نوشته شده توسط : moshaverzendegi

به نظر می رسد که رشد جنسی بچه ها، از نظر والدین نوزادان و کودکان دوره ای باشد که در مراحل بعدی زندگی آنها به وجود می آید. ولی در حقیقت، رشد جنسی کودکان در سالهای اولیه زندگی شروع می شود. نوزادان، کودکان، پیش دبستانی ها و کودکان جوان در سن مدرسه، شالوده رشد هیجانی و فیزیکی را همزمان با رشد به صورت های نامحسوس ایجاد می کنند.

همزمان با دست یابی به نقاط عطف مهم فیزیکی و هیجانی، مانند آموختن راه رفتن و یا شناخت پدر و مادر، کودکان به نقاط عطف مهم می رسند مانند چگونگی بازشناسی، تجربه و احساس کردن بدن خود و چگونگی شکل دهی دلبستگی به دیگران. دلبستگی در سال های اولیه زندگی شکل می گیرد و به مراحل صمیمیت و پیوستگی با دیگران در آینده کمک می کند.

با شناخت نحوه رشد و یادگیری کودکتان، شما می توانید نقش مهمی را درپرورش سالم هیجانی و فیزیکی ایفا کنید.

نوزادان و کودکان
وابستگی های عاطفی و اولیه بدن در کنار والدین و از طریق ارتباط فیزیکی شکل گرفته که عشق آنها را بیان می کند. نگهداری و لمس شدن، بوسیده شدن و در آغوش قرار گرفتن به کودکان کمک می کند تا احساس راحتی کنند و همراه با دوست داشته شدن، احساس فیزیکی مثبتی را تجربه می کنند.

نوع منحصر بفرد صمیمیت فیزیکی و دلبستگی هیجانی ما بین کودکان و والدین، می تواند اولین عامل برای شکل گیری زمینه های عاطفی و صمیمی فیزیکی پخته در اینده باشد که در مراحل بعدی، به عنوان بخشی از بلوغ جنسی پخته در اینده می باشد.

بدن من. بیشتر والدین نگرانی های مربوط به کودکان خود را با دکتر خودشان در میان می گذارند با موضوعاتی نظیر اینکه نوزادان آلت تناسلی خود را در طول عوض کردن پوشاک لمس می کنند یا دارای حالت نعوظ زیادی هستند. به انها اطمینان داده یمشود که این رفتارهای کاملا عادی می باشد و گفته می شود که اکتشاف کردن بدن، حتی در میان بچه های جوان تر هم یک امر عادی می باشد و بیشر کودکان، به خصوص نوجوانان، از برهنه شدن خوششان می آید.

واکنشی که شما نشان می دهید – صدای شما، کلماتی که استفاده می کنید و حالت صورت شما – یکی از اولین درس های بچه شما در زمینه مسائل جنسی می باشد. با عدم واکنش عصبی و غافل گیر کننده، یا عدم استفاده از کلمات ناپسند، به کودک خود آموزش می دهید که این کنجکاوی در مورد بدن ، یک بخش نرمالی از زندگی می باشد.

آگاهی جنسی. در سنین 2 یا 3 سالگی، حس مونث یا مذکر بودن کودک شروع به رشد می کند. این آگاهی، هویت جنسی نامیده می شود. کودکان در این سن، شروع به شناختن تفاوت ما بین پسر ها و دختر ها می کنند و می توانند خودشان را به عنوان یک پسر یا یک دختر، شناسایی کنند. برخی از افراد معتقدند که هویت جنسی به صورت زیست شناختی تعیین می شود و برخی بر این باورند که این امر در نتیجه محیطی که کودک در آن قرار گرفته است، تشکیل می شود. به احتمال زیاد، این امر در نتیجه ترکیب دو مورد یاد شده حاصل می شود. کودکان در این سن، خودشان را با رفتار های خاصی سازگار می کنند که نقش های جنسیتی نامیده می شوند، که مربوط به مونث یا مذکر بودن آنهاست. مردانه بودن چه چیزی است؟ زنانه بودن چه چیزی است؟ چگونه پسر ها و مردها رفتار می کنند؟ دختر ها و زن ها چگونه رفتار می کنند؟ همزمان با اینکه تصمیم می گیرید که نقش های جنسی را به کودک خودتان یاد دهید، نسبت به واکنش هایی که آنها در داخل و خارج از خانه نشان می دهند، مطلع باشید.

دوره پیش دبستانی (سن 3 تا 5 سالگی)
در سن پیش دبستانی، حس دختر یا پسر بودن در بیشتر کودکان رشد می یابد، و تا جایی ادامه پیدا می کند که حتی شروع به اکتشاف بدن خود به صورت هدفمند می کنند. زمانی که آنها بدن خود را لمس می کنند، بد حرف زدن با آنها روش مناسبی نمی باشد – این کار ، فقط حس گناه یا خجالت را در کودک شما رشد می دهد.

با این حال، ممکن است که حتی در صورتی که کودکان این حس را داشته باشند که این کار خوب است، والدین بخواهند تا توضیح دهند که لمس کردن بدن باید در تنهایی صورت گیرد – کودکان در دوره پیش دبستانی آنقدر درک دارند که بدانند همه چیز نباید عمومی شود. همچنین آنها به اندازه کافی بزرگ شده اند که بدانند هیچ کسی – حتی اعضای خانواده یا افرادی که به آنها اعتماد دارند – نباید آنها را به گونه ای لمس کند که احساس ناراحتی داشته باشند.

منبع : کودک و نوجوان-شناخت رشد جنسی اولیه در کودک (یک تا ده سالگی)



:: بازدید از این مطلب : 916
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

سخت‌گیری، بخشی از فرایند تربیت کودک است که برای بسیاری از والدین، بدترین عذاب و غصه به شمار می‌رود. اکثر والدین نیز اذعان می‌کنند که نمی‌توانند به درستی با آن برخورد کنند. جامعه و ارزش­هایش چنان در حال تغییر و گسترش هستند که بسیاری از والدین یا از روش‌های قدیمی کاملا بی‌خبر هستند یا این که چندان با آن‌ها مأنوس نیستند. است لذا به دلیل این که نمی‌دانند باید از چه روش‌هایی به عنوان جایگزین استفاده کنند، دچار سردرگمی شده‌اند. در رابطه با این که باید سخت‌گیری کرد یا خیر، چگونگی برقراری انضباط و اینکه چگونه می‌توانیم بدون اعمال قدرت و ایجاد یک فاصله جبران‌ناپذیر بین والدین و فرزندان، به محدود ساختن بدرفتاری­ها بپردازیم، شبهات بسیار زیادی وجود دارد. در اینجا لازم است که بار دیگر نگاهی داشته باشیم به این موضوع که مقصود ما از سخت‌گیری چیست و چگونه می‌توانیم به شیوه‌ای دست پیدا کنیم که ۴ هدف کلی زیر را در بر گیرد:

* این شیوه باید بتواند راه دستیابی به یک انضباط شخصی را برای کودکان هموار سازد.

* باید در این میان کودکان فرصت‌هایی نیز برای تقویت عزت نفس، اعتماد به نفس و اتکا به نفس کودک فراهم شود.

* این شیوه باید تا حدودی نیز انعطاف‌پذیر و مبتکرانه باشد که بتواند کودکان را برای زندگی در دنیای امروز که به‌سرعت در حال تغییر و تحول است، آماده سازد.

* به کارگیری آن باید برای والدین آسان باشد و آن‌ها نسبت به آن احساس خوبی داشته باشند.

سخت‌گیری باید در چه مواردی صورت گیرد؟

واژه سخت‌گیری برای بسیاری از افراد یادآور تصاویری از اسقف‌های دوران ویکتوریا است که عصای بلندی نیز در دست دارند. اما سخت‌گیری با تنبیه فرق می‌کند. تنبیه به کتک یا ضربه زدن مربوط می‌شود. درحالی‌که سخت‌گیری با قدرت و اطاعت و قوانینی همراه با ترس مرتبط است. به همین علت است که برخی از افراد فکر می‌کنند سخت‌گیری خوب است و بسیاری دیگر هم مخالفت کرده و آن را رد می‌کنند. بهترین برداشتی که می‌توانیم از سخت‌گیری داشته باشید و باید هم این‌گونه باشد این است که آن را اجباری سازنده و مثبت بدانیم. سخت‌گیری به دلایل زیر بسیار ضروری است:

* برای ایمن نگه داشتن کودکان؛

* آموختن این که به دیگران، از جمله والدین نیز توجه داشته باشند؛

* آماده کردن محیطی قابل پیش بینی و بسیار امن، برای عملکرد کودکان؛

* برای دستیابی کودکان به یک استقلال سازنده؛

* مشخص شدن تفاوت‌های میان رفتارهای قابل قبول و غیرقابل قبول؛

* نشان دادن اینکه هر رفتاری، پیامدی نیز دارد.

بنابراین سخت‌گیری فواید عملی مثبتی نیز دارد. نباید به عنوان یک مفهوم تنبیهی و منفی به آن نگریست، بلکه باید آن را ابزاری مثبت و توانمند برای ایجاد استحکام، قابلیت پیش‌بینی، امنیت و محیطی مناسب برای یاد دادن و یاد گرفتن به شمار آورد. نباید برای اعمال قدرت نظیر اجبار به اطاعت از دستورات، تنبیه و مجازات و اعمال نفوذ و کنترل کامل همچون یک دیکتاتور، از آن استفاده کرد.مشاوره کودکان تلفنی

اختیارات و مسئولیت‌های والدین

ایجاد مرزهایی برای رفتارهای کودکان که در درون آن‌ها، امکان انتخاب، رشد و پیشرفت نیز وجود داشته باشد، شامل به‌کارگیری مجموعه‌ای از اختیارات و مسئولیت‌ها می‌شود. – نمی‌توانیم از کودکان انتظار انجام کاری را داشته باشیم، مگر آن که از قبل مسئولیت انتخاب آن کار را پذیرفته باشیم و به وضوح اعلام کنیم که انتظار چه رفتاری را داریم یا چه رفتاری قابل پذیرش است. – اگر خود ما پیامدهای رفتارشان را به آن‌ها نشان ندهیم، نمی‌توانیم از آن‌ها انتظار داشته باشیم قوانین را جدی بگیرند، باید به آن‌ها نشان بدهیم اگر تابع قوانین باشند، نتایج مطلوب و اگر آن‌ها را نادیده بگیرند پیامدهای بدی در انتظارشان خواهد بود. – اگر حوزه اختیارات خود را با استفاده از مثال و نمونه به جای تحمیل کردن و اطاعت اجباری برای آن‌ها مشخص نکنیم نمی‌توانیم از فرزندان خود انتظار احترام و اعتماد داشته باشیم.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودکان آنلاین:سخت‌گیری و انضباط شخصی کودک



:: بازدید از این مطلب : 956
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

در ۲ تا ۳ سالگی تغییرات مهمی در کودک صورت می‌گیرد. از یک جهت این یک دوره انتقالی است، انتقال از طفولیت یعنی ۲ سال اول زندگی به اوایل کودکی یا دوره پیش از مدرسه که تا چند سال آینده ادامه می‌یابد. بیش از ۲ سالگی کودکان اغلب فکرشان متوجه تحرک است، آن‌ها نه تنها قسمت زیادی از انرژی خود را صرف یادگیری، کنترل و هماهنگی حرکات بدن خود می‌کنند، بلکه بدواً با بدنشان فکر می‌کنند. به تدریج در آن سال‌های طفولیت، کودکان شروع به توسعه تصاویر ذهنی و درونی در مورد بعضی چیزها و مردم اطراف خود و نیز رفتارهای خود می‌نمایند. در ۲ سالگی، اکثر کودکان نه‌تنها با تصاویر دنیای خود عجین شده‌اند بلکه می‌توانند از طریق تغییر دادن آن تصاویر در مغز خود شروع به کنش و واکنش با دنیا بنمایند. آن‌ها دیگر به تجربه آنی خود وابسته نیستند و می‌توانند درباره چیزهایی که همان وقت در مقابلشان نیست فکر کنند. از ۲ تا ۳ سالگی کودکان راه‌های موثرتری برای ارائه تجربه خود پیدا می‌کنند. آن‌ها آنچه را که قبلا از طریق تجربه مستقیم حسی- حرکتی آموخته‌اند، به صورت رمزهای میان‌بر مختلف تفسیر می‌کنند. برای مثال اغلب کودکان در این دوره ادراک خود و استفاده از زبان را گسترش می‌دهند. بسیاری از کودکان دو ساله به همراه کارهای خود صحبت می‌کنند.

اما صحبت کردن باعث هدایت اعمال نمی‌گردد. اعمال هدایت می‌کنند و به نظر می‌رسد کلمات نتیجه تجربه کردن اعمال است مثل آن که کودکان سعی دارند به اعمالشان نام بدهند و آن‌ها را به شکل شایسته و از نظر فکری قابل تغییر درآورند. در ۳ سالگی اکثرا رفتار کودکان تحت کنترل زبان قرار دارد. مثلا قادر هستند بر طبق دستور شفاهی فعالیتی را خاتمه دهند یا باز نمایند. کودکان بین ۲ تا ۳ سال در حال یادگیری زبان هستند به طوری که در سه ساله‌ای که قادر می‌باشند برای یادگیری سایر چیزها از آن استفاده کنند. اما از ۲ تا ۳ سالگی اعمال بیشتر ازکلمات جنبه واقعی دارند. میانگین لغاتی که کودک دوساله می‌داند ۲۵۰ و در مورد کودک ۳ ساله ۹۰۰ است.

این افزایش تعداد نمایانگر رشد مهارت‌های یادگیری زبان در این سن است اما مهم‌تر از آن تغییرات حاصله در انواع لغات و انواع ساختمان جملاتی که طفل به کار می‌برد و نیز هدف و وظیفه زبان در این دوره می‌باشد. اغلب دو ساله‌ها تا حد زیادی جملات را به صورت تلگرافی به کار می‌برند و همه کلمات به جز لغات اصلی را جا می‌اندازند. به علاوه انباره زبان آن‌ها احتمالا شامل چند «عبارت» یک کلمه تقلیدی می‌باشد که به آن فاعل‌های کاملا متفاوت را می‌چسبانند، مثل «شیرینی، پسر، سگ، مرد… را ببین». در ۳ سالگی اغلب زبان کودکان از تعداد زیادی انواع کلمات و جملات تشکیل می‌گردد، جملات آن‌ها کامل‌تر و ساختمان جملات آن‌ها بیشتر شبیه به صحبت بزرگ‌ترها است. البته رشد و بهبود مهارت‌های حرکتی در کودکی متوقف نمی‌گردد. اغلب کودکان از ۲ تا ۳ سالگی تسلط کامل بر وضعیت ایستاده را به دست می‌آورند. در دوسالگی می‌توانند بدوند اما نه به خوبی، در ۳ سالگی شروع به یادگیری مانورهای دویدن می‌کنند، مثل توقف و دوباره شروع به دویدن کردن، دور زدن گوشه‌ها و اجتناب از موانع. در دو سالگی اغلب کودکان می‌توانند از پله‌ها بالا برود اما پله‌ها را یکی یکی طی می‌کنند و هر دو پا را بر روی هر پله قرار می‌دهند. در ۳ سالگی اغلب کودکان هنگام بالا رفتن از پله‌ها و نیز سوارشدن بر روی سه چرخه پاها را جا به جا می‌گذارند. بین ۲ تا ۳ سالگی اغلب کودکان یاد می‌گیرند با هر دو پا بپرند، بر سر پنجه راه بروند، مدت کوتاهی روی یک پا بایستند، توپ را لگد بزنند و توپ را به داخل سبد بیندازند. بعلاوه تمام این مهارت‌های حرکتی نیاز به تفکر درباره روابط فضایی دارد که پیچیده‌تر از آن چیزی است که اغلب کودکان قبل از این سن در آن تمرین داشته‌اند. کودکان به منظور انجام بسیاری از این اعمال باید از موضع خود در فضا در رابطه با سایر چیزها و نیز از موضع اشیا در فضا در رابطه با یکدیگر آگاه باشند و مشکل‌تر از آن این است که کودکان باید این روابط را هنگامی که خودشان یا اشیا در حرکت هستند دریابند. پیشرفت مهارت‌های حرکتی ظریف که بیشتر بهبود یافته است موجب استقلال بیشتر کودک می‌گردد. آن‌ها در حال یادگیری تعداد روزافزونی از مهارت‌های کمک به خود نظیر درآوردن لباس‌هایشان (و کمک در پوشیدن لباس) به تنهایی به توالت رفتن و شستن خود (اگرچه هنوز در این کار خیلی خوب نیستند) غذاخوردن به طور کامل، به کار بردن قاشق و فنجان بدون ریختن و به کاربردن چنگال برای جمع کردن خرده‌های غذا می‌باشند. به علاوه در اثر تمرین مهارت‌های حرکتی ظریف آن‌ها برای کارهایی از قبیل بریدن با قیچی، نقاشی کردن و درست کردن معماها ماهرتر می‌شوند.

از ۲ تا ۳ سالگی کودکان حقیقتا از فعالیت‌های هنری مانند رسم، نقاشی، مدل سازی با گل، بریدن کاغذ و چسبانیدن و مانند آن لذت می‌برند. آن‌ها از مرحله به کار بردن دست‌ها و چند وسیله ساده بیش از به وجود آوردن چیزی لذت می‌برند. آن‌ها به چیزهایی که می‌سازند علاقه ندارند، بلکه بیشتر از عمل درست کردن لذت می‌برند. از ۲ تا ۳ سالگی کودکان در حال تغییر روابط خود با سایر افراد می‌باشند. در حالی که در ۲ سالگی اغلب کودکان در مقابل بزرگ‌سالان بیش از کودکان سنین دیگر واکنش نشان می‌دهند، در ۳ سالگی شروع به بازی با یکدیگر می‌کنند. یک کودک دوساله ممکن است در کنار کودک دیگر بازی کند، اما حتی اگر فعالیت مشابهی را انجام دهد آن را با کودک دیگری انجام نمی‌دهد. در ۳ سالگی کودکی که بودن با سایر کودکان را تجربه کرده باشد به یک یا دو کودک دیگر پیوسته و در فعالیت مشابه به همراه آن‌ها بازی می‌کند. مرحله میان ۲ تا ۳ سالگی به «سال‌های بد» معروف است. بعضی از افرادی که درباره کودکان مطالعه می‌کنند پیشنهاد کرده‌اند که در این دوره رفتار کودکان با خشونت و انعطاف‌ناپذیری مشخص می‌شود. آن‌ها می‌خواهند چیزها یک جور باشد و نه جور دیگر، از تغییر خوششان نمی‌آید، نمی‌توانند منتظر شوند، تسلیم نمی‌شوند، اغلب درست خلاف کاری را که به آن‌ها گفته می‌شود انجام می‌دهند.

اگرچه این نوع رفتار اتفاق می‌افتد و هنگامی که اتفاق می‌افتد ناراحت‌کننده است اما نباید به عنوان رفتار بد تلقی گردد. برای آن دلیل منطقی وجود دارد. کودکان در این سن تازه شروع کرده‌اند به اینکه محاسباتی درباره دنیایی که در آن زندگی می‌کنند به عمل آورند. به‌تدریج «عقایدی» درباره هستی به دست می‌آورند، اما عقایدشان هنوز محکم نیست. تغییرات زیاد در آن‌ها ایجاد ناراحتی خواهد کرد و مشکل می‌توانند درباره مسائل مطمئن باشند. بعلاوه کودکان به‌تدریج بر بسیاری از مهارت‌های جدید تسلط می‌یابند و به طور قابل ملاحظه‌ای کلام را درک می‌نمایند و آن را به کار می‌برند. اکثر رفتار آن‌ها نتیجه آزمودن قدرت مهارت‌های جدید آن‌ها است. مثلا اگر شما بگویید «بیا اینجا» و کودک شما در جهت دیگر حرکت نماید، می‌خواهد نشان دهد که بخوبی حرف شما را درک کرده است به‌طوری‌که درست عکس آن را عمل می‌کند- که این یک موفقیت کامل است.

بالاخره این سنی است که کودکان برای انجام کارها بیش از توانایی‌شان جهت‌گیری می‌کنند (مانند آنکه بیش از گنجایش شکمشان، غذا می‌خواهند). آن‌ها نمی‌توانند همه کارهایی را که می‌خواهند انجام دهند و این ناراحت کننده است. هنوز یاد نگرفته‌اند راه‌حل‌های معقول برای احساس ناراحتی خود بیابند در نتیجه خشمگین می­گردند. برای گذشتن از این مرحله به صبر و همدردی نیاز دارند تا احساس امنیت بیشتر نموده و بر احساسات خود بیشتر تسلط یابند.

دنیایی برای یک کودک

شرکت کنندگان: کودک ۲ تا ۳ ساله. کودکان بزرگ‌تر نیز از این نوع فعالیت لذت خواهند برد.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-۲ تا ۳ سالگی: از طفولیت به کودکی



:: بازدید از این مطلب : 837
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اینکه نوجوانان چرا و به چه علت به بازی های انلاین معتاد می شوند مسئله مهمیست و یکی از مشکلات اساسی والدین می باشد. به همین دلیل ضروری است که والدین یاد بگیرند که چگونه با بازی کردن زیاد نوجوان روبرو شوند. مطالعه ی این پست شروع خوبی برای والدینی است که فرزند نوجوان آنها به بازی های آنلاین علاقه ی زیادی نشان می دهند.


اجازه دهید پیش از آنکه به ادامه ی این بحث بپردازم، از همین ابتدا بگویم که بازی های آنلاین بسیار جالب و مهیج هستند، و از این پست نباید این گونه استنباط شود که این بازی ها ذاتا تفریحی ناسالم هستند. اما در هر کاری باید اعتدال رعایت شود.

پس ما به عنوان والدین نوجوان، باید چگونه با این مسئله مواجه شویم؟

 

مشاهده رفتارهای نوجوان

برای شروع بهتر است ابتدا علایم خطر را بشناسیم. هزاران علامت خطر احتمالی وجود دارند، که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:

هنگامی که آنلاین هستند، متوجه گذر زمان نمی شوند
مشکل داشتن در تمام کردن تکالیف مدرسه یا مسئولیت ها و کارهایی که درخانه به او محول می شود
افت تحصیلی در نتیجه ی انجام ندادن درست تکالیف مدرسه
فاصله گرفتن و کاهش تعامل با خانواده و دوستان
عصبانیت زیاد هنگام قطع دسترسی او به اینترنت
بی رغبتی به غذا خوردن و خارج شدن از اتاق خواب یا مطالعه ( عدم تمایل به فاصله گرفتن از کامپیوتر یا کنسول بازی)
بی میلی به تعامل با اعضای خانواده پس از بازگشت از مدرسه یا هنگام شام خوردن و دیگر موقعیت ها که خانواده دور هم جمع می شوند
علایم بیماری جسمی مانند میگرن، افزایش وزن، خشکی چشم ها، کاهش دید، و مشکل خواب.
واکنش در مقابل بازی کردن نوجوان

اگر این احتمال را می دهید که نوجوان شما بیش از حد به بازی های آنلاین وابسته شده است، راهکار های زیر می توانند به شما در تغییر برنامه ی آنها و راهنمایی آنها برای متعادل تر کردن میزان توجه به بازیهای آنلاین کمک کنند:

آنها را به انجام دیگر تفریحات و فعالیت های اجتماعی تشویق کنید: فرزند نوجوان خود را از صفحه ی نمایش کامپیوتر دور کرده و آنها را به سمت دیگر تفریحات و فعالیت ها راهنمایی کنید، مانند ورزش های تیمی و گردهمایی های سالم دوستانه.
برروی استفاده ی آنها از کامپیوتر نظارت کنید: کامپیوتر را در مکانی از خانه قرار دهید که روی آن دید داشته باشید و بتوانید فعالیت های فرزند خود را در محیط آنلاین زیر نظر داشته باشید، و زمان آنلاین بودن آنها را محدود کنید. این کار زمانی موثرتر واقع خواهد شد که خود شما نیز به عنوان والدین از این قاعده پیروی کنید. اگر شما نمی توانید از محیط آنلاین فاصله بگیرید، احتمالا فرزند شما نیز نخواهد توانست.
با فرزند خود در مورد دلایل ریشه ای این مشکل صحبت کنید: استفاده ی وسواسی و بدون برنامه از کامپیوتر می تواند علامتی حاکی از وجود مشکل مهمتری باشد. آیا این احتمال وجود دارد که فرزند نوجوان شما از مشکلی عمیقتر رنج ببرد؟ آیا اخیرا در زندگی شما تغییر بزرگی مانند طلاق یا تغییر محل زندگی اتفاق افتاده که موجب ایجاد استرس در او شده است؟

منبع : کودک و نوجوان-مواجهه ی درست با بازی های آنلاین نوجوانان



:: بازدید از این مطلب : 867
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

هرگز کودک را در حین یک رویا از خواب بیدار نکنید. اگر کره چشم کودک در هنگام خواب در حال حرکت به اطراف است به این معنی است که کودک در حال خواب دیدن است و بنابراین چند دقیقه صبر کنید تا رویای کودک به پایان برسد. همه ما هر شب به‌طور متوسط پنج تا ده بار خواب می‌بینیم. هر رویا با این که ممکن است طولانی به نظر برسد، تنها مدت کوتاهی به طول می‌انجامد.

تنظیم برنامه بیداری و خواب کودکان با کمک روانشناس کودک
از انگیزش مثبت استفاده کنید: تا حد ممکن زود برخاستن و آماده شدن برای رفتن را برای کودک خوشایند کنید. می‌توانید یک صبحانه عالی تهیه کنید و یا این که پیشنهاد کنید که همگی به موسیقی مورد علاقه او گوش دهید. با او به آرامی، نرمی و با محبت سخن بگویید. اگر شکیبایی خود را از دست دهید احتمال کمتری دارد که تمایل داشته باشد برخیزد و کارهای روزانه‌اش را انجام دهد.روانشناسی کودکان

راهکار برای بیدار کردن بچه
از یک ساعت جیرجیرکی استفاده کنید. هنگامی که این ساعت را به کار می‌گیرید، آن را روی ساعتی زودتر از هنگامی که کودک باید برخیزد، تنظیم کنید. سپس به او اجازه دهید که زنگ ساعت را چندین بار قطع کند تا این که به تدریج از چرخه خواب بیرون بیاید. بدین ترتیب این ساعت چندین بار به کودک یادآوری می‌کند که وقت بیدار شدن است و موقعیت را کمتر آزار دهنده می‌کند.

اتکا به نفس را در او تقویت کنید
هنگامی که کودک مسئول اعمال خودش در هنگام صبح باشد، اغلب به خودش انگیزه می‌دهد که از فرامین شما تبعیت کند. او را با خودتان بیرون ببرید تا برای خودش یک ساعت زنگ‌دار بخرد و سعی کنید این بیرون رفتن را یک حادثه مهم جلوه دهید. به او بگویید که چقدر خوشحالید که او به زودی از ساعت شماطه‌دار خودش استفاده می‌کند. به او یاد بدهید که چگونه در طول روز از آن استفاده کند و با آن به تمرین بپردازد.

برای نمونه به او بگویید که وقتی مشغول مطالعه یا خواندن است، ساعت را روی زمان مشخصی کوک کند و هنگامی که زنگ به صدا درمی‌آید، دست از بازی کردن یا مطالعه بردارد. یادتان باشد که وقتی برنامه‌ریزی می‌کند تا به موقع از خواب برخیزد، او را تحسین کنید.

از تحریک فیزیکی کمک بگیرید
بعضی از کسانی که به خواب بسیار عمیقی فرو می‌روند، برای بیدار شدن نیازمند تحریک فیزیکی هستند. کودک را وادار کنید که صورتش را بشوید و سپس او را به نرمش‌هایی نظیر کشش و خم شدن وادار کنید تا جریان خون در بدنش بیشتر شود. اگر کودک از ساعت شماطه‌دار استفاده می‌کند، آن را در جایی قرار دهید که برای قطع کردن زنگ مجبور به بیرون آمدن از رختخواب شود.

کودک را با نتایج کارش روبرو کنید
هنگامی که احساس کردید کودک شما قادر است صبح‌ها مسئول رفتار خودش باشد (حدود هفت یا هشت سالگی)، باید پیامدهای مناسبی را برای انجام ندادن کارش در نظر بگیرید و او را با این پیامدها روبرو کنید. به طرز خوشایندی به او بفهمانید که از او انتظار دارید خودش از خواب برخیزد و برای روز آماده شود. به او کمک کنید که اهداف زمانی واقع بینانه‌ای برای خودش در نظر بگیرد.

از «پیامدهای طبیعی» استفاده کنید. این پیامدها باید در نظر کودک، منطقی و عادلانه بیاید. یک پیامد منطقی، پیامدی است که به‌طور کاملا طبیعی، از یک عمل حاصل شود. برای مثال، اگر کودک عادت ندارد که برای صرف صبحانه از خواب برخیزد، دقیقا به او بگویید که تنها در یک زمان خاص به او صبحانه می‌دهید. در این صورت، اگر کودک به موقع سر میز صبحانه حاضر نباشد، صبحانه‌ای نیز در کار نخواهد بود.

احتمالا اغلب کودک، به دلیل کند بودن، از سرویس مدرسه جا می‌ماند. نتیجه آن می‌تواند این باشد که کودک یک تاکسی خبر کند و پولش را از پول تو جیبی خودش بپردازد. کودک را بدهکار کنید. بسیاری از والدین دریافته‌اند که روش «تو به من زمان بدهکاری» موثر واقع می‌شود. این بدان معناست که کودک درمی‌یابد که هرچند دقیقه صبح‌ها تاخیر کند (و یا باعث تاخیر شما شود) به شما بدهکار خواهد بود.

سپس باید با انجام کمک در کارهای منزل، این زمان را به شما برگرداند. یا این که بدهکاری زمانی را به شما این‌طور پس بدهد که هر قدر امروز تاخیر کرده است، باید فردا صبح زودتر از خواب برخیزد.

غرغر صبحگاهی کودکان
بعضی از مردم با روحیه‌ای سرشار از شادابی و نشاط از خواب برمی‌خیزند، اما بعضی دیگر، هنگام صبح از روحیه مناسبی برخوردار نیستند و آن قدر غرغر می‌کنند که شادابی را از دیگران هم می‌گیرند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-روانشناسی کودک:تنظیم برنامه خواب وبیداری کودک



:: بازدید از این مطلب : 842
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

لباس پوشیدن کودک کار روزمره‌ای است که گاهی آن قدر غیر قابل تحمل می‌شود که بسیاری از پدران و مادران را از کوره به در می‌برد. مادر جک دو ساله وارد اتاق می‌شود تا به او لباس بپوشاند، اما با انواع و اقسام بهانه‌های کودک روبرو می‌شود. ناگهان موقعی که کودک اصرار می‌کند وسط زمستان آستین کوتاه بپوشد، مادر بردباریش را از دست می‌دهد. این امر جک را به بهانه‌گیری بیشتر تشویق می‌کند.

مادرش که حسابی عصبانی شده جیغ می‌زند که «جک، یا لباست رو می‌پوشی یا بد می‌بینی!» جک لگد می‌زند و جیغ می‌کشد. مادرش او را با حرکات دست تهدید می‌کند. این صحنه، صحنه جنگ عادی روزانه آنهاست. نهایتا تنها با یک برخورد منفی می‌توان به این کودک لباس پوشاند.

یا این که این صحنه را تصویر کرد: صبحانه روی میز حاضر است، تخم مرغ‌ها در حال سرد شدن هستند و کودک ده ساله شما هنوز مشغول تصمیم‌گیری در این مورد است که کدام لباس را بپوشد.

در مورد کودکان خردسال، بهترین کار این است که لباس پوشیدن را به ساده‌ترین و لذت بخش‌ترین شکل ممکن انجام دهید.مشاوره کودک آنلاین

مشاوره کودک و لباس پوشیدن بچه
راه‌حل‌های ما شامل پیشنهادهایی است که چطور لباس پوشاندن را برای کودکان به صورت سرگرمی درآوریم و همچنین روش‌هایی ارائه شده که می‌تواند به شما کمک کند تا به کودک یاد بدهید چطور مستقلا لباس بپوشد. خردسالان می‌توانند بین سنین دو تا چهار سالگی تقریبا تمام قسمت‌های لباس پوشیدن را ید بگیرند. در دو سالگی می‌توانند یک پیراهن یا شلوار را از تن درآورند. در حدود سه سالگی می‌توانند آنها را بپوشند.

در حدود سه سال و نیمگی می‌توانند دکمه‌ها را ببندند. در سن پنج سالگی اغلب کودکان می‌توانند تمام قسمت‌های لباس پوشیدن به جز بستن بند کفش را، خودشان انجام دهند.

اگر کاری کنید که اولین تلاش‌های لباس پوشیدن برای کودک خوشایند باشد، بعدا موجب مقاومت کم‌تر و همکاری بیشتر کودک خواهد شد. هنگامی که کودک مهارت‌های لازم برای لباس پوشیدن را فرا گرفت، می‌توانید به این نکته بپردازید که چطور لباس پوشیدن را با سرعت بیشتری انجام دهد. انتظارات واقع‌بینانه به همراه انگیزش مثبت و برنامه‌ریزی می‌تواند سرعت کار را زیادتر کند.

همچنین ما برای کودکانی که به‌طور نامناسبی لباس می‌پوشند و یا این که به‌طور غیر عادی لباس پوشیدن را طول می‌دهند نیز، راه حل‌هایی ارائه خواهیم داد.

قبل از این که هر کدام از این روش‌ها را امتحان کنید، اطمینان حاصل کنید که زمان کافی را برای لباس پوشیدن کودک در نظر گرفته‌اید. ممکن است شما بتوانید به سادگی و تنها با کمی زودتر بیدار کردن کودک، مشکلات خود را حل کنید.

لباس پوشیدن را برای کودک جالب کنید
لباس پوشیدن باید از آغاز برای کودک جنبه سرگرمی داشته باشد. هنگامی که به نوزاد خود لباس می‌پوشانید، با او صحبت کنید و یا برایش آواز بخوانید. هنگامی که کودک بزرگ‌تر شد، هنگام لباس پوشاندن شیء جالبی مانند ماشین، اسباب‌بازیِ موزیک‌دار، عکس و یا حیوانات اسباب‌بازی به او بدهید تا تماشا کند یا با آن بازی کند.

لباس پوشیدن را با خواندن ترانه به کودک یاد دهید
کودک خردسال را تشویق کنید تا وقتی شما لباس‌هایش را می‌پوشانید با شما آواز بخواند: «جورابای خودمو این‌جوری می‌پوشم….» کودک به تدریج، ترانه و در نتیجه ترتیب لباس پوشیدن را یاد می‌گیرد.

روش لباس پوشیدن را به کودک یاد دهید
هنگامی که کودک ترتیب لباس پوشیدن را فرا گرفت، آمادگی آن را خواهد داشت تا طرز لباس پوشیدن را بهتر یاد بگیرد. با یک عروسک یا حیوان پارچه‌ای تمرین کنید و کودک را تشویق کنید که ابتدا لباس‌هایش را دربیاورد و سپس مجددا آنها را بپوشد.

هر بار که این کار را تمام کرد، او را شدیدا تحسین کنید و به دفعات به او فرصت دهید که این کار را تمرین کند. به او اجازه دهید کارهای مشکل‌تر مانند بستن دکمه، کشیدن زیپ و نهایتا بستن بند را تمرین کند. نسبت به او شکیبا باشید و همچنین انتظار پیشرفت یکباره را نداشته باشید. به تدریج کودک یاد می‌گیرد که چطور این کارها را انجام دهد.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودک:کودک در لباس پوشیدن کند است



:: بازدید از این مطلب : 810
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

آلبرت بندورا بنیانگذار نظریه شناختی اجتماعی معتقد است عوامل شخصی (از جمله باورها، انتظارات، نگرش ها، دانش ها، راهبردها ومانند این ها)، رویدادهای محیطی(فیزیکی واجتماعی) و رفتارهای (عملی وکلامی) فرد با یکدیگر تاثیر و تاثر متقابل دارند و هیچ یک از این سه جز را نمی توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده رفتار انسان به حساب آورد. بندورا این تعامل سه جانبه را تعیین گری متقابل (جبر متقابل) می نامد (سیف، 1387).

بندورا فرایندهای شناختی را در تعیین رفتار آدمی بسیار مهم می داند. طبق نظر او رفتار می تواند شدیدا تحت تاثیر تخیلات فرد باشد. از آن جایی که رفتار فرد دست کم تا حدودی به وسیله فرآیندهای شناختی او تعیین می شود، اگر این فرآیندها به درستی واقعیت را منعکس نکند، موجب رفتار ناسازگارانه می شود. بندورا چند دلیل برای ایجاد فرایند های شناختی معیوب به دست می دهد.

نخست این که، اعتقادات غلط در کودکان ممکن است به این علت به وجود آیند که چیزها را بر اساس ظاهرشان ارزیابی می کنند. دوم این که خطای فکری می تواند از اطلاعات حاصل از شواهد ناکافی به وجود می آید. مثلا یادگیری ناشی از تصوراتی که توسط رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی منتقل میشود. مردم تا حدی تصورا تشان را درباره واقعیت های اجتماعی که هیچ گونه تماس مستقیمی با آن ها نداشته اند از راه صحنه های تلویزیونی می آموزند. از آنجا که دنیای ماهواره، تلویزیون، اینترنت، بازی های ویدیو یی، رایانه ای و….. مملو از شخصیت های فاقد اصول اخلاقی (و پرخاشگری، خشونت، زیر پا گذاشتن قوانین ومقررات و…..) است می تواند دانش مربوط به جهان واقعی را وارونه جلوه دهد. طبق نظر بندورا این دید تحریف شده از واقعیت گاهی ممکن است به رفتار مجرمانه و جنایت آمیز منجر شود. ” کودکان برای فرستادن نامه های تهدید آمیز به معلمان و برای دعواهای همراه با ضرب و جرح دستگیر شده اندو معلوم گشته است که این گونه کارها را از صحنه های تلویزیونی آموخته اند (هرگنهان و اولسون، 1385).

بندورا می گوید پس از آن که باورهای غلط تشکیل شدند، به صورت دائمی در می آیند، زیرا صاحبان باورهای غلط افرادی را می جویند که همان باورها را دارند. افزون بر این، وقتی که باورهای غلط تشکیل شدند، به صورت پیشگویی ها یی کامبخش در می آیند. برای مثال، اگر کودکی به این باور برسد که به جز از راه پرخاشگری و خشونت نمی توان به اهداف خود رسید، به تجارب وفعالیت هایی می پردازد که باور او را تایید می کنند (هرگنهان و اولسون، 1385).

 

منبع : کودک و نوجوان-نقش رسانه در یادگیری لجبازی و پرخاشگری



:: بازدید از این مطلب : 882
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

مسلما داشتن یک کودک پاکیزه و منظم لذت‌بخش است. با این حال، در مورد این که چقدر کودک را تر و تمیز می‌خواهید و چه هنگام این انتظار را از او دارید، منطقی باشید. هر از چند گاهی کثیف شدن، کاملا پذیرفتنی است و پاکیزه کردن کودک نباید به صورت یک تنبیه درآید. از طرف دیگر، هر کودکی باید احساس غروری نسبت به بدن خودش پیدا کند و بیاموزد که چطور از آن مراقبت کند. اگر خودتان الگوی مناسبی برای کودک باشید، به کودک کمک خواهید کرد که عادت‌های خوبی را در زمینه پاکیزگی شخصی به دست آورد و همچنین به این نتیجه برسد که شست‌وشو بسیار سرگرم‌کننده و مسرت‌بخش است.

کودکان خردسال سعی می‌کنند که خودشان به تنهایی و بدون کمک شما، شست‌وشو را انجام دهند، ولی بیشتر آنها تنها در سن چهار سالگی می‌توانند بدون نظارت شخصی دیگر، دست خودشان را بشویند. شش ماه بعد می‌توانند به تنهایی و به شکل قابل قبولی صورت خود را نیز بشویند. ولی تنها در حدود شش سالگی می‌توانند کاملا به تنهایی حمام کنند. کودکان معمولا به اندازه بزرگ‌ترها به پاکیزگی اهمیت نمی‌دهند. ولی اگر بهداشت و پاکیزگی در سنین اولیه به کودکان آموزش داده شود، به تدریج به صورت قسمتی از زندگی روزمره آنها درمی‌آید.

راه‌حل‌های ما در واقع پیشنهادهایی برای آموزش کودکان بسیار خردسال در زمینه پاکیزه کردن خودشان به همراه شماست. بدین ترتیب، آنها به صورت طبیعی این کار را یاد می‌گیرند. عجله نکنید! به کودک نشان دهید که شست‌وشوی روزمره می‌تواند لذت‌بخش باشد. اگر فکر می‌کنید که کودک شما فراموش کرده است صورتش را بشوید، از او نپرسید که صورتش را شسته است یا نه، فقط از او بخواهید که صورتش را بشوید چون صورتش کثیف است. دقیقا چیزی را که انتظار دارید مشخص کنید و او را با یک روش غیر انتقادی و مثبت برانگیزید.

اشیاء را طوری قرار دهید که برای کودک قابل دسترسی باشند

از آنجایی که دستشویی خانه برای کودک بسیار بلند است، و او نمی‌تواند از آن استفاده کند، یک چهارپایه کوچک تهیه کنید و هنگامی که زمان شستشو است، آن را بیرون بیاورید. لوازم شستشو مانند هوله و برس ناخن را طوری قرار دهید که به راحتی در دسترس کودک باشد. به او یاد دهید که چطور از آنها استفاده کند. شستشو را با همراهی همدیگر انجام دهید و به کودک اجازه دهید که علاوه بر این که روی خودش تمرین می‌کند، روی شما نیز تمرین کند.

آموزش را زود شروع کنید

هنگامی که آداب توالت رفتن را به کودک می‌آموزید، کاری کنید که شستشوی دست‌ها بعد از توالت رفتن به صورت یک عادت ثانویه درآید. اجازه دهید که کودک خودش لوازم شست و شو را انتخاب کند تا بدین ترتیب هنگامی که از آنها استفاده می‌کند، لذت بیشتری ببرد. برای مثال، کودکان نوپا هوله‌هایی را که عکس‌های فانتزی دارند و یا صابون‌های رنگی و خوش عطر را دوست دارند. از صابونی استفاده کنید که چشم‌ها را نمی‌سوزاند. دو هوله را به هم بدوزید و خرده‌های صابون را در آن بریزید تا یک دستگاه صابون‌سازی خودکار درست کنید. اجازه دهید کودک با نوک انگشتش کف‌صابون روی‌صورتش بگذارد تا شست‌وشو برای او حالت‌بازی پیدا کند.

پاکیزه بودن را پاداش دهید

یک جدول در حمام بگذارید و پس از شستن دست قبل از غذا و بعد از توالت، او را وادارید که در جدول علامت بگذارد. هنگامی که کودک با دست و صورت تمیز سر میز آمد، به او لبخند بزنید (و به این صورت به او پاداش دهید) و به او بگویید که صاحب تمیزترین دست قبل از همه دسر (یا غذا) ر دریافت می‌کند. هنگامی که کودک در جدول نمره مشخصی را به دست آورد، به او اجازه دهید که یک دسر مخصوص یا شام را انتخاب کند.

کودک را با نتایج عملش روبرو کنید

اگر کودک به سنی رسیده که می‌تواند به خوبی از عهده شست‌وشوی خودش برآید ولی از این کار امتناع می‌کند، موقع آن است که نتایج کارش را ببیند. برای مثال، به کودک خردسال بگویید که اگر نمی‌تواند خودش دست و صورتش را بشوید، شما مجبور خواهید شد این کار را برایش انجام دهید. بعد از دو یا سه بار، او ترجیح خواهد داد که خودش این کار را انجام دهد. یا این که از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. اگر بار اول کودک دست و صورتش را نشست، نظارت کنید که این کار را دوباره و سه باره انجام دهد.روانشناسی کودک

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور خوب کودک:رعایت نکات پاکیزگی کودک



:: بازدید از این مطلب : 828
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

برترین مقاله کنفرانس روانشناسی کودک ۲۰۱۴، پروفسور جی تتان بیلر

کودکان به دلایل متعددی در مقابل رفتن به رختخواب مقاومت می‌کنند.

شاید آنها از تاریکی و یا بیدار نشدن به موقع می‌ترسند و یا این که هنگامی که تنها هستند احساس ناامنی می‌کنند.

بدون شک کودکان ترجیح می‌دهند بازی کنند و یا این که تلویزیون تماشا کنند و مطمئنا دوست دارند که شما آنها را همراهی کنید و یا به آنها توجه نشان دهید.

هنگامی که کودکان بزرگ‌تر می‌شوند، زندگی اجتماعی آنها اهمیت پیدا می‌کند.

به هر ترتیب هر خانه‌ای باید زمان مشخصی برای خوابیدن داشته باشد و اگر قرار باشد در خانه‌ای صلح و آرامش برقرار باشد، پدرها و مادرها نباید اجازه انتخاب در مورد آن را بدهند.

مشاوره کودک آنلاین. والدینی که می‌گویند: «بچه‌ها، فکر نمی‌کنین الآن وقت خواب باشه؟»

خودشان این‌طور انتخاب کرده‌اند که کاری از پیش نبرند و مطمئنا کودکشان به موقع به بستر نخواهد رفت.

والدینی که همیشه کوتاه می‌آیند و والدینی که گاهی به بچه‌ها اجازه می‌دهند که کمی بیشتر بیدار بمانند، محکومند که همیشه هنگام خواب مشکل داشته باشند.

مشاور کودکان آنلایندیر به رختخواب رفتن کودکان

مشاوره زمان خواب کودک
حتی اگر یک بار به یکی از این موارد عمل شده باشد، کودکان به آن چنگ می‌زنند.

در نظر بسیاری از والدین، خوابانیدن کودک یک درگیری دیگر در پایان روز است؛

زمانی که آنها نیاز دارند به خودشان بپردازند.

اگر تازه پدر یا مادر شده‌اید، از پیشنهادهایی که در زیر خلاصه شده‌اند،

تبعیت کنید تا بتوانید از مشکلات شبانگاهی، قبل از این که آغاز شوند پیشگیری کنید.

اگر جدیدا با مشکلات شبانگاهی و خوابانیدن بچه‌ها روبرو شده‌اید،

یک برنامه مقدماتی برای خواب کردن آنها طرح کنید. تصمیم بگیرید که چه کاری انجام خواهید داد و کودک را از این امر آگاه کنید که به زودی تغییری صورت می‌گیرد سپس در اولین روز برنامه را اجرا کنید.

مشاور کودکان آنلاین:دیر به رختخواب رفتن کودکان می باشد.

مشاوره زمان خواب کودک

تعیین زمان مشخصی خوابیدن
در مورد یک زمان مشخص برای خوایدن کودک تصمیم بگیرید و سپس به آن پای‌بند باشید.

این بدان معنا نیست که شما باید مطلقا انعطاف‌ناپذیر باشید.

مثلا هنگامی که ساعت هشت و زمان خواب است ولی پدر تازه از راه رسیده است یا این که دایی کودک به منزل آمده است، او را به رختخواب بفرستید.

ولی هر چقدر اقتدار بیشتری در تعیین زمان خوابیدن داشته باشید،
آسان‌تر خواهد بود که کودک را در یک زمان مشخص به رختخواب بفرستید.
به خاطر بسپارید که تاریک شدن هوا را به عنوان زمان به خواب فرستادن کودک تعیین نکنید.
زیرا با فرارسیدن تابستان یا عقب و جلو کشیدن ساعت، دچار مشکل خواهید شد.
استفاده از ابزار آرامش بخش برای کودک
کودکان خردسال، به ویژه کودکان نوپا، با تکرار بعضی کارها احساس امنیت عاطفی می‌کنند.

آنها احساس امنیتی را که بعضی رسوم می‌دهند و اشیاء خاصی را که می‌توانند روی آنها حساب کنند، دوست دارند. برای مثال، در میان کودکانی که ما می‌شناسیم آلن دوست دارد چکش آبیش ر هر شب با خودش به رختخواب ببرد،

سارا دوست دارد همه را قبل از خواب ببوسد و همچنین همه قبل از خوابیدن به بالین او بیایند و او را ببوسند در حالی که سی‌سی عروسک‌هایش را زیر یک پتوی زرد در کنارش مخفی می‌کند.

مراسم شب هنگام و اشیائی نظیر پتوی قدیمی و یا حیوانات پارچه‌ای که بعضی کودکان به آنها وابسته هستند،

به کودک کمک می‌کنند تا از افراد مورد علاقه خود جدا شود و نیز مرحله بین بیداری تا به خواب رفتن را بهتر بگذراند.

چیزهای مورد علاقه کودک خود را مسخره نکنید و از طرف دیگر نگذارید زیاد دردسرزا شوند. تعداد اسباب بازی‌هایی را که کودک می‌تواند با خودش به رختخواب ببرد،

محدود کنید: «جو، تو می‌تونی فقط با خودت یه کتاب و یه اسباب‌بازی به رختخواب ببری، باید انتخاب کنی!». بعضی از کودکان کاملا قادرند که مسأله را کش بدهند و بدین ترتیب پانزده دقیقه دیرتر به بستر فرستاده شوند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودکان آنلاین دیر به رختخواب رفتن کودکان



:: بازدید از این مطلب : 1654
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

ترس هایی که موجب می شود کودک به دیگران ضربه بزند، معمولاً ریشه در بعضی از تجارب ترسانیدن توسط والدین یا دیگران در اوایل زندگی اش دارد؛ اگرچه، در کل کودک ممکن است به ظاهر از خود ترسی نشان ندهد. کودک برای کنترل ترس اش، دست به نوعی رفتار پرخاشگرانه می زند و هر زمانی که او احساس ترس شدیدی کند این رفتار نیز شعله ور می شود. در واقع کودک به جای گریه کردن یا گفتن احساس ترس خود، هنگام ترسیدن شروع به حمله می کند، بالا و پایین می پرد، نمی تواند از دیگران درخواست کمک کند و به در و دیوار ضربه می زند. شما برای کمک به کودکتان، نباید به دنبال علت ترس او باشید؛ بلکه میزان افزایش احساس امنیت اش و نیز ارتباط با او ضروری و مهم است خواه شما والدین یا پرستار او باشید؛ خواه دوست یا از آشنایان او باشید. همچنین برای پیشگیری از هر گونه عمل تکانشگرانۀ کودک، نیاز به مراحلی پیش رونده است.همانطور که شما با کودکتان ارتباط برقرار می کنید و به او حس امنیت می دهید، او نیز احساسات پرحرارتی که محرک تکانشگری همراه با ضربه زدن شده را با شما در میان خواهد گذاشت. به احساسات کودکتان توجه کنید ضمن اینکه از آسیب زدن به دیگران ممانعت کنید و به او اجازه دهید تا ترس اصلی خود را تخلیه کند به طوری که او بتواند احساس راحتی و آرامش کند و دیگران را همچون دوستانش ببیند؛ نه اینکه او را تهدید کنید.

برای مطالعه بیشتر:

خشم و پرخاشگری در نوجوانان

* اول، یک رابطه صمیمی تری برقرار کنید.

فرصت هایی را برای ارتباط بیشتر و بهتر تنظیم کنید. تعیین زمان خاص یک ابزاری ایده آل برای برقراری ارتباط است. اگر فرزندتان است؛ پس سعی کنید آن، زمانی کوتاه در اوایل روز و به محض بیدار شدن از خواب صبحگاهی باشد، طوری که کودک روزش را با پیشنهادتان برای تصمیم گیری در مورد رغبت او به 5 دقیقه یا 10 دقیقه با هم بودن شروع کند. به او بسیار گرم و صمیمی نگاه و توجه کنید، این کار باعث می شود که او احساس کند وجودش برایتان مهم است حتی اگر هم شیر های دیگری هم داشته باشد، یک برنامه صبحگاهی ترتیب دهیدو اینکه باید ابتدا با مکالمات تلفنی شما همراه باشد. این کار یعنی داشتن برنامه در خانواده باعث می شود کارهای مهم را در اولویت قرار دهید. اگر می دانید که کودکتان فردی جدا از خانواده است سعی کنید در اولین فرصتی که او را می بینید با او بازی های کودکانه ای که در آن امکان برنده شدن او وجود دارد؛ را ترتیب دهید.

* برای مثال، تعامل احساسی برقرار کنید.

شما ممکن است یک سری بازهای پرسرو صدا یا بازی های قایم باشک را به کار ببرید این ها بازی هایی هستند که کودکان را به بازی جمعی وامی دارند، خودتان نیز به جمع آنها بپیوندید، پر انرژی و با احساس بازی کنید. با یکدیگر بازی خندیدن را انجام دهید و نقشیرا متناسب با سن کودکبه خود بگیرید. با بازی قایم باشک در جایی پنهان شوید و کودکان را وادار کنید تا سریع شما را پیدا کنند یا به صورت غیرمنتظره وسط بپرند و شما را بتراسنندوقتی کودکان بدون قلقلک می خندند؛ بالطبع آنها برنده می شوند و شما بازنده. خندیدن و حس امنیت و قدرت در بازیِ بردن و باختنبه کودکان کمک می کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و انرژی شان تخلیه شود. این بازی به کودکتان می فهماند که آنها در کنار شما احساس امنیت، ارزشمندی و نیز اعتماد به نفس دارند.

* در جمع خانواده

شما ممکن است بازی گرگم به هوا را ترتیب دهید یا بازی دویدن و گرفتن کودک که امکان برنده شدن کودک در آن وجود دارد. برای مثال شما ممکن است دست هایتان را باز کنید و سعی کنید او را با احاطه کردن کودک و به حالت تلو تلو و مارپیچی محکم در بغل بگیرید. برای آنها به جذاب ترین حالت ممکن گرفته شدن لذت بخش است.با کودکتان کشتی بگیرید اما سعی کنید خیلی به او فشار نیاید.با او هنگام بازی تماس چشمی داشته باشید.با او بازی های رمزی که حاکی از فریب دادن کودک است را انجام دهید اما سعی کنید سرزندگی قبل را داشته باشید و پر انرژی بازی کنید. این نوع بازی برای کودکان دنیای دیگری است. کودکی که در طی بازی قصد ضربه زدن دارد ممکن است این بازی را فرصتی دوباره برای رونمایی اضطراب و آشفتگی اش به روش عملی تری بداند. او ممکن است به میز محکم ضربه بزند یا میز پذیرایی تان را به هم بریزد و یا در حالی که به شما نگاه می کند، دیوار را خط خطی کند. وقتی که شما با ملایمت به او نزدیک می شوید تا به او تذکر دهید او دلیلی برای گریه کردن،جوش آوردن و راه انداختن قشقرق پیدا می کند.این بیان هیجانیشروع فرآیند بهبودیافتن یا درمان احساسات به خصوص احساسات مشابهی است که منجر به آسیب زدن به دیگرانمی شود.

* دوم: وقتی کودکتان گریه می کند برای احساساتش ارزش قائل شوید.

منبع : کودک و نوجوان-سه روش برای توقف کتک کاری در کودکان



:: بازدید از این مطلب : 904
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 تیر 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران