نوشته شده توسط : moshaverzendegi

کودک و نظم و ترتیب: شما نیز ممکن است مانند بسیاری از والدین فکر کنید باید اسم کودک شما را طوفان تورنادو می‌گذاشتند. گاهی به نظر جالب می‌رسد که چطور این موجودات کوچک می‌توانند در چنین زمان کوتاهی تمام چیزهای یک اتاق را به هم بریزند. کودکان دوست دارند چیزها را به هم بریزند و کودکان خردسال‌تر اصلا فکر نمی‌کنند چیزها را به هم ریخته‌اند: آنها هر چقدر چیزهای بیشتری برای بازی کردن دورو برشان باشد، سرگرم‌تر می‌شوند و بیشتر لذت می‌برند.

بعد از مدتی خانه شما شبیه حراجی‌های لباس یا اسباب‌بازی می‌شود و شما همیشه در حال غر زدن سر کودک هستید که چیزهایی را که ریخته است، جمع و جور کند و یا این که خودتان آنها را جمع می‌کنید. در این صورت، شما باز هم یک مسئولیت دیگر را که نباید برعهده می‌گرفتید، برعهده گرفته‌اید و از همه بدتر این که، کودک می‌فهمد کسی هست که پشت سرش چیزهایی را که ریخته است، جمع کند.

هر کس می‌تواند و باید مسئول تمیز کردن ریخت و پاش‌های خودش باشد. به کودک خود اهمیت مراقبت از وسایل و گذاشتن آنها در محل مخصوصشان را یاد دهید. او با پیدا کردن سریع وسایلش و غروری که این مرتب بودن به او می‌دهد، در واقع خودش جایزه‌اش را گرفته است.

گاهی صرفا لازم است که شما به اصطلاح چوب به زمین بکوبید: «این خانه باید این‌طور باشد که همه ما خودمون وسایلمون را جمع کنیم!» به‌طور ایده‌آل این قانون بازد از ابتدا، جزء طبیعی زندگی باشد. اگر چنین نیست، می‌توانید با بکارگیری یک یا چند مورد از راه حل‌های زیر، موقعیت را اصلاح کنید.

از پیش برنامه‌ریزی کنید

مرتب بودن، باعث صرفه‌جویی در وقت و جلوگیری از درگیری می‌شود و به شما اجازه می‌دهد که محیط اطرافتان را کنترل کنید. بنابراین با صرف کمی وقت طوری محیط اطراف کودک را تغییر دهید که نظیف بودن برایش آسان‌تر شود.مشاوره کودکان تهران

برای نگهداری لوازم کودک مکان‌هایی را تعیین کنید. به او بگویید همان‌طور که او خانه‌ای برای زندگی کردن دارد، همه اشیاء و لوازمش هم به خانه احتیاج دارند. محل‌های جداگانه‌ای را برای اسباب بازی‌ها، لوازم ورزشی و لوازم هنری و…. کودک تعیین کنید. جعبه‌های کفش می‌توانند برای نگهداری اشیاء کوچک‌تر به کار روند و می‌توان از جعبه جواهرات برای نگهداری اشیاء با ارزش استفاده کرد. برای اشیاء بزرگ‌تر، تاقچه، کابینت یا کمد مناسب‌تر از جعبه‌های اسباب‌بازی بزرگ هستند که در آنها اسباب بازی‌ها به هم ریخته می‌شوند و می‌شکنند. سطل‌های پلاستیکی آویزان شونده، محل مناسبی برای اسباب بازی‌های با قطعات فراوان هستند. به هر شکل که در مورد این مسائل تصمیم می‌گیرید، هدف شما باید این باشد که هر چیز جای معینی داشته باشد.

محل اشیاء را طوری قرار دهید که در دسترس کودک باشد. اتاق را از چشم کودک نگاه کنید و مطمئن شوید که تاقچه‌ها، کابینت‌ها، جارختی‌ها و طبقه‌های کمد طوری قرار گرفته است که کودک می‌تواند به آسانی به آنها دسترسی پیدا کند.

به محل‌ها برچسب بزنید. محل هر چیز را با برچسب (اتیکت)، حرف چسبان و یا حتی عکس مشخص کنی. به این ترتیب، کودک یکی از فایده‌های حروف الفبا را نیز یاد خواهد گرفت!

به کودک آموزش دهید و او را زیر نظر بگیرید

برای کودکانتان الگوی عملی باشید. بدین معنا که شما خودتان باید مرتب و منظم باشید و بر کار آنها نیز نظارت کنید. کودکانی که هرگز در عمرشان مرتب نبوده‌اند نمی‌توانند در یک چشم به هم زدن همه جا را مرتب کنند. همچنین آنها می‌دانند که چه باید بکنند. تمام کودکان ـ بزرگ و یا کوچک ـ باید بدانند که انتظارات شما دقیقا چه هستند. آیا اتاق فقط باید جلوی چشم شما تمیز باشد و یا این که حتی پشت درهای بسته هم باید اتاق تمیزی داشته باشند؟ به خاطر بسپارید که کودک به تدریج یاد می‌گیرد که شما چه می‌خواهید و بنابراین شما باید در انتظاراتتان واقع‌بین باشید.

آماده باشید که گاهی به کودک کمک کنید. حتی مرتب‌ترین کودکان نیز برای جمع کردن اسباب بازی‌هایی که دارای قطعات متعدد هستند، نیاز به کمک دارند تا قطعات گم نشوند. روش زیر را که ما از مادر یک کودک دو ساله یاد گرفته‌ایم، امتحان کنید: از کودک خواسته شد که به بهترین وجه اسباب بازی‌هایش را جمع کند و سپس مادرش برگشت تا با هم قطعات اسباب‌بازی را سوار کنند. به تدریج که کودک مهارت پیدا کرد، توانست قطعات بیشتری از اسباب‌بازی را سوار کند و نهایتا توانست خودش این کار را با احساس غرور خاصی به تنهایی انجام دهد.

در کودک عادت ایجاد کنید. کودک خود را تشویق کنید که وسایلش را بلافاصله بعد از بازی، جمع کند. در مورد کودکان نوپا چنین کنید: یکی شما بردارید، یکی کودک بردارد و بخوانید: «ما چیزامونو این جوری جمع می‌کنیم، ما چیزامونو این جوری جمع می‌کنیم….» هنگامی که جمع کردن و برداشتن از روی زمین را یاد گرفت، هدف بعدی این است که به او یاد دهید آنها را کجا بگذارد. اگر این آموزش را از ابتدای زندگی کودک آغاز کنید، او به این نتیجه خواهد رسید که این کار جزء طبیعی بازی کردن یا کار کردن است.

روشن صحبت کنید

هنگامی که می‌خواهید کودکتان وسایلش را جمع و جور کند، به روشنی و با لغات ساده به او بگویید که دقیقا چه کاری را باید انجام دهد: «مارسی، لطفا تمام اسباب بازی‌ها رو جمع کن و اونارو مرتب داخل طبقه مخصوص اسباب بازی‌ها بذار!» با لحنی مهربان ولی قاطع صحبت کنید و هرگز با تحکم فرمان صادر نکنید. اگر کودک پاسخ نداد، درخواست خودتان را پنج ثانیه بعد مجددا تکرار کنید. اگر با این که می‌دانید هر دو بار را شنیده است، هنوز واکنش نشان نمی‌دهد، پیامدهای کارش را به او نشان دهید. (قسمت بعد را بخوانید)

پیامدهای کار کودک را به او نشان دهید

برای این که دستورات شما معنی‌دار باشند، کودک باید بداند که اگر او کاری را که شما خواسته‌اید، انجام ندهد، جای بحث ندارد. شما آن کار را به جای او انجام نخواهید داد و او پیامدهای کارش را بلافاصله خواهد دید. این پیامدها می‌تواند به صورت محرومیت موقت، گرفتن دست کودک و مجبور کردن او به انجام کارها و یا تصحیح بیش از حد باشد.

روش دیگری را می‌توانید هنگامی که به خانه آمدید و متوجه شدید کودک وسایلش را جمع نکرده است، به کار برید. به او به تدریج بفهمانید که هر چیز را که تا انتهای روز جمع نکند، برای مدتی، مثلا یک هفته، مال شما خواهد شد. این وسایل را تا مدت معین در جعبه مخصوص (جعبه جریمه) بگذارید و اطمینان حاصل کنید کودک می‌داند که اگر این امر دوباره اتفاق بیفتد، مجددا جریمه خواهد شد.

از تحسین و تقویت استفاده کنید

تشویق در این مورد نیز، مانند تمام موقعیت‌های دیگر، مفید خواهد بود. همیشه، هنگامی که رفتار کودک خوب است، او را تحسین کنید.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودکان تلفنی :کودک و نظم و ترتیب



:: بازدید از این مطلب : 857
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

وقتی والدین به خاطر مشکلاتی که در مواجهه با رفتار کودک خود دارند، با ما مشورت می‌کنند، اغلب آنقدر درمانده‌اند که حتی نکته مثبتی هم برای گفتن ندارند. آنها شخصیت کودک را با کلماتی نظیر: لجباز، تنبیل و خودخواه توصیف می‌کنند. این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمی‌برد. تغییر دادن شخصیت به مراتب از تغییر دادن رفتار مشکل‌تر است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش می‌کنید، احتمال موفقیت شما بیشتر است. به بچه نگویید، «چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات؛ مسلم است که این انتظار غیر ممکن است. به جای آن می‌توانید «من از طرز حرف زدنت با مایکل خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» یا «دختر خوب» نمی‌تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند؛ مگر آن که کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود، بر پایه تصوری که از اعمالش دارد، استوار است.مشاوره کودک تلفنی

چگونه رفتار کودک را تحسین کنیم؟
موثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار با تحسین است. این روش تربیتی، باید به‌طور مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا رضایت شما را از رفتارهای جدید فرزندتان نشان دهد.

از تحسین‌های ویژه استفاده کنید
هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند، تاکید کنید. هرچه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد، کودک درست بودن کارش را بهتر درک می‌کند و احتمال این که آن عمل را تکرار کند نیز بیشتر می‌شود. برای نمونه یک روز صبح متوجه می‌شوید که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است. اگر به سادگی بگویید «از این که امروز صبح رختخوابت را جمع کردی خیلی خوشم اومد ممنونم.»

وقتی والدین برای یافتن نکته مثبتی در رفتار کودکشان دچار مشکل می‌شوند ما از آنان می‌خواهیم که از رفتارهای پسندیده کودکان خود یادداشتی تهیه کنند. ما والدینی را دیده‌ایم که فریاد می‌زدند: «هیچی برای نوشتن نبود!» اما بیشتر پدر و مادرها از مشاهده آن همه رفتارهای خوبی که نوشته بودند و از نقشی که از این یادداشت‌ها در یادگیری روش تحسین داشت، شگفت‌زده می‌شدند.

وقتی شما از این روش استفاده می‌کنید، در پایان هر روز، یادداشت‌ها را به کودکتان هم نشان دهید. این کار، روش خوبی برای صحبت کردن در مورد وقایع هر روز است و با این کار هر دو شما احساس خوبی خواهید داشت.

هر پیشرفتی را تحسین کنید
مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کرده، آنها را تحسین کرده و بدین وسیله قدیم کوچک در جهت تربیت کودک بردارید. اگر به فرزند خردسالتان گفته‌اید که باید اسباب بازی‌هایش را پس از بازی کردن با آنها مرتب کند ولی او قبلا هیچ‌گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت‌های کوچک او را نیز ستایش کنید.

برای نمونه، دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازی‌ها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد (در حالی که سه یا چهار تای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگویید: «چه کار خوبی کردی که کامیونت‌رو توی کمد اسباب بازی‌ها گذاشتی. بگذار کمکت کنم تا بقیه‌رو هم جمع کنی». دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو قطعه از اسباب‌هایش از او تعریف کنید و همین‌طور ادامه دهید تا رفتار کودک اصلاح شود.

تصور کنید که فرنزد شما می‌خواهد همیشه مورد توجه باشد و تا وسط حرف شما نپرد نمی‌گذارد که مکالمه تلفنی خود را تمام کنید. بار اول که سی ثانیه منتظر شد، صحبت کردن را متوقف کنید و به خاطر این کارش از او تشکر کنید و قبل از آن که دوباره شروع به صحبت کنید، جوابش را بدهید. در فرصت مناسب بعدی برای زمان طولانی‌تری صبر کنید و سپس جوابش را بدهید. در واقع با این کار انتظار را در او شکل دهید. شاید مجبور باشید که کارتان را با توقعات کمتری آغاز کنید تا به هدفتان برسید.

هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شده است، برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار به خصوص به‌طور مداوم تمجید شود. در عوض، به‌طور اتفاقی این کار را انجام دهید؛ مثلا هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام می‌دهد، از او تعریف کنید. این روش برای تقویت رفتار مزبور کافی است و به زودی برای هر دوی شما طبیعی خواهد شد. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را هرگز به‌طور کامل متوقف نکنید.

به‌طور مناسب و مقتضی تحسین کنید
برای دریافت پاسخ‌های بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و دیگر نشانه‌های عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز، برای کودکان خردسال موثرند. اما در مورد کودکان بزرگ‌تر بهتر آن است که از پیام‌های سری استفاده کنیم. زیرا این کودکان بیشتر دوست دارند به‌طور خصوصی تشویق شوند. برای نمونه، می‌توانید با یک چشمک یا اشاره دست نشان دهید که به عمل خوبش توجه کرده‌اید. بعدا می‌توانید در مورد رفتار پسندیده‌اش، با یکدیگر صحبت کنید.

بیشتر کودکان بزرگ‌تر با لحن آمیخته با شوخی را به تعریف و تمجید مستقیم ترجیح می‌دهند. گفتن این جمله که «عجب مستخدم با سلیقه‌ای اینجا بوده است!» پاسخ بهتری را در یک کودک دوازده ساله برمی‌انگیزد تا این جمله که «واقعا رختخوابت را خیلی خوب مرتب کرده‌ای».

به نظر ما باید در مورد واکنش‌های فرزندتان نسبت به تحسین، قضاوت کنید تا ببینید به هدف زده‌اید یا خیر. اگر کودک تعریف‌های شما را نادیده می‌گیرد، ولی بعدا آن رفتار خوب را تکرار می‌کند، درمی‌یابید که ستایش موثر بوده است.

توجه: به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده می‌شوند. عبارات مشابهی که پشت سر هم استفاده می‌شوند، تاثیر خود را از دست می‌دهند؛ خلاق باشید. گاهی بهتر است یک یادداشت زیر بالش یا در کیف فرزندتان بگذارید و در آن از یک رفتار ناپسندش به‌طور خاص شکایت کنید. یا اجازه دهید در حالی که با عصبانیت در مورد اعمال نادرستش با یک دوست صحبت می‌کنید، به‌طور تصادفی حرف‌های شما را بشنود.

برای تقویت اثرات تحسین می‌توانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید. به کودک بگویید که از کدام کارش خوشحال شده‌اید و به او وعده یک هدیه کوچک بدهید، ولی هدیه دادن را برای زمان‌های خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.

بلافاصله کودک را تحسین کنید
تحسین کردن به خصوصی در مورد کودکان خردسال وقتی موثرتر است که بدون معطلی صورت گیرد. نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگ‌تر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند.

معمولا فاصله بین عمل کودک و واکنش ما می‌تواند با یک اشاره کوچک به موضوع پُر شود. سپس در یادداشت روزانه رفتارهای خوب نوشته شود. وقتی این یادداشت را به او نشان می‌دهید، چیزی هم به عنوان تحسین بگویید. مثلا بگویید: «وقتی می‌بینم به خواهرت هم کاغذ نقاشی می‌دی، خیلی خوشحال می‌شم». البته لازم نیست که در یادداشتتان توضیحات کاملی بنویسید، بلکه رفته رفته عادت می‌کنید علامتی بگذارید که فقط برای خودتان معنی داشته باشد.

تحسین را با علاقه بی‌قید و شرط بیامیزید
در مواردی که کودک فقط هنگام تحسین شدن مورد توجه والدینش قرار می‌گیرد، به تدریج نسبت به آن احساس نیاز می‌کند. برخی از والدین نگران آنند که مبادا کودکشان فقط هنگامی که مورد توجه قرار می‌گیرند و تشویق می‌شوند، خوب رفتار کنند. برای رفع این مشکل، بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به‌طور موردی انجام دهیم. زیرا هر وقت کودک عملی شایسته انجام می‌دهد، والدینش برای تشویق کردن او حضور دارند.

مواقعی که به‌طور اختصاصی و با دید مثبت روی رفتار فرزندتان نظر می‌دهید، به کودک کمک می‌کنید تا یک دید مثبت نسبت به خود به‌دست آورد و مراقب اعمالش باشد.

در همین موقع به کودک نشان دهید که حتی وقتی در حال بررسی رفتارش نیستید نیز به او ارزش می‌دهید و بدون هرگونه قید و شرطی دوستش دارید. بغلش کنید، به او توجه کنید، به حرف‌هایش گوش دهید، برایش ارزش قائل شوید و به او اطمینان بدهید که لازم نیست برای به‌دست آوردن علاقه شما نگران باشد، چون در هر حال و همیشه از آن برخوردار است.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاوره کودکان تلفنی:تحسین رفتار کودک



:: بازدید از این مطلب : 859
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

آیا به نظر می‌آید کودکان شما درخواست‌هایتان را نمی‌شنوند؟ اگر این‌طور است، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست، بلکه نشانه بی‌توجهی آنها به حرف‌های شما است. آنها تا هنگامی که صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می‌دهند.

رفع این مشکل دو جزء ضروری را می‌طلبد: والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت، و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما به زودی یاد خواهد گرفت که در اولین لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنید، به شما گوش فرار دهد. برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید:

۱- مجبورش کنید به چشم‌هایتان نگاه کند

از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می‌شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن، به شما نگاه می‌کنند. شاید این مهم‌ترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد. نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید: چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشم‌های هم نگاه کنید، هر کس زودتر به اطراف نگاه کند، بازنده است.

اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می‌ترسد یا احساس راحتی نمی‌کند، به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند.

گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه‌اش بگذارید یا در صورت لزوم، دو تا دستتان را روی شانه‌هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید. فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید. برای کودکان بزرگ‌تر هر چیزی بیش از یک اشاره کوچک با دست بر شانه‌اش، ممکن است به جای جلب توجه، به یک رویارویی بدون ثمر بینجامد.

وقتی کودک هنگام صحبت کردن به شما نگاه می‌کند، برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید. بعدها در صورتی که علاوه بر نگاه کردن به شما، از دستورات نیز پیروی کرد، او را تحسین کنید.

۲- آرام ولی محکم صحبت کنید

اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می‌خواهید صدایتان را بلند می‌کنید، کودک می‌آموزد تا هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده‌اید، به شما بی‌توجهی کند. اگر متوجه شدید که صدایتان لحظه به لحظه بلندتر می‌شود، صبر کنید، یک نفس عمیق بکشید، به چشم‌های کودک خیره شوید، با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید. بگویید، «اندی (با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می‌کنید)، من…. ازت…. می‌خوام…. لباس‌هات رو…. همین حالا…. جمع کنی…. و توی…. کمد…. بگذاری.»

۳- از جملات پرسشی اجتناب کنید

وقتی به کودکتان می‌گویید «چطور لباس‌هات رو جمع کنی؟» اگر پاسخ دهد، «حالا نه!» متعجب نشوید. اگر بگویید «می‌آیی حالا ظرف‌ها رو تمیز کنیم؟»، این فرصت را به او داده‌اید تا بگوید، «نمی‌آم.» اگر در مورد چیزی که می‌خواهید کودکتان انجام دهد سوالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.

۴- با جملات ساده صحبت کنید

از کلماتی که کودکتان آنها را نمی‌فهمد استفاده نکنید. ساده و روشن حرف بزنید. پرچانگی نکنید. دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش‌های اصلی صحبتتان شود. نوجوانان برای به یاد آوردن سرنخ‌های اطلاعات شفاهی، توانایی محدودی دارند. گفتگوهای کوتاه و ساده، همراه با یک عکس‌العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی، درک و به خاطر سپرده می‌شود. به جای ادامه گفتگو در مورد مسئولیت، ارزش پول و اصول اخلاق، وضعیت را برای کودک روشن کنید: «یا همین حالا از دوچرخه‌سواری دست می‌کشی، یا یک هفته حق سوار شدن نداری.»

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودک خوب :روش صحبت با کودک



:: بازدید از این مطلب : 744
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

(قصد شما این است که به کودک آموزش دهید تا چند دقیقه ـ به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه ـ به آرامی دراز بکشد. از یک کرونومتر استفاده کنید تا کودک بداند چند دقیقه توانسته ساکت باشد).

«می‌خوام روی تخت‌خواب یا زمین دراز بکشی. حالا چشماتو ببند. ببینم چقدر می‌تونی ساکت بمونی (منتظر شوید.)، آفرین! چند دقیقه است که تو تونستی ساکت بمونی».

(کنار کودک خود بخوابید تا نشان دهید در نظر شما اهمیت روش‌های حفظ آرامش و همین‌طور ایجاد حس نزدیکی چقدر زیاد است. زمان را به گوش دادن به موسیقی، ره رفتن خیالی و یا روش‌های دیگر طولانی کنید).

روش تنفس

(تنفس آرام یکی از مهم‌ترین عوامل در آموزش آرامش است و می‌تواند بر روی سطح آرامش اثرات عمیقی به جای گذارد. از داستان مرد غارنشین استفاده کنید تا اهمیت تنفس را شرح دهید).

«یادت میاد که مرد غارنشین وقتی ترسیده بود، تند تند نفس می‌کشید؟ تند تند نفس بکش! درست مثل این که از یک ببر ترسیده‌ای».

(برای ده بار تنفس منتظر بمانید، نه بیشتر. سپس بپرسید:)

«چه احساسی داری؟ گیجی یا ضعف؟ ترس یا نگرانی می‌تونه حالت رو این جوری کنه. گاهی ممکنه حالت بدتر هم بشه».مشاوره کودک تهران

«به پشت بخواب و فکرت رو آرام کن. چشماتو ببند. یک دستتو روی سینه‌ات بگذار و دست دیگرت رو روی شکمت. حالا نفس بکش! می‌تونی حس کنی که دست‌هات حرکت می‌کنند! حالا با شمارش من نفست رو بکش تو و بده بیرون».

(رفته رفته شمارش را کند کنید. کودک تا عدد ۴ نفس را تو می‌کشد، تا ۲ شماره صبر می‌کند و سپس با ۴ شماره نفسش را بیرون می‌دهد. سپس تا ۲ شماره صبر می‌کند تا دوره بعدی را آغاز کند).

«با شمارش ۱، ۲، ۳، ۴ نفس بکش. با ۱، ۲ اونو نگهدار. با ۱، ۲، ۳، ۴ بعدی نفست رو بیرون بده. وقتی می‌خواهی نفست رو بیرون بدی، به خودت بگو آروم باش! تصور کن که لغت آرامش رو با حرف سفیدِ درشت روی آسمان نوشته‌اند».

«آرام نفس بکش، دست‌هاتو روی سینه و شکمت حس کن. کدام دست بیشتر حرکت می‌کنه؟ سعی کن هوا رو داخل شکمت بفرستی تا مانند یک بالن پر از هوا بشه. سپس با دست به آرامی روی شکمت فشار بیار و هوا رو خالی کن».

(کودک را تا زمانی که برای این کار مجبور به وارد کردن فشار بر شکمش نباشد، وادار به تمرین کنید. به زودی دستی که روی شکم قرار دارد بیشتر از دست دیگر حرکت خواهد کرد. ممکن است آموختن این روش، به چند جلسه تمرین نیاز داشته باشد. صبور باشید و پیشرفت را تقویت کنید. مدت زمان جلسات باید به اندازه‌ای باشد که علاقه و انگیزه کودک حفظ شود).

«حالا که می‌دونی چطوری روی زمین آرام نفس بکشی، بیا روی صندلی هم تمرین کن. یادت باشه وقتی می‌خواهی نفست رو بیرون بدی، پیش خودت کلمه آروم باش رو تکرای کنی…. باشه؟».

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مشاور کودک تهران:زمان سکوت کودک



:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اگر روز آغاز خوبی داشته باشد، امکان بیشتری وجود دارد که هم والدین و هم بچه‌ها روز خوبی در پیش داشته باشند. با این حال، ما اغلب چنان گرفتار عادت‌ها و وظایفمان در زمینه بیدار کردن به موقع، مراقبت از بهداشت کودک، فراهم آوردن غذا، رسانیدن کودک و رتق و فتق امور هستیم که این درگیری‌های اجتناب‌ناپذیر صبحگاهی می‌توانند تمام روز را خراب کنند.

در این مقاله کوشش خواهیم کرد تعدادی از مشکلات والدین و کودکان که معمولا موجب گرفتاری‌های صبحگاهی می‌شود و همچنین راه‌هایی که می‌توان از آنها اجتناب کرد یا تغییرشان داد را مورد بحث قرار دهیم. هنگامی که راه‌های پیشنهادی را امتحان کردید، مشاهده خواهید کرد که این راه‌حل‌ها چه تغییر عمیقی در شروع برنامه‌های روزانه خانواده شما و همچنین دیدگاه مثبت‌تر اعضاء خانواده نسبت به یکدیگر و نسبت به روز در پیش‌رو، ایجاد خواهد کرد.

نظر مشاور کودک در مورد کودک سحرخیز
کودکانی که صبح‌ها خیلی زود از خواب برمی‌خیزند: زمانی که کودک شما صبح‌ها چنان زود از خواب برمی‌خیزد که باعث دردسر شما می‌شود، چه کاری می‌توانید انجام دهید؟ اگر کودک شما با زود برخاستن، خواب شما را برهم می‌زند و یا با پرسه زدن خودسرانه در اطراف خانه موجب نگرانی شما می‌شود، می‌توانید به او یاد دهید که در چنین مواقعی دوباره به خواب برود و یا به آرامی در رختخواب خود بازی کند. ولی در درجه اول باید بررسی کنید که آیا میزان خواب او کافی است یا نه.

واقعیت این است که بعضی از کودکان به خواب بسیار کم‌تری نسبت به کودکان دیگر نیاز دارند. میزان خواب کافی در مورد یک کودک می‌تواند دوازده ساعت و در مورد کودک دیگر هشت ساعت باشد. گاهی کم‌خوابی می‌تواند نشانگر فعال بودن بیش از حد باشد ولی معمولا صرفا نمایانگر تفاوت بین افراد است. اگر میزان خواب کودک شما آن قدر نیست که روز را به خوبی بگذراند، وظیفه شما این است که به او یاد بدهید هنگامی که از خواب برمی‌خیزد،

چطور مجددا به خواب برود و یا این که چطور بیشتر بخوابد. ولی اگر با این مقدار خواب، کاملا راحت و شاداب است وظیفه شما این است که به او یاد دهید تا رسیدن موقع مناسب برای بیدار شدن سایرین، در یک مکان امن و یا رختخواب به آرامی و بدون سروصدا بازی کند.روانشاسی کودک

تعیین وضعیت خواب کودک
با پرسش‌های زیر می‌توانید وضعیت کلی خواب کودک را تعیین کنید:

۱- آیا کودک همیشه نسبت به همسالانش کمتر می‌خوابد؟

۲- هر شب چند ساعت می‌خوابد؟

یک هفته میزان خواب شبانه کودک را یادداشت کنید و سپس میانگین آن را محاسبه نمایید. متوسط خواب شبانه کودک چقدر است؟

۳- آیا میزان خواب کودک هر شب تقریبا یکسان است و یا این که تفاوت زیادی بین مقدار خواب او در شب‌های مختلف وجود دارد؟

۴- آیا معمولا کودک صبح‌ها شاداب است؟ آیا تا هنگام خواب بعدازظهر یا خواب شب «دوام» می‌آورد و یا این که مجددا به خواب می‌رود؟

اگر میزان خواب شبانه کودک تقریبا هر شب به یک اندازه است و معمولا صبح‌ها شاداب است، احتمالا خوابش کافی است و تنها باید آموزش ببیند که وقتی شب‌ها به خواب نمی‌رود یا این که صبح‌ها زود از خواب بیدار می‌شود، به آرامی در رختخواب بازی کند. اگر کودک به خواب بیشتری نیاز دارد، می‌توانید روش‌های زیر را به کار گیرید تا با تغییر عادت‌های خوابیدن، کودک بتواند بیشتر بخوابد:

آموزش زمانبندی خواب به کودک
چطور به کودکان آموزش دهیم که بیشتر بخوابند. بعضی از کودکان به راحتی به خواب می‌روند، ولی عادت دارند قبل از ساعت مقرر از خواب برخیزند. راه حل‌های زیر می‌توانند به چنین کودکانی بیاموزند چطور تا رسیدن ساعت مناسب برای بیدار شدن، مجددا به خواب روند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-روانشناسی کودکان:کودکان و مشکلات صبحگاهی



:: بازدید از این مطلب : 1798
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

نگارش اولین کتاب برای بزرگترها

همه چیز به خودتان بستگی دارد. می‌توانید بی‌عقلی کنید، روی دیوارتان (وال یا تایم لاین) جملات صد من یک غاز بنویسید، می‌توانید توی خانه بنشینید و مرتب زندگی خودتان را دود کنید، می‌توانید چند متر طناب بخرید و برای جمله زندگی‌تان، نقطه پایان بگذارید. اما جدا از این بچه‌بازی‌ها، می‌توانید یک لحظه تخیل خودتان را به کار بیندازید و کارهای بزرگ بکنید. چه کاری؟ باور کنید می‌شود خیلی کارها کرد. یکی‌اش نوشتن. نوشتن هم شما را سبک می‌کند و هم می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد. شرط ماجرا این است که… ناله نکنید. بنشینید و چیزی واقعی خلق کنید. برای آن‌که ماجرا در ذهنتان جا بیفتد، بد نیست خودمان را در یک فضای تخیلی قرار دهیم که البته اصلا تخیلی نیست.

فکر کنید ۴۰ ساله شده‌اید. (البته اگر بالای ۴۰ سال دارید که هیچی) فقط یک لحظه. خیلی هم سخت نیست. یکی از اطرافیانتان را که ۴۰ سال دارد تصور کنید و خودتان را بگذارید جای او. حالا فکر کنید این آدم از شوهرش (یا زنش) جدا می‌شود. فکر کنید که هیچ شغلی هم ندارد. پولی هم ندارد. چه باید بکند؟ اگر در ایران باشد، یا باید کارهای خلاف انجام دهد یا یکی از این کاغذها را بگذارد جلوی خودش و بنویسد که فلان و فلان و گشنه است. بعد هم کارتن‌خوابی. (لعنتی! ما کلی با کارتون‌ها خاطره خوب داشتیم. از بل و سباتین گرفته تا پدر پسرشجاع. حالا کارتن هم بد شده… کارتن‌خوابی!)

در این شرایط معمولا هر روز دو سه خط به شیارهای روی صورت شما اضافه می‌شود و با آخرین بازمانده پولتان، لباس سفید آخرت می‌خرید. تمام. اما همه اینطور نیستند. بعضی‌ها زندگی تازه‌ای را شروع می‌کنند. حتی در اتاق‌های سرد و تنها، می‌خواهند تولدی دیگر داشته باشند. یعنی یک یک فرد ۴۰ ساله بی‌پول، ناامید، دپرس و همه چیزهای به‌دردنخور نیستند و اصلا برایشان مهم نیست مردم چه می‌گویند. نکته جالب اینجاست که اگر این طوری باشید، ممکن است جی کی رولینگ دیگری متولد شود.

شما می‌توانید کسی باشید که کتابش در هر شرایطی پرفروش و پرخواننده است، حتی زمانی که منتشر نشده. همه دلشان می‌خواهد بدانند که کتابتان درباره چیست. حتی جاسوس می‌فرستند تا موضوع کتاب شما را کشف کنند. اما شما که آن همه اتاق سرد و تنهایی را تجربه کرده‌اید، از پس این چیزها هم بر می‌آیید. ۴۸ ساعت به پخش کتابتان، جلوی مغازه‌ها صف می‌کشند. اصلا هم مهم نیست که چند ساعت بعد، می‌توان کتابت را در اینترنت خواند. مهم این است که زودتر آن را بخوانند، حتی چند لحظه.

هری پاتر بزرگ شده یا کودکی درون شما مرده؟

وقتی شنیدم که رولینگ می‌خواهد کتابی بنویسد که ربطی به دنیای بچه‌ها ندارد، دو چیز توی ذهنم آمد. اول تصویر بازیگر فیلم‌های «هری پاتر»، که اوایل بچه‌ای شیرین و جذاب بود، اما بعدها به زور کرم پودر، ریشش را قایم می‌کردند و دیگری کودکی درون خود خانم رولینگ.

جی کی رولینگ یکی از ثروتمندترین زنان جهان است. در چند سال اخیر همیشه در فهرست ۱۰ ثروتمند جهان قرار داشته و پول‌هایش از پارو بالا می‌رود و معمولا وقتی پول از پارو بالا رود، به جای آن که قورباغه ابوعطا بخواند، کودکی درون آدم می‌میرد. البته در بعضی از جوامع، مثل جامعه ما مرگ بچه‌های واقعی هم مهم نیست. همین چند روز پیش ۲۶ دانش‌آموز دختر در تصادف یک اتوبوس مردند و آب از آب تکان نخورد.

این چندمین باری است که اتفاق‌های مشابه می‌افتد که یادآوری همه آن‌ها، نیاز به وقت زیادی دارد. فعلا قرار است که از گل و بلبل و جی کی رولینگ بنویسیم که وقتی پولدار شد و کودکی درونش مرد، احتمالا سراغ یک کتاب برای بزرگ‌سالان بیاید. (یا برود؟)

بعد از هری عزیز

ماجرای این رمان درباره سیاستمداری است در انگلستان که می‌میرد و مردم را مجبور می‌کنند که برای او عزاداری نکنند. یعنی گریه و این‌ها نکنند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. رولینگ در این باره می‌گوید: «باید این رمان را می‌نوشتم، چون به نوشتن آن نیاز داشتم. ایده این رمان در سال ۲۰۰۷ به ذهنم آمد. وقتی در ایالات متحده بودم، جرقه‌های نخستین این داستان در ذهنم زده شد. در تور تبلیغاتی آخرین کتاب «هری پاتر» بودم، سوار بر هواپیما، که ایده نوشتن رمان تازه‌ام به نام «جای خالی تصادفی» به سرم زد و داستان جلوی چشمم نقش بست. دقیقا مثل نوشتن مجموعه «هری پاتر»، احساس می‌کردم که واقعا دلم می‌خواهد آن را بنویسم. از فکر نوشتن این رمان واقعا هیجان‌زده شده بودم. این کتاب به نوعی کتابی بسیار شخصی است.

البته واضح است که خاطره‌نویسی نیست. خود من در کتاب حضور ندارم. روایت من نیست، اما درون‌مایه‌هایی را در بر دارد که برای من بسیار دارای اهمیت است. بله، این نقطه آغاز نوشتن این رمان بود.»

انگار نوشتن این رمان هم یک جورهایی تخیلی است. شما توی هواپیما نشسته‌ای و به جای این که به وصیتنامه‌ات فکر کنی، می‌نشینی و طرح یک رمان می‌آید توی ذهنت. بعضی از مردم واقعا بی‌کار و بی‌ملاحظه هستند. اصلا به آینده خودشان فکر نمی‌کنند. شاید هم خانم رولینگ خودش را جای آن سیاستمدار فرض کرده و بعد فکر کرده که برای تشییع جنازه‌اش آدم‌های زیادی می‌آیند و بعد فکر کرده ممکن است افرادی از این کار جلوگیری کنند. به هر حال جالب است که این طرح در هواپیما به ذهن نویسنده آمده است. او در این باره می‌گوید:« انگار وسایط نقلیه برای من برانگیزاننده هستند.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-نگارش اولین کتاب برای بزرگترها



:: بازدید از این مطلب : 822
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

10نکته که می توانیم به بچه ها بیاموزیم تا عاشق ورزش شوند
هر روزه خبرهایی در مورد چاق تر شدن بچه ها به گوشمان می رسد. تماشای بیش از حد تلویزیون یا بازی های کامپیوتری، یک رژیم غذایی فست فودی و کم بودن زمان لذت بردن از خارج از منزل، نخستین مقصرها هستند.

اما بچه ها ورزش را دوست دارند؛ شما باید آنها را از جای خود بلند کنید و در راه درستی قرار دهید. 10 راهنمایی زیر به شما کمک می کند تا این کار را انجام دهید.

وقتی شام خود را می خورید، آسان است که برای خود لم دهید. اما چرا به جای ان از خانه خارج نشوید؟

بهار و تابستان، زمان خوبی برای پیاده روی با هم به عنوان یک خانواده و یا دوچرخه سواری است. توپی را به پارک ببرید و بازی کنید.

برای مطالعه بیشتر در زمینه ورزش کودکان:

میزان درست ورزش کردن کودکان

تاثیرات ورزش بر روی مغز کودکان

اگر شما و بچه هایتان به انجام این کار عادت نداشته اید، فقط با یک ست آن را شروع کنید. سپس هفته بعد، سعی کنید بگویید، “هی، آن شب سرگرم کننده ای بود! اجازه دهید این کار را دوباره انجام دهیم. آن راحت و دلپذیر نگه دارید.

شما فقط باید آنها را یک بار برای این که به بیرون رفتن عادت کنند، به خارج از خانه ببرید. هنگامی که این کار شما یک بار در هفته انجام می شود، می توانید وقت های اضافی را خود را نیز به آن اختصاص دهید.

یک ساعت ورزش در روز، چربی ها را از بین می برد.
تحقیقات نشان می دهد که کودکان باید حداقل یک ساعت در روز برای حفظ سلامتی فعال یاشند. اما معنی فعال چیست؟ فعالیت های سالم آن هایی است که:

. ضربان قلب را افزایش دهد (دویدن، پریدن و پیاده روی سریع گزینه های خوبی است)

. عضلات را به کار بیندازد (بلند کردن وزنه، هل دادن، چرخش و بالا رفتن، این کار را انجام دهند)

. از کل بدن استفاده کند (طناب زدن، شنا، رقص، و اسکیت خوب هستند)

شما در ابتدا نباید کودکان خود را برای یک ساعت متوالی به فعالیت وادار کنید. 10 یا 20 دقیقه همه چیزی است که آن ها به آن نیاز دارند. به عنوان مثال، قدم زدن و یا دویدن با سگ در صبح، یک فوتبال بعد از مدرسه و انجام کارهایی در فضای باز قبل از خواب، به زودی به عادات آن ها افزوده خواهند شد.کودکان امروزه تکنولوژی را درک می کنند و آن را دوست دارند. شمارشگر گام (گام شمار نیز نامیده می شود) یک راه خوب برای به ورزش متمایل کردن بچه هایی است که از لحاظ تکنولوژیکی باهوش هستند.اگر یکی را برای همه بچه های خود و همچنین برای خودتان تهیه کنید، رقابت ملایمی را تشویق کنید تا ببینید که چه کسی می تواند قدم های بیشتری را برداشته و به آنها انگیزه دهید.بچه ها چالش ها، نمرات و جوایز را دوست دارند.نیاز به سرمایه گذاری در بسیاری از تجهیزات گران قیمت نیست، اما خرج چند دلار برای یک طناب پرشی، اسکیت، یک توپ فوتبال و حتی یک ترامپلاین کوچک سرمایه گذاری ارزشمندی است. شما می توانید چیزهای ارزان قیمت را از فروشگاه محلی و فروشگاه های اقتصادی خریداری کنید. چشمان خود را برای هر نوع فعالیت جدیدی باز کنید و یک انبار مرموز از آن ها ایجاد کنید.هنگامی که بچه ها شکایت می کنند که خسته شده اند، شما می توانید یک وسیله جدید را معرفی کنید و دوباره آن ها را فعال کنید.

منبع : کودک و نوجوان-چگونه کودکان عاشق ورزش شوند



:: بازدید از این مطلب : 832
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

اگراز جمله افرادی هستید که کودک یا فرزندتان را نزد متخصص یا روانشناس برده اید و به دلیل مشکلاتی از جمله افسردگی، پرخاشگری، لجاجت، درخودماندگی، بددهنی، اضطراب، ترس از تاریکی و..

او را نیازمند مراجعه به بازی درمانگر دانسته اند، مطالعه ی این متن می تواند برای تان مفید باشد.

آیا کودک من نیازمند بازی درمانی است؟
همان طور که از کلمه ی “بازی درمانی” مشخص است، این شیوه برای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین در مواردی مطرح است که پای نوعی از اختلالات روانی در میان است.

در این موارد لازم است تا کودک از طریق دریافت مداخلات درمانی بازی محور که ماهیتی استعاری دارند، به سمت حل مشکل حرکت کند.

چرا بازی درمانی؟
همان طور که می دانید، “بازی” زبان ارتباطی کودک با دنیای پیرامونش است. اگر چه یک کودک افسره نمی تواند در مورد یاس و ناامیدی اش صحبت کند.

اما می تواند آن را در بازی هایش به خوبی به نمایش بگذارد و از طریق بازی، درمان شود. به عنوان والد یا مراقب کودک، این مطلب می تواند برای تان در بردارنده ی یک نکته ی اساسی باشد.

شما می توانید بادقت در نحوه ی بازی های فرزندتان، نسبت به حالات روانی او اطلاعاتی کسب کرده و در صورت لزوم هرچه سریع تر جهت استفاده از مداخلات روانشناختی لازم اقدام کنید.

به عنوان مثال والدین یک کودک پرخاشگر این گونه گزارش می کنند که او دراکثر بازی هایش نیز در حال آسیب ردن به عروسک هایش و تنبیه آن هاست.

یک کودک وسواسی ممکن است در بازی هایش نیز حالاتی از وسواس تمیزی بیش از حد، سخت گیری درمورد تمیزی نسبت به عروسک هایش و یا سرزنش کردن آن ها را نشان دهد.


در ذهن کودک مساله دار چه می گذرد؟
شاید به عنوان والد با خود فکر کنید اگر بازی می تواند درمان بخش باشد، بهتر است خودم بازی کردن با کودک را آغاز کنم.

واقعیت آن است که فرایند بازی درمانی، امری کاملا تخصصی، علمی و نیازمند مداخله ی بازی درمانگر است.

به زبان ساده می توان گفت، اگر کودکی، مشکلات رفتاری از جمله وسواس، افسرگی، اضطراب، تنبلی، پرخاشگری، پرخوری و یا بی اشتهایی را نشان می دهد.

در حقیقت با وضعیت های روانی ناتمامی مواجه است که لازم است در طی فرایند بازی درمانی، کامل شوند تا کودک بتواند آن هارا کنار بگذارد.

به عنوان مثال کودکی که خشم فروخورده ی عمیقی نسبت به پدرش دارد، ممکن است آن را در قالب افسردگی و یا پرخاشگری نشان دهد.

آنچه در جریان بازی درمانی اتفاق می افتدآن است که کودک در فضایی کاملا ایمن، مورد پذیرش قرار گرفته و شروع به تجربه ی کامل احساس خشم فروخورده می کند.

در نتیجه ی این امر، او می تواند به این احساس پایان بدهد و رفتارهای پرخاشگرانه ی کمتری بروز دهد.

 

منبع : کودک و نوجوان-بازی درمانی چیست؟



:: بازدید از این مطلب : 798
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 01 تیر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

زنان و فتح قله‌های ادبی جهان

چند وقتی است که جایزه‌های ادبی را زنان نویسنده درو می‌کنند. گاهی ورود آقایان نویسنده کاملا ممنوع می‌شود و همه جایزه‌ها به خانم‌ها می‌رسد و گاهی هم یک مرد پیدا می‌شود که بتواند جایزه بگیرد. اما جایزه ملی کتاب آمریکا به دو زن نویسنده رسید و این بهانه‌ای شد که به این موضوع بپردازیم. این سوال برایمان مطرح شد که یعنی یک مرد در آمریکا پیدا نمی‌شود که جایزه ملی کتاب کشورش را بگیرد؟ واقعا مردهای آمریکایی کجا رفته‌اند؟ یک نویسنده هم به اسم فیلیپ راث دارند که از ترس گفته می‌خواهد بازنشسته شود. احتمالا جوهر «کیبوردش» خشکیده و دیگر نمی‌تواند بنویسد. وگرنه یک نویسنده حرفه‌ای که نان شبش را با نوشتن تامین می‌کند، نمی‌آید و یک‌دفعه نوشتن را بگذارد کنار و نان شبش را باد هوا کند. (یعنی حتی نمی‌تواند نانش را آجر کند.) حالا به همین مناسبت سری زده‌ایم به دنیای نویسنده‌های زن و می‌خواهیم بدانیم که جین آستین به چه شیوه‌ای شکسپیر را سنگ روی یخ کرده است.

حدود ۳۲ سال است که آثار لوییس ادریچ با استقبال منتقدان روبه‌رو می‌شود. این نویسنده ۵۸ ساله جایزه کتاب ملی آمریکا را برای رمان (خانه دایره‌ای) «The Round House» به خانه برد. (این جمله را با تاکید می‌نویسیم، چون ممکن است آدم جایزه‌اش را هزار جای دیگر هم ببرد). او یک آمریکایی دورگه است. یعنی یک طرفش سرخ‌پوست و یک طرفش آمریکایی انگلیسی زبان است. او وقتی جایزه را می‌گرفت، گفت: «می‌خواهم از وقار و صبر زنان بومی آمریکا بگویم. این کتاب درمورد بی‌عدالتی بزرگی است که در حق آن‌ها می‌شود. ممنون که با این جایزه مخاطبان این رمان را بیشتر کردید.»

حالا حسابش را بکنید. طرف جایزه می‌گیرد و می‌گوید که بی‌عدالتی می‌شود. حالا جایزه نگیرد چه می‌گوید؟

کاترین بو (منظور بوی بد نیست‌ها!) با کتاب غیرداستانی «در پناه جاودانه‌های زیبا» برنده جایزه کتاب ملی بخش غیرداستانی شد. این کتاب نگاهی است به زندگی هندی‌هایی که در زاغه‌های مجاور هتل‌های مجلل این کشور زندگی می‌کنند. او گفت: «اگر این جایزه معنایی داشته باشد، معنایش را از داستان‌های کوچکی گرفته که در نقاط ناپیدای هند رخ داده‌اند، چراکه این داستان‌های کوتاه به داستان‌های بزرگ ماهیت می‌بخشند، و داستان بزرگ داستان مردمانی است که برعکس زاغه‌نشینان قدرت سیاسی و اقتصادی دارند.

داستان آن‌ها بدون داستان‌های کوچک معنایی ندارد.» (یعنی موقع گرفتن جایزه از این حرف‌های عجیب و غریب نمی‌زدی، می‌گفتند بی‌سوادی؟ می‌گفتند خدای نکرده زبون نداری؟)

زنان نویسنده و اقتصاد

نمی‌دانم کتاب «اتاقی از آن خود» نوشته ویرجینیا وولف را خوانده‌اید یا نه. اگر نخوانده‌اید، حتما بخوانید. اگر هم شروعش کردید، تا آخر بخوانید. از آن کتاب‌هایی نیست که نصفه بخوانید و ولش کنید.

نویسنده در آخر کتاب کلی نتیجه‌گیری می‌کند که به درد می‌خورد، مخصوصا به درد کسانی که فکر می‌کنند که حق زن‌ها خورده می‌شود. (توضیح واضحات: این کتاب در مورد حقوق زنان نوشته شده و اصلا ضد زن نیست. پس قبل از خواندن کتاب، پیش‌داوری نکنید لطفا.)

وولف در این کتاب در مورد شکسپیر و خواهرش می‌نویسد. حالا مهم نیست این داستان واقعیت داشته باشد یا نه. او می‌نویسد که انگار ویلیام (خودمونی شدیم با شکسپیر) یک خواهر داشته. خیلی‌ها خواهر دارند، اما فرق خواهر ویلیام با دیگران در این بوده که او می‌توانسته بنویسد. معمولا در این شرایط می‌نویسند که طرف سر سوزن ذوقی داشته، اما بنده حقیر از ترس و با صدای بلند اعتراف می‌کنم که خواهر ویلیام به اندازه چند خاک‌انداز ذوق ادبی داشته است. سرتان را درد نیاورم، اما به دلیل مردسالاری خانه شکسپیر اینا، خواهر ویلیام نتوانسته استعدادهای خودش را نشان دهد.

اما ویلیام در حالی که دو، سه خاک‌انداز کمتر هوش ادبی داشته، توانسته استعدادهای خودش را نشان دهد و معروف شود. وولف از این ماجرا نتیجه می‌گیرد که زن‌ها استعداد کمتری ندارند، اما به آن‌ها فرصت داده نمی‌شود که این استعدادها را نشان دهند. (و البته نویسنده راست می‌گوید.)

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-زنان و فتح قله‌های ادبی جهان



:: بازدید از این مطلب : 1140
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 خرداد 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshaverzendegi

امنیت در رفتار با نوجوان

بنا به هیچ دلیل خاصی نباید مهر نوجوانتان را از قلبتان بیرون کنید، حتی برای یک لحظه. وقتی شما از صمیم قلب باورشان کنید، آنان نیز یاد می‌گیرند که خود را تمام و کمال باور داشته باشند.

آنان را صد در صد باور داشته باشید

به دوران نوجوانی خود برگردید و از خود بپرسید آیا طی آن دوران احساس ناامیدی و دلسردی می‌کردید؟ آیا قلبتان می‌شکست؟ آیا خیال می‌کردید که به جایی تعلق ندارید؟ آیا احساس پریشانی می‌کردید و بر این گمان بودید که کسی را ندارید تا به او رو کنید؟

اگر شما آن‌قدر خوش اقبال بودید که کسی به کنه وجودتان پی برد و دانست که هستید و راه صحیح را به شما نشان داد، حتما متوجه شده‌اید که آن حمایت اکنون تا چه حد برایتان حائز اهمیت است و اگر کسی را در کنار خود نداشتید، امروز می‌دانید که چه کمبودی داشتید و چقدر احساس تنهایی و بی­کسی می‌کردید و مسلما دلتان نمی‌خواهد نوجوانتان نیز چنین آینده‌ای پیش‌رو داشته‌ باشد.مرکز مشاوره آنلاین

باور و اعتقاد شما به این که نوجوانتان فردی توانا و در باطن خوب است، شرط واجبی برای پیشرفت و گسترش حس مسئولیت‌پذیری و تبدیل او به شخصی بالغ و سرزنده است. او احتیاج دارد حتی در مواقعی که انتخاب ناصحیح می‌کند یا باعث سرافکندگی و ناامیدی شما می‌شود، تأییدش کنید.

او به عشق و محبت شما نیازمند است. هرگز این کشور را از او دریغ نکنید. اگر شما او را باور نداشته باشید دچار بحران و مشکلاتی می‌شود که دیگر به راحتی نمی‌تواند در مسیر اصلی خود گام بردارد. حتی هنگامی که نوجوان شما دست به رفتاری احمقانه می‌زند و یا با قضاوت ناصحیح و ضعیف خود همه چیز را درهم می‌ریزد، به خاطر داشته باشید در آن لحظه تصور می‌کرده عملش صحیح و آن تنها راه چاره بوده است.

هر نوجوانی به روش خاص خود خراب‌کاری می‌کند، خطر می‌کند، به زحمت می‌افتد، قانون‌شکنی می‌کند، می‌کوشد خود را از دردسری برهاند و از شما چیزی بگیرد. بعضی از نوجوانان خود را با قانون درگیر می‌کنند و باعث بحران و آشوب خاصی می‌شوند. حتی زمانی که خود را به دردسر انداخته‌اند، شما حواس خود را متوجه تصویر بزرگ‌تری کنید. بارها به خود گوشزد کنید دردسری که او برای شما و خودش درست کرده فقط به این علت پیش‌پا افتاده است که او هنوز خود را نمی‌شناسد.

بگذارید نوجوانتان متوجه این قضیه شود که حتی اگر دست به کار خطایی زد، شما هم چنان او را باور دارید. در آن هنگام است که او می‌تواند از اشتباهات خود پند بگیرد و خود را اصلاح کند و به سوی رشد فکری گام بردارد.

شخصیت وجودی آنان را تحسین کنید

آیا تابه‌حال تجربه کرده‌اید حتی اگر شخصی بی‌رحم، عصبانی یا خسیس بوده‌اید، از محبت و عشق برادر، خواهر، پدر و مادر یا پدر بزرگ و مادر بزرگتان برخوردار گشته اید؟ آیا تا به حال متوجه شده‌اید صرف‌نظر از هر آنچه بوده‌اید، مادربزرگ و پدربزرگتان عاشق شما بوده‌اند و برق شادی و شعف را در چشمان آنان دیده‌اید؟ وقتی احساس سرخوردگی، درماندگی و عجز می‌کردید، یکی از افراد خانواده، با دلسوزی و ترحم به شما می‌نگریست و نگاهش آن‌چنان در شما اثر می‌گذاشت که نگرانی­تان برطرف می‌شد؟

اگر تا بدان حد خوش اقبال بوده‌اید که از عشق بی‌قید و شرط یکی از افراد خانواده نصیب ببرید، به راستی فردی خوشبخت بوده‌اید و اگر به راستی در آرزوی عشق و محبت می‌سوختید و دوست داشتید کسی شما را به دیده محبت بنگرد ولی از چنین موهبتی بی‌بهره بوده‌اید، پس اجازه ندهید نوجوانتان درد بی­محبتی را بچشد.

ممکن است از دست آن‌ها عصبانی شویم، ولی نباید دریچه قلب خود را به رویشان ببندیم. حتی در مواقعی که ما را به مرز جنون می‌رسانند باید به دنبال چاره باشیم و راهی پیدا کنیم تا بتوانیم به آنان افتخار کنیم. بر سر بسیاری از مسائل می‌توان با آن‌ها کلنجار رفت، ولی بر سر مسائل عاطفی نباید چنین کرد. نوجوانان وقتی حمایت شوند و عشق و محبت ببینند، ترقی می‌کنند و همه ما از این وضع سود خواهیم برد. نوجوانانی که با قدردانی پدر و مادر روبه‌رو می‌شوند، مشتاق یادگیری هستند و مایلند خود را در مسائل پدر و مادرشان درگیر کنند.

نوجوانان به پدر و مادری احتیاج دارند که از خبرگان روابط عمومی باشند و تمام هم و غم خود را صرف نوجوانان کنند و بتوانند از مبارزات بی‌شمار روزمره این دنیای پر جنجال سربلند بیرون آیند. نوجوانان به تحسین و تشویق شما احتیاج دارند. نیازمندند که به آنان شخصیت بدهید، از آنان قدردانی کنید، دلداریشان بدهید، آنان را بشناسید و بگذارید متوجه شوند که شما مایلید برایشان کاری انجام دهید.

منبع: مرکز مشاوره و روانشناسی ایران-مرکز مشاوره:امنیت در رفتار با نوجوان



:: بازدید از این مطلب : 8
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 خرداد 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران