگر روی هم ریخته. زنه موهاش بلند و مشکیه.» از آنجایی که کافی است تا به ژن آدم‌ها نگاه کنی تا بفهمی ایرانی‌ها مو مشکی زیاد دارند و از خودت بپرسی مگر ته فنجان قهوه چند رنگ مشخص است؟ مثلا می‌تواند برایم توضیح دهد که موهایش را های‌لایت زرشکی کرده؟ او می‌گوید زنی به زندگی دوستت پا گذاشته و من خنده‌ام را قورت می‌دهم

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-طلاق در دنیای مدرن



:: بازدید از این مطلب : 602
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 01 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

تربیت کودک

دوست داشتن و نفرت را به کودکتان آموزش دهید!
گوش دادن به احساسات شخصی که در مقابل ما نشسته و این‌که خودما را جای او قرار دهیم یعنی همدلی کردن با او، یعنی احساساتش را درک می‌کنیم و عواطف یک اصل مهم در سازگاری رابطه‌هاست، ولی همین همدلی کردن و گوش کردن‌ها را باید از زمان کودکی به فرزندتان بیاموزید. آن خانواده‌ای که از احساسات دیگران مطلبی را نیاموخته و از مهارت درک هیجان چیزی نمی‌داند و یا دارای ضعف‌های زیادی در این زمینه‌ها است، مگر می‌شود از آنها انتظار داشت که فرزندشان بتواند دیگران را درک کند؟ خانواده‌ای که هنوز خودش نمی‌داند در برابر رفتارهای کودک مثل، بدخلقی، بدرفتاری، پرخاش، بدغذایی و یا ناملایمات او چه عکس‌العملی از خود نشان دهد، پس چه توقعی می‌توان از خود کودک داشت؟

افرادی که وقتی در حضورشان صحبت از همدلی و یکرنگی می‌کنیم گویا برایشان حرف پرت و پلا و بی‌منطق و قاعده زده‌ایم و یا جمله مسخره‌ای را گفته‌ایم، نمی‌توان از آنها توقع داشت که بتوانند برای فرزندانشان صحبت از همدلی کنند و کودک خود را به آرامی و فروتنی و نرم‌خویی سوق دهند و یا بتوانند بیش از حد در این زمینه‌ها موفق عمل کنند. همه‌گیر شدن توقف در خود و بی‌اعتنایی به دیگران در جامعه زنگ خطری برای همه ماست، چون اساسا چه بخواهیم چه نخواهیم همه ما روی یک قایق نشسته‌ایم و پیش می‌رویم و سوراخ کردن این قایق به ضرر همه تمام خواهد شد. اگر تصور کنیم با یکجانبه‌گرایی و خودخواهی می‌توانیم صاحب درک و کمالات شویم و یا بخواهیم خودمان را دست بالا بگیریم و افکار خود را بیش از حد به رخ دیگران بکشانیم، نه‌تنها خودمان ضرر می‌کنیم، بلکه فرزندی که تحت کنترل ماست، هر لحظه از عملکرد و طرز برخورد و افکار ما کپی می‌کند نیز ضرر می‌کند.
ما در این مقاله درباره مهارت توجه به دیگری، همدلی و درک هیجان‌ها، عواطف و اندیشه‌های دیگران را ترجیحا از دید و نگاه خانواده بررسی می‌کنیم و بر این موضوع تاکید می‌کنیم که اصل و مبنای ما خود پدرها و مادرها هستند. پدر و مادرانی که قرار است فرزندانی با روان و ذهن سالم تحویل جامعه بدهند و به آنها بفهمانند که در آینده سکانداران این جامعه آنها هستند. تردید نکنید درک احساسات و عواطف دیگران نیازمند آموزش است که باید از دوران کودکی به فرزند آموخت

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-اهمیت تربیت کودک



:: بازدید از این مطلب : 769
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 01 آذر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

همه انسانها بدون شک شاهد طلاق در خانواده خود، دوستان و آشنایان بوده‌اند، این امر در مذاهب مختلف و از نظر عرف جامعه مورد نکوهش قرار گرفته و اغلب خانواده‌ها هم به علت پایبند بودن به این دو مسئله بعد از یک ازدواج نامطلوب همه تلاش خود را می‌کنند تا تن به طلاق ندهند.

طلاق همیشه نقل گپ و گفت خانواده‌ها بود خصوصا خانواده‌های که دارای مشکلات زناشویی می‌باشند، و بزرگترهای خانواده و حتی خود زناشو فقط به مسئله این که امر طلاق در جامعه انعکاس بدی دارد می‌اندیشند و غافل از آن هستند که یک زندگی که دائم در حال جدال هست بیشترین آسیب را به خود آن خانواده می‌رساند و از نظر رفتاری باعث می‌شود که بهداشت روانی جامعه به خطر بیفتد.

در خانواده‌های که جدال و جنجال است، اگر آنها دارای فرزند نباشند خودشان همیشه با روان آشفته وارد یک جامعه می‌شوند و گاهی به علت جدال‌های خانوادگی آنچنان مشکل روحی و روانی پیدا می‌کنند و این حالت خود را در محیط کار و اجتماع ناخواسته انعکاس می‌دهند و اگر هم دارای فرزند باشند اولین آسیب به کودک می‌رسد، زیرا او در یک محیطی ناآرامی روحی و روانی قرار دارد و از محبت، عشق و علاقه‌ای که باید در خانواده حاکم باشد محرم می‌باشد و نمی‌تواند اوقات خوبی را با والدین خود داشته باشد.

والدین باید بدانند آسایش فرزند اولویت‌دار می‌باشد و آنها باید زمانی تصمیم به داشتن فرزند بنمایند که از هر نظر آمادگی داشته باشند و اگر زمانی که آنها دارای فرزند هستند و زندگی زناشویی آنها به شدت مشکل‌دار شده و تحمل یکدیگر را ندارند هرگز نگویند به خاطر فرزندانمان باید زیر یک سقف زندگی کنیم آنها خواسته یا نخواسته زمانی که زیر آن سقف فرضی خود هستند برای تربیت کودک باید بدانند بیشترین آسیب را به او می‌رسانند. در درجه اول آنها باید با یک مشاور خانوادگی صحبت بکنند و اگر تایید شده که آنها واقعا به بن‌بست رسیده‌اند دیگر زندگی پر از جنجال را ادامه ندهند زیرا باعث آسیب‌های روحی و روانی بسیار زیاد در کودک می‌شوند و دائما روح و روان حساس کودک سائیده می‌شود و او هم تبدیل به یک آدم پرخاشگر می‌شود، و کمبودهای محبتی را که در خانواده دارد سعی می‌کند در جامعه به صورت ناهنجار جبران نماید.

منبع:  مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-با طلاق به کودک آرامش دهید!



:: بازدید از این مطلب : 754
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 01 آذر 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران